روح ها متفاوتند !

همه ما روزی در پاسخ به "ألست بربکم" گفته ایم " بلی".
و اکنون است مجال پایداری در ابتلائات آن " قالوا بلی".
حاج رضا، بله داده است به متولد شدنش در خانواده ای ساده. ساده تر از خانواده های ساده ای که من و تو می شناسیم؛ به قول کسی " دهاتی! ".
حاج رضا، بله داده است به فرزند سوم پدر و مادری ساده شدن. پدری مقنّی و مادری بی سواد؛ مقنّی یعنی " چاه کن! ".
حاج رضا، بله داده است به متولد شدن در خانه اجاره ای یک سیّد، و بزرگ شدن در خانه ای 60 متری، با دو اتاق 12 متری و یک حیاط کوچک.
حاج رضا، بله داده است به خندیدن به زندگی.
گویی از همان آغاز، زندگی، تنها گذری باشد برای طی کردن.
و او با عنوان " حاج رضا خندان "، این گذر را طی 42 سال، به خوبی پیمود.
تولد: سال 1339.
شهادت: صبح جمعه. صبح 13، دی ماه، سال 81.
روح. روحها متفاوتند. تفاوتشان توی کوچکی و بزرگی شان است، توی کوتاهی و بلندی شان.
روح اگر بزرگ شد، دیگر توی تن جا نمی شود. روح اگر بلند شد، دیگر برای جسم می شود یک مزاحم.
روح حاج رضا مزاحم شده بود برای جسمش.
جسمی که هر روز ناتوان تر می شد و روحی که هر روز بلندتر.
حاج رضا به فکر شفاعت بود. برای همین یک روز نشست، همه نامه هایی که برای همسرش فرستاده بود توی دوران جنگ را پاره کرد، ریز ریز. خانمش هم که اعتراض کرد، گفت:"به درد نمی خورند!"
آری!
به درد، آمپول های مسکّنی می خورند که حاج رضا را توی روزهای آخر، نگه دارند!
به درد، قرص و دواهایی می خورند که هر روز باید خورده شوند تا بمانی، شاید یک روز بیشتر!
به درد،...!
به درد، اینها هم نمی خورند! به درد حاج رضا، همان جمله ای می خورد که بغض می کند، اشکهایش می آید روی صورتش، می گوید:"خدا عاقبت ما را ختم به شهادت کند!"
نه! به درد حاج رضا، شهادت هم حتی نمی خورد!
به درد حاج رضا، همان شفاعت می خورد که رئوفانه با امام رئوفش همراه شود.
ادامه مطلب ....
http://www.nooreaseman.com/forum260/thread57351.html
منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان
تبادل لينك
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر