بيمار را سرشک و تبسم براي چه؟
بر کودکان، نگاه ترحم براي چه؟
از ساقي هميشة کوثر سؤال کن
افتاده کوثرت به تلاطم براي چه؟
دست شکسته را که شفا استراحت است
دستاس کرده دانه گندم براي چه؟
زهرا که در غم پدر آتش گرفته بود!
پس پشت خانه اين همه هيزم براي چه؟
ميگفت با علي که پسر عم! حلال کن
مولا گريست: فاطمه، خانم! براي چه؟
در بازتاب آن همه ظلمي که شد روا
تاريخ پرسشي است که مردم! براي چه؟...
بر کودکان، نگاه ترحم براي چه؟
از ساقي هميشة کوثر سؤال کن
افتاده کوثرت به تلاطم براي چه؟
دست شکسته را که شفا استراحت است
دستاس کرده دانه گندم براي چه؟
زهرا که در غم پدر آتش گرفته بود!
پس پشت خانه اين همه هيزم براي چه؟
ميگفت با علي که پسر عم! حلال کن
مولا گريست: فاطمه، خانم! براي چه؟
در بازتاب آن همه ظلمي که شد روا
تاريخ پرسشي است که مردم! براي چه؟...
ادامه مطلب ....
http://www.nooreaseman.com/forum9/thread50100.html
منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان
تبادل لينك
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر