۱۳۹۲ شهریور ۲۷, چهارشنبه

موضوع شش سوگند چیست؟



محمداسماعیل امام‌زاده


اگر شخصیت بزرگی سخنی بگوید و از وقوع رخداد و حادثه‌ای خبر دهد، بی‌شک به حرف او اعتماد کرده و برای مواجهه با آن رخداد خود را آماده خواهید کرد.

حال، اگر آن شخصیت دلسوز و مورد اعتماد برای تأکید هرچه بیشتر و قطعیت وقوع، سوگند بر اتفاق حتمی آن رخداد یاد کند، منطق و عقل ایجاب می‌کند که با جدیت و سعی و تلاش وافرتری خود را مجهز و آماده نمائیم تا درصورت روبه‌رو شدن با آن، غافلگیر و خسارت‌زده نشویم. فراتر از آن، اگر تأکیدهای مکرر و سوگندهای متعدد، ما را زنهار و هشدار دهد و به این تنبه‌ها و زنگ خطرها ترتیب اثری ندهیم و همچنان بی‌تفاوت در قبال زمینه‌های منطقی حادثه و آثار و علائم رخداد قریب‌الوقوع، در عالم بی‌خیالی خود سیر کنیم، آیا حتی قبل از وقوع آن حادثه احتمالی، قابل ملامت و سرزنش نیستیم که جنبه احتیاط را رعایت نکرده و در مقابل آینده و امنیت خود مسئولانه رفتار ننموده‌ایم، مستوجب توبیخ و پرداخت هزینه بی‌احتیاطی خود نیستیم؟!

این ملامتها زمانی تبدیل به حسرتهای جانکاه می‌شوند که طبق پیش‌بینی آن شخصیت مورد وثوق، اتفاق آنچنان که او خبر داده بود رخ دهد و ما ناآماده و غیرمجهز، مقهور و مغلوب آن رخداد شویم که به هیچ‌وجه جبران‌پذیر نباشد؟! در این هنگام باید پذیرفت که در قبال غفلت مالیخولیایی خود، مستحق هر مجازات و کیفری می‌باشیم.

یکی از پرسش‌های اساسی عقلاء در این زمینه، وجود خداوند و هدفمندی خلقت انسانها و ترسیم آشکار راههای سعادت و نیکبختی برای دستیابی به فلسفه وجودی هستی و نقش اصلی و اساسی انسان در گستره آفرینش به عنوان محور فاعلی خلقت است. در اصالت تکوین و تشریع مبانی یاد شده، که حتی برای سکولارها و لائیکهای کنونی جهان جای هیچ تردیدی وجود ندارد، نکته برجسته دیگر ارسال دلسوزانه و حکیمانه یکصد و بیست‌وچهار هزار پیامبر برای راهنمایی انسانها و نجات آنان از گمراهی‌های جهل و جهالت است. این پیامبران، که از برجسته‌ترین‌های پرهیزگار عصر خود بوده‌اند، به گواه قضاوت تاریخ همچون شمعی سوختند و محیط پیرامون و ظلمانی خود را به بهاء قربانی شدن خود روشن نمودند تا هدایت و الهی شدن انسانها حاصل آید. تاریخ می‌گوید که علی‌رغم تلاش شبانه‌روزی ظالمان و متجاوزان به فطرتها در محو جد و جهدهای فداکارانه پیامبران، جاودانگی و نام نیکو و بلند، از آن پیامبران و صالحان و پیروان درستکار آنان است و نابودی و خسران دنیا و آخرت متوجه کسانی است که نه به دلالتهای عقلی خود به عنوان پیامبر درونی و نخستین، و نه به توصیه‌ها و راهنمائیهای ناصحانه و مشفقانه پیامبران اعزامی از سوی خداوند توجه نکرده‌اند.

خواننده گرامی!

واقعا در یک خلوت متفکرانه، آیا راه و روش خداوند مهربان، که با دادن عقل و شعور، همچنین ارسال این همه پیامبر و انزال کتابهای آسمانی و شفاف کردن مسیر تکامل و خوشبختی و بازنگه داشتن دائمی باب توبه و بازگشت از بدیها و تعیین مناسبتهای متعدد مکانی و زمانی برای «بار عام» دادن به همه خلائق به ویژه گنه‌کاران و مذنبین، ...، هیچ بهانه‌ای را برای بهانه جویی باقی گذارده است؟

او که مهربان‌ترین مهربانان و خالق همه مهربانیهاست، با فرستادن پیامبر خاتم و اعظم(ص)، که میان همه پیامبران دلسوزترین و مقاوم‌ترین در هدایت مردم بود، با نازل کردن قرآن مجید، این کتاب نور و هدایت، برای باورمندکردن اصالت و صحت نکات برجسته دلالتهای خود به سوگندهای درس‌آموز توسل جسته تا دیگر هیچ راه مفری حتی برای غافل‌ترین و مریض‌ترین قلوب و عقول باقی نماند.

با هم به یکی از موارد متعدد سوگندهای خداوند در سوره «مرسلات» رجوع کنیم تا منش آن فیاض حکیم برای ما آشکارتر شود. در این سوره مبارکه می‌خوانیم: سوگند به پیامبران که برای هدایت خلق پی‌درپی از سوی خدای تعالی فرستاده شدند. سوگند به فرشتگانی که در انجام اوامر الهی چون بادهای سریع‌السیر در حرکتند. و سوگند به آنانی که حقایق الهی را در بین خلایق به بهترین وجه نشر می‌دهند. سوگند به رسولانی که تفاوت بین حق و باطل را آشکار می‌سازند. و سوگند به فرشتگانی که وحی و کلام الهی را به پیامبران القاء می‌کنند تا وسیله استدلال باشد برای نیکان و بیم و هشدار برای بدکاران.

سوگند به تمام این سوگندها که آنچه به شما درباره قیامت وعده داده شده همه واقع خواهد شد.

خواهر و برادر!

امید آنکه مطالعه این سطور برای‌تان به واسطه برخورداری از فطرتی پاک و قلب الهی تأمل‌برانگیز باشد، علت شش سوگند خداوند را که جویا شوید، به این خبر در سوره مرسلات برمی‌خورید که: «بدون کوچک‌ترین تردید، روز قیامت برای جدائی حق از باطل فرا می‌رسد.» ممکن است که در این دنیا باطل با پوشش و توجیهاتی خود را حق جلوه دهد و با ریاکاری موجبات فریب دیگران را فراهم آورد، اما در قیامت که خداوند آن را جداکننده حق از باطل ذکر می‌کند، با جدائی باطل از حق، حق‌گرایان و تکذیب‌کنندگان و یا پوشانندگان حق نیز مشخص می‌شوند.

آیاتی از این سوره، هشدار و آگاهی نسبت به قیامت و عاقبت باطل‌گرایان می‌دهد و سپس برای بازگشت خطاکاران و همه عبرت‌آموزان، مجددا به فرآیند آفرینش آدمیان از قطره‌ای آب پست و ظرفیت‌های اهدایی به انسان برای رشد به سوی بی‌نهایت‌ها با تذکر چندین‌باره نسبت به پیامدهای منفی تکذیب و نادیده انگاری حق می‌پردازد.

براستی، چرا خداوند بزرگ و مهربان با شش بار سوگند، واقعیتی عقلی و منطقی را بیان می‌دارد و به دستاوردهای مثبت و منفی تأیید یا تکذیب معاد تصریح می‌نماید؟ آیا نمی‌توان یک دلیل آن را عدم عنایت جدی و عملی آدمیان نسبت به معاد و بی‌فروغی التزام آن در زوایای مختلف زندگی‌شان از باطن اعمال و رفتار گرفته تا ظاهر آنها دانست؟

آیا این سوگندها نباید ما را بر آن بدارد تا تجدیدنظری در زندگی و نوع روابط‌مان با خدای متعال و اصلاح خلوت و جلوت خود بنمائیم؟!

تذکر جدی این سوره در خصوصیت دنیا و آخرت است که دنیا محل عمل و آخرت محل کیفر و جزاء می‌باشد. قیامت با قطع فرصت عمل، حتی سخن گفتن را که نوعی عمل است، از باطل‌گرایان سلب می‌کند و ضمن عرضه نتیجه اعمال گناهکاران، صالحان و حق‌گرایان را نیز متنعم می‌سازد و در آیه 43 خطاب به متقین می‌فرماید: بخورید و بیاشامید و از نعمات الهی بهره ببرید. همه گوارای وجودتان باد؛ زیرا اینها پاداش اعمال نیک شما در دنیاست.

آیا سوگندهای خداوند صادق‌الوعد، که در کنار همه تذکرها، رحمت‌ها و مهربانی‌ها؛ شدیدالعقاب نیز هست، می‌تواند ما را چنان آگاه سازد که در دغدغه‌ای همیشگی از رفتار، نیات و کردار خود به‌طور علی‌الدوام مراقبه کنیم و با عیار تقوا با همه پدیده‌ها مواجه شویم تا دچار غفلت و خسارات نشویم که اگر غیر از این شد، آیا دیگر بهانه‌ای قابل قبول خواهد بود با وجود آنکه خداوند همه نعمات خود را معمولا در هر ماه رمضان و در ضیافت و بار عام اختصاصی خود بر ما تمام می‌فرماید؟! واقعا شما بفرمایید که وظیفه‌مان چیست و چگونه می‌توان در برابر بزرگی و کریمی خداوند پوشاننده عیب‌ها همچنان فرصت بزرگ شدن و خلیفه خداوند شدن را از دست نداد؟!





ادامه مطلب ....



http://www.nooreaseman.com/forum257/thread57204.html



منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان



تبادل لينك



به گروه اسلامی ما در گوگل بپیوندید تا همیشه با هم باشیم


هیچ نظری موجود نیست: