شهادت دوربینها
سعید صادقی میتوان در آینه عکسهای عکاسان سالهای جنگ، پایداری یک ملت را در قابها، همراه با درونیات نسلی که عاشقانه دفاع کردند مشاهده کرد.
دوربینها با ثبت تجربهها میتوانند با توصیف رفتارهای مردم، مواد اولیه ارتباطات را فراهم آورند.
دیدن زندگی مردم، همیشه دنیایی از حسرت را در ذهن عکاسان به همراه دارد، آنها میدانند چه چیزی را میخواهند به تصویر بکشند؛ چیزی که معنای زندگی را داشته باشد از زمانی که در تعریف و نهادینه شدن فتوژورنالیسم با دوربینهای عکاسان باتجربه، زندگیها مورد جستوجو قرار گرفت؛ انبوه چشمهایی که شاهد رویدادهای بزرگ و حادثههای گوناگون از دریچه دوربینهای عکاسی هستند؛ حسرتی بر دل نویسندگان بر جای گذاشتهاند، حسرت اینکه نمیتوانند در ارتباط با صحنههای حادثهها از نزدیک بیننده وقایع باشند تا رضایت روح خوانندگان خود را سریعتر به دست آورند.
عکاسان با ارائه بهترین توصیف از لحظههای جنگ، در تصاویر چهره انسانها در حین نبرد چشمهای زیادی را باز میکنند و در شخصیت و نگرش صاحبان آن چشمها تأثیر میگذارند.
در جنگ ۸ ساله رژیم بعثی عراق بر علیه انقلاب مردم ایران، عکاسانی که خود با دوربینهایشان، وارد صحنههای جنگ شدند، با ذات عقیده و تعهد با ترکیب قابهایشان در خدمت دفاع مظلومانه مردم ایران بودند مردمی که با تهاجم نظامی همسایه نانجیبی روبهرو شده بودند که از درون مغزهایشان و از بیرون لباسهایشان توسط غربیها و شرقیها تنظیم و آراسته شده بود.
و گامهای دوربینهای عکاسان در کنار مردان دفاع مقدس، در میان بارش بارانهایی از گلولهها و بمبها، جلوههای شکوه ارزشهایی که بر خاکهای این سرزمین متجلی میشدند را قاب میگرفتند.
در این میان عکاسانی بودند که با تجربهتر و حرفهای تر، مدارک تحصیلاتی و مدارج عکاسی را از غرب به شناسنامههای خود چسبانده بودند.
در پشت لنزهایشان، پنهان شده، میگفتند ما طاقت دیدن خون را نداریم و از جنگ بیزاریم، آنها عکاسانی که در صحنههای جنگ حضور داشتند را آلت دست حاکمان ونظامیان میخواندند و تصور میکردند کار عکاسان جنگ با پایان جنگ متوقف خواهد شد و دوربینهایشان پس از پایان جنگ به زیر کشیده خواهد شد.
این عکاسان ناف خود را با تجهیزاتی که از غرب داشتند؛ بسته بودند و با زد و بندهایی در درون ارگانهای دولتی، با قدرت و مغرورانه در پشت هنرهای مدرن پنهان شده و از غریزه لذتطلبی استفاده میکردند تا سوداگریهای هنری خود را در کشور بهتدریج رایج کردند و در نمایشهای تاکتیکی، سالگردها در ارگانهای این نظام، در برخوردهای مستقیم و غیرمستقیم، با مشاوره دادنها تفکر خود را به کرسی نشاندند این دسته در شتابزدگیهای سیاسی و اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی پس از پایان جنگ به امکاناتی رسیدند و برخلاف نیازهای واقعی زندگی مردم، به حرکتهای خودشان در راستای ترویج هنری بدون درد و به دور از درد پرداختند و زندگی واقعی مردم و زخمهای به جا مانده از سالهای دفاع قدس را نادیده گرفتند؛ حرکتهای این سوداگران تاکنون با استفاده از پشتوانه قدرتهای سیاسی و اقتصادی در انکار باطن حقیقی و هویت ارزشها ادامه دارد و به طور مداوم به دنبال کمرنگتر کردن ارزشها هستند.
مثل اینکه این عادت و سنت سرزمین ماست که پس از شگفتیهایش، از کمین سوداگران نافبسته با استعمارگران غافل شود و به سرعت هویتش محو میشود و به آنان فرصت میدهد افکار عمومی را به سوی دالانهای فراموشخانهها بکشانند.
در این میان عکاسانی که در سالهای دفاع مقدس در شرایط سخت و هولناک جنگ، جان و روح و روان خود را در کنار مردان دفاع مقدس در معرض بارش گلولهها و بمبها قرار دادهاند و چشم لنز دوربینشان هم بهعنوان شاهد با همه وجودشان لمس کردهاند و آن حوادث را در کابوسهایشان همیشه با خود همراه دارند، و یا عکاسانی که در همین حوادث سالهای جنگ، جان خود را بر سر قابهای عکاسی از دست دادهاند و یا مجروح شده در کُنجِ شهرشان بدون غمخواری در انتظار پایان زندگیشان هستند؛ باید و بدون هیچ توجه و حمایتی رها شدهاند.
این سوداگران با ایجاد چنین شرایطی در جامعه ایران، سعی دارند رابطه مردم را با تصاویر سالهای جنگ که خاطره مردانی است که با دفاع مقدس، شکوه یک ملت با خونهایشان آبیاری شده است. از بین ببرند و با تنفر از آن روزها همه ارزشهایش را از ذهنها پاک کنند.
مسئولانی که با لذت بر مسندهای قدرت تکیه زدهاند؛ با ایجاد فاصلهها در جهت برانگیختن ذهن جامعه به سمت زندگیها و آرزوهای کاذب با این گروه همراه شدهاند و مردم را از دیدن سندهای تاریخ خودشان، که به یادگار مانده از نسل دفاع مقدس است محروم میکنند و آنها را در فضای اجتماعی موجود برایشان خستهکننده و کسلکننده جلوه میدهند.
جالب است که دانشجویان تاریخ و علوم سیاسی که برای تحقیق به تصاویر و عکسهای مانده از آن سالها نیازمند هستند هم در وضعیت پیچیده موجود، هیچ علاقهای برای پژوهش تحصیل از خود نشان نمیدهند و در مسائل ریز و درشت غرق شدهاند. درحالیکه میدانیم در تمام دنیا با استفاده از تصاویر گذشته خود تاریخنگاری کامل و بینقصی را از ارزشهای خود ارائه میکنند و از آن برای تکامل جامعهشان استفاده میکنند.
میتوان در آینه عکسهای عکاسان سالهای جنگ، پایداری یک ملت را در قابها، همراه با درونیات نسلی که عاشقانه دفاع کردند مشاهده کرد. این عکسها رازهای زیادی از هویت ملی این سرزمین را ثبت کردهاند؛ اعتقادات و انگیزه نسل دفاع مقدس، در حفظ استقلال این سرزمین، برای انسانهای امروز و آینده همواره جای تأمل و بازبینی دارد.
به همین دلیلهاست که حسادت تاریخی استعمارگران همیشه باعث میشود تا سعی کنند از درون ملت ایران را مضمحل کنند و رابطهاش را با هر چیزی که تصویری از عزم آهنین نسلهای گذشتهاش میباشد؛ قطع کنند.
دوربینهایی که از سر و کول سالهای دفاع مقدس بالا رفتهاند با تجربیات اندوخته از آن روزگاران دشوار هنوز نگاههای خود را از آن روزها به سختی حفظ کردهاند و تا به امروز مؤفقیتهای زیادی هم به کف آوردهاند.
در حال حاضر با نگاهی عمیق، میتوان حرکتهای این سوداگرن بیعقیده را در جهت بیخاصیت کردن و پوک کردن آرمانهای ملت ایران با شیوههای تبلیغاتی مختلف در برخی عملکردهای صدا و سیما و مطبوعات مشاهده کرد و در پس آن حرکتهای ذهن آنها را نیز آشکارا مورد بررسی قرار داد.
کسانی هستند که در پشت پردهها، ارزشهای سالهای دفاع مقدس و تصاویر آن سالها را با خود عکاسان اینگونه عکسها تمام شده تصور میکنند و میخواهند تصاویر سالهای جنگ و عکاسان آن عکسها از صحنهها محو کنند.
این جماعت نمیدانند که عکاسان سالهای دفاع مقدس، مانند بسیجیهای واقعی بین مردم ایران قرار گرفتهاند و چون چشمی دقیق نقش واسطه مردم و واقعیتها را بر عهده دارند.
همه مردم این سرزمین باور دارند که عکسهای دفاع مقدس، شاهدان حقیقت دفاع مظلومانه نسلی هستند که عاشقانه و با ایمان، جانشان را در راه ماندگاری تاریخ و شکوه این سرزمین هدیه کردند. و عکاسان سالهای دفاع مقدس هنوز دست کم از آن ایمانهای عاشقانه در وجودشان زنده مانده است. و تاکنون نیز هر چه سوداگران با قدرتهایشان تلاش کردهاند هنوز عکسهای سالهای دفاع مقدس در قاب چشمهای مردم ایران جای دارد و این همه مرهون دوربینهایی است که به دور از سر و صداها و هیاهوهای کاذب، تاریخ این سرزمین را در لحظههای دشوار دفاع مقدس ثبت کردهاند.
سعید صادقی میتوان در آینه عکسهای عکاسان سالهای جنگ، پایداری یک ملت را در قابها، همراه با درونیات نسلی که عاشقانه دفاع کردند مشاهده کرد.
دوربینها با ثبت تجربهها میتوانند با توصیف رفتارهای مردم، مواد اولیه ارتباطات را فراهم آورند.
دیدن زندگی مردم، همیشه دنیایی از حسرت را در ذهن عکاسان به همراه دارد، آنها میدانند چه چیزی را میخواهند به تصویر بکشند؛ چیزی که معنای زندگی را داشته باشد از زمانی که در تعریف و نهادینه شدن فتوژورنالیسم با دوربینهای عکاسان باتجربه، زندگیها مورد جستوجو قرار گرفت؛ انبوه چشمهایی که شاهد رویدادهای بزرگ و حادثههای گوناگون از دریچه دوربینهای عکاسی هستند؛ حسرتی بر دل نویسندگان بر جای گذاشتهاند، حسرت اینکه نمیتوانند در ارتباط با صحنههای حادثهها از نزدیک بیننده وقایع باشند تا رضایت روح خوانندگان خود را سریعتر به دست آورند.
عکاسان با ارائه بهترین توصیف از لحظههای جنگ، در تصاویر چهره انسانها در حین نبرد چشمهای زیادی را باز میکنند و در شخصیت و نگرش صاحبان آن چشمها تأثیر میگذارند.
در جنگ ۸ ساله رژیم بعثی عراق بر علیه انقلاب مردم ایران، عکاسانی که خود با دوربینهایشان، وارد صحنههای جنگ شدند، با ذات عقیده و تعهد با ترکیب قابهایشان در خدمت دفاع مظلومانه مردم ایران بودند مردمی که با تهاجم نظامی همسایه نانجیبی روبهرو شده بودند که از درون مغزهایشان و از بیرون لباسهایشان توسط غربیها و شرقیها تنظیم و آراسته شده بود.
و گامهای دوربینهای عکاسان در کنار مردان دفاع مقدس، در میان بارش بارانهایی از گلولهها و بمبها، جلوههای شکوه ارزشهایی که بر خاکهای این سرزمین متجلی میشدند را قاب میگرفتند.
در این میان عکاسانی بودند که با تجربهتر و حرفهای تر، مدارک تحصیلاتی و مدارج عکاسی را از غرب به شناسنامههای خود چسبانده بودند.
در پشت لنزهایشان، پنهان شده، میگفتند ما طاقت دیدن خون را نداریم و از جنگ بیزاریم، آنها عکاسانی که در صحنههای جنگ حضور داشتند را آلت دست حاکمان ونظامیان میخواندند و تصور میکردند کار عکاسان جنگ با پایان جنگ متوقف خواهد شد و دوربینهایشان پس از پایان جنگ به زیر کشیده خواهد شد.
این عکاسان ناف خود را با تجهیزاتی که از غرب داشتند؛ بسته بودند و با زد و بندهایی در درون ارگانهای دولتی، با قدرت و مغرورانه در پشت هنرهای مدرن پنهان شده و از غریزه لذتطلبی استفاده میکردند تا سوداگریهای هنری خود را در کشور بهتدریج رایج کردند و در نمایشهای تاکتیکی، سالگردها در ارگانهای این نظام، در برخوردهای مستقیم و غیرمستقیم، با مشاوره دادنها تفکر خود را به کرسی نشاندند این دسته در شتابزدگیهای سیاسی و اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی پس از پایان جنگ به امکاناتی رسیدند و برخلاف نیازهای واقعی زندگی مردم، به حرکتهای خودشان در راستای ترویج هنری بدون درد و به دور از درد پرداختند و زندگی واقعی مردم و زخمهای به جا مانده از سالهای دفاع قدس را نادیده گرفتند؛ حرکتهای این سوداگران تاکنون با استفاده از پشتوانه قدرتهای سیاسی و اقتصادی در انکار باطن حقیقی و هویت ارزشها ادامه دارد و به طور مداوم به دنبال کمرنگتر کردن ارزشها هستند.
مثل اینکه این عادت و سنت سرزمین ماست که پس از شگفتیهایش، از کمین سوداگران نافبسته با استعمارگران غافل شود و به سرعت هویتش محو میشود و به آنان فرصت میدهد افکار عمومی را به سوی دالانهای فراموشخانهها بکشانند.
در این میان عکاسانی که در سالهای دفاع مقدس در شرایط سخت و هولناک جنگ، جان و روح و روان خود را در کنار مردان دفاع مقدس در معرض بارش گلولهها و بمبها قرار دادهاند و چشم لنز دوربینشان هم بهعنوان شاهد با همه وجودشان لمس کردهاند و آن حوادث را در کابوسهایشان همیشه با خود همراه دارند، و یا عکاسانی که در همین حوادث سالهای جنگ، جان خود را بر سر قابهای عکاسی از دست دادهاند و یا مجروح شده در کُنجِ شهرشان بدون غمخواری در انتظار پایان زندگیشان هستند؛ باید و بدون هیچ توجه و حمایتی رها شدهاند.
این سوداگران با ایجاد چنین شرایطی در جامعه ایران، سعی دارند رابطه مردم را با تصاویر سالهای جنگ که خاطره مردانی است که با دفاع مقدس، شکوه یک ملت با خونهایشان آبیاری شده است. از بین ببرند و با تنفر از آن روزها همه ارزشهایش را از ذهنها پاک کنند.
مسئولانی که با لذت بر مسندهای قدرت تکیه زدهاند؛ با ایجاد فاصلهها در جهت برانگیختن ذهن جامعه به سمت زندگیها و آرزوهای کاذب با این گروه همراه شدهاند و مردم را از دیدن سندهای تاریخ خودشان، که به یادگار مانده از نسل دفاع مقدس است محروم میکنند و آنها را در فضای اجتماعی موجود برایشان خستهکننده و کسلکننده جلوه میدهند.
جالب است که دانشجویان تاریخ و علوم سیاسی که برای تحقیق به تصاویر و عکسهای مانده از آن سالها نیازمند هستند هم در وضعیت پیچیده موجود، هیچ علاقهای برای پژوهش تحصیل از خود نشان نمیدهند و در مسائل ریز و درشت غرق شدهاند. درحالیکه میدانیم در تمام دنیا با استفاده از تصاویر گذشته خود تاریخنگاری کامل و بینقصی را از ارزشهای خود ارائه میکنند و از آن برای تکامل جامعهشان استفاده میکنند.
میتوان در آینه عکسهای عکاسان سالهای جنگ، پایداری یک ملت را در قابها، همراه با درونیات نسلی که عاشقانه دفاع کردند مشاهده کرد. این عکسها رازهای زیادی از هویت ملی این سرزمین را ثبت کردهاند؛ اعتقادات و انگیزه نسل دفاع مقدس، در حفظ استقلال این سرزمین، برای انسانهای امروز و آینده همواره جای تأمل و بازبینی دارد.
به همین دلیلهاست که حسادت تاریخی استعمارگران همیشه باعث میشود تا سعی کنند از درون ملت ایران را مضمحل کنند و رابطهاش را با هر چیزی که تصویری از عزم آهنین نسلهای گذشتهاش میباشد؛ قطع کنند.
دوربینهایی که از سر و کول سالهای دفاع مقدس بالا رفتهاند با تجربیات اندوخته از آن روزگاران دشوار هنوز نگاههای خود را از آن روزها به سختی حفظ کردهاند و تا به امروز مؤفقیتهای زیادی هم به کف آوردهاند.
در حال حاضر با نگاهی عمیق، میتوان حرکتهای این سوداگرن بیعقیده را در جهت بیخاصیت کردن و پوک کردن آرمانهای ملت ایران با شیوههای تبلیغاتی مختلف در برخی عملکردهای صدا و سیما و مطبوعات مشاهده کرد و در پس آن حرکتهای ذهن آنها را نیز آشکارا مورد بررسی قرار داد.
کسانی هستند که در پشت پردهها، ارزشهای سالهای دفاع مقدس و تصاویر آن سالها را با خود عکاسان اینگونه عکسها تمام شده تصور میکنند و میخواهند تصاویر سالهای جنگ و عکاسان آن عکسها از صحنهها محو کنند.
این جماعت نمیدانند که عکاسان سالهای دفاع مقدس، مانند بسیجیهای واقعی بین مردم ایران قرار گرفتهاند و چون چشمی دقیق نقش واسطه مردم و واقعیتها را بر عهده دارند.
همه مردم این سرزمین باور دارند که عکسهای دفاع مقدس، شاهدان حقیقت دفاع مظلومانه نسلی هستند که عاشقانه و با ایمان، جانشان را در راه ماندگاری تاریخ و شکوه این سرزمین هدیه کردند. و عکاسان سالهای دفاع مقدس هنوز دست کم از آن ایمانهای عاشقانه در وجودشان زنده مانده است. و تاکنون نیز هر چه سوداگران با قدرتهایشان تلاش کردهاند هنوز عکسهای سالهای دفاع مقدس در قاب چشمهای مردم ایران جای دارد و این همه مرهون دوربینهایی است که به دور از سر و صداها و هیاهوهای کاذب، تاریخ این سرزمین را در لحظههای دشوار دفاع مقدس ثبت کردهاند.
ادامه مطلب ....
http://www.nooreaseman.com/forum260/thread57154.html
منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان
تبادل لينك
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر