۱۳۹۲ فروردین ۱۸, یکشنبه

نور عبادت گاهى كمرنگ مى‏ شود


نور عبادت گاهى كمرنگ مى‏ شود







جوانى به مادر مراجعه كرد، به او گفت مادر گاهى از اوقات حال عبادتم ضعيف مى ‏شود، پاره‏اى از اوقات حسّ مى‏ كنم رشته تاريكى بر نورانيت باطنم مى‏دود، حرام‏خور نيستم، با بدان معاشرت ندارم، از عوامل كسالت در عبادت پرهيز مى ‏كنم، در تحقيق و جستجو نسبت به اين مسئله به اين نتيجه رسيدم كه از شما سئوال كنم، احتمالًا عامل اين كسالت و تاريكى از شما به من منتقل شده، حقيقت را به من بگو، تا من به علاج داستان برخيزم.

مادر گفت: پسرم، زمانى كه به تو حامله بودم پدرت در سفر بود، زمان فراوانى زردالو رسيده بود، من از خانه بيرون نمى ‏رفتم، زمينه خريدن زردالو برايم نبود، براى پهن كردن رخت به بام رفتم، چشمم به زردالوى‏

زيادى افتاد كه همسايه براى خشك كردن پهن كرده بود، به اندازه چشيدن، اندكى از يكى از آن زردالوها را خوردم، و بعد پشيمان شدم، ولى روى رضايت گرفتن نداشتم، جوان گفت مادر علت مسئله پيدا شد، اجازه مى ‏خواهم در خانه همسايه بروم، و اين مسئله را با او حل كنم، تا از اين پس بدون حمله شيطان بتوانم خدا را عبادت كنم!





***



پایگاه عرفان





ادامه مطلب ....



http://www.nooreaseman.com/forum137/thread49957.html



منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان



تبادل لينك



به گروه اسلامی ما در گوگل بپیوندید تا همیشه با هم باشیم


هیچ نظری موجود نیست: