۱۳۹۲ مرداد ۴, جمعه

شیعه و خروج از روش اسلام!؟





















آیت الله مکارم شیرازی





سوال :آیا همانطور که دکتر قفاری وهابی می گوید شیعه در اخذ علوم از منهج اسلام خارج است؟





پاسخ : دکتر قفاری وهابی می گوید: «شیخ شیعه نجاشی، در تعریف شیعه آورده است: "شیعه کسانی هستند که هر گاه در علومی که از رسول خدا(علیه السلام) به آنها رسیده اختلاف نمودند، به قول علی(علیه السلام) تمسُّک می کنند. و هرگاه در علومی که از علی(علیه السلام) به آنها رسیده اختلاف کردند، از قول جعفر بن محمّد تبعیّت می کنند." حال اگر در علومی که از جعفر بن محمّد نقل کرده اند اختلاف شد، از چه کسی تبعیّت می کنند؟ در این تعریف، جوابی نمی بینیم....»

آن گاه می گوید: «این تعریف، خروج از منهج و روش اسلام است; زیرا هنگام اختلاف در نقل از رسول خدا(صلی الله علیه وآله) باید به مقیاس های ترجیح اخبار صحیح از غیر صحیح مراجعه کرد، نه این که به قول علی و جعفر مراجعه نمود... .

دیگر این که: چگونه اختلاف در نقل از رسول خدا و علی هست ولی اختلاف در نقل از جعفر نیست...؟ آیا جعفر از آن دو افضل است؟!.»(1)

در پاسخ به او می گوییم: اوّلا: این تعریف از نجاشی نیست، بلکه نجاشی به سندش از ابان بن تغلب نقل می کند. و این کار خلاف امانت داری است که مغرضانه انجام گرفته است، و اهل فن این غرضورزی را به خوبی درک می کنند.

ثانیاً: مقصود ابان بن تغلب از این تعریف برای شیعه این است که مردم بعد از رسول خدا(صلی الله علیه وآله) به طور حتم در علومی که از حضرت(صلی الله علیه وآله) به جای مانده اختلاف کرده اند و برای رسیدن به قول حقّ وظیفه دارند به سراغ کسی بروند که هرگز اشتباه نکرده و نمی کند و حقّ را بر مردم آشکار می سازد، این چنین شخصی به نصّ نبوی کسی به جز امام علی بن ابی طالب(علیه السلام) نیست. و از آنجا که ابان بن تغلب معاصر امام صادق(علیه السلام) بوده درآخر اشاره می کند که هر گاه در علومی که از حضرت علی(علیه السلام) رسیده، اختلاف در تفسیر و تبیین آن پدید آمد، باید به معصوم دیگر که در آن عصر، امام صادق(علیه السلام) است مراجعه کنند.

مگر نه این است که پیامبر(صلی الله علیه وآله) در شأن حضرت علی(علیه السلام) فرمود: «یا علیّ! أنت تبیّن لأمّتی ما اختلفوا فیه من بعدی»;(2) «ای علی! تو کسی هستی که برای امتم مسائلی را که در آن اختلاف نمودند، تبیین و واضح می کنی.»

پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرمود: «علیٌّ العَلَمْ»;(3) «علی عَلَم [هدایت] است.» و یا «علیّ رایة الهدی»;(4) «علی(علیه السلام)پرچم هدایت است.» و نیز «علیّ منّی بمنزلتی من ربّی»;(5) «علی(علیه السلام) نزد من به منزله من نزد پروردگار من است.»

قرآن منزلت رسول خدا(صلی الله علیه وآله) را بیان کرده است، آنجا که می فرماید: ( وَما أَنْزَلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ إِلاّ لِتُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذِی اخْتَلَفُوا فِیهِ);(6) «و ما کتاب ]قرآن[ را بر تو نازل نکردیم جز برای آن که برای مردم آنچه را که در آن اختلاف و نزاع کرده اند تبیین نمایی.»

همین مقام و منزلت را عیناً رسول خدا(صلی الله علیه وآله) از جانب خداوند به حضرت علی(علیه السلام) اعطا نمود، تا برای بعد از خودش، هر گاه در مسأله ای اختلاف شد به او مراجعه کنند. بلکه مطابق برخی از نصوص صحیح السند، این مقام و منزلت را برای یازده امام معصوم از اهل بیت خود نیز قرار داد، آنجا که فرمود: «إنّی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی، ما إن تمسّکتم بهما لن تضلّوا بعدی أبداً»; «همانا من در میان شما دو چیز گرانبها می گذارم: کتاب خدا و عترتم، اگر به آن دو تمسّک کنید هرگز بعد از من گمراه نخواهید شد.»

در نتیجه این رجوع به امام علی(علیه السلام) و نیز امام صادق(علیه السلام) در مسائل اختلافی، خروج از مقیاس های علمی برای ترجیح احادیث اختلافی نیست.

از این بیان نیز استفاده می شود که این تعریف، دلالت بر برتری امام صادق(علیه السلام) از پیامبر و حضرت علی(علیهما السلام) ندارد; زیرا ابان بن تغلب معاصر امام صادق(علیه السلام) است و امامان بعد از او را درک نکرده است.

در پایان به این مطلب اشاره می کنیم که اهل بیت(علیهم السلام) هر چه می گویند، همان سنّت واقعی پیامبر(صلی الله علیه وآله) و قول خداوند متعال است.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: «حدیثی حدیث أبی، وحدیث أبی حدیث جدّی، وحدیث جدّی حدیث الحسین، وحدیث الحسین حدیث الحسن، وحدیث الحسن حدیث أمیرالمؤمنین، وحدیث أمیرالمؤمنین حدیث رسول الله، وحدیث رسول الله قول الله ـ عزّ وجلّ ـ»;(7) «حدیث من حدیث پدرم، و حدیث پدرم حدیث جدّم، و حدیث جدّم حدیث حسین، و حدیث حسین حدیث حسن، و حدیث حسن حدیث امیرالمؤمنین، و حدیث امیرالمؤمنین حدیث رسول خدا(صلی الله علیه وآله) و حدیث رسول خدا(صلی الله علیه وآله)گفتار خداوند ـ عزّ وجلّ ـ است.»(8)





1 ـ اصول مذهب الشیعه، ج 1، ص 47.

2 ـ تاریخ دمشق. ترجمه امام علی( علیه السلام)

3 ـ تاریخ دمشق، ترجمه امام علی(علیه السلام)، ج 2، ص 489.

4 ـ تاریخ دمشق، ج 42، ص 330، ح 8892.

5 ـ ذخائر العقبی، ص 64.

6 ـ سوره نحل، آیه 64.

7 ـ بحارالأنوار، ج 2، ص 178.

8 ـ علی اصغر رضوانی، امام شناسی و پاسخ به شبهات (1)، ص 320.





ادامه مطلب ....



http://www.nooreaseman.com/forum257/thread53452.html



منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان



تبادل لينك



به گروه اسلامی ما در گوگل بپیوندید تا همیشه با هم باشیم


هیچ نظری موجود نیست: