۱۳۹۲ تیر ۱۹, چهارشنبه

حکایت یک امامزاده رها شده در گیلان


حکایت یک امامزاده رها شده در گیلان















توده پشه و حشرات مرده روی بخش‌های مختلف فرش نمازخانه پخش بود، مطلقا کسی مراقب و متولی نبود، لامپ‌ها روشن و ساعتهای دیواری از کار افتاده و توی تاقچه، هم سطل زباله بود هم مجلد ادعیه و قرآن.









"محمد . م" در تابناک نوشت: اواخر خرداد گذشته، طی سفری به گیلان و مشخصا به قصد دیدن زیبایی‌های ماسوله، برای ادای فریضه نماز و استراحتی کوتاه در جوار امامزاده «عبدالله بن موسی» توقف کردیم. گذشته از آن که در طول عمرم سرویس بهداشتی آلوده و چندش‌آورتر از آن چه آنجا بود ندیده بودم، صحن امامزاده نیز بسیار کثیف و نامرتب بود.



توده پشه و حشرات مرده روی بخش‌های مختلف فرش نمازخانه پخش بود، مطلقا کسی مراقب و متولی نبود، لامپ‌ها روشن و ساعتهای دیواری از کار افتاده و توی تاقچه، هم سطل زباله بود هم مجلد ادعیه و قرآن.



با این همه، کاشی‌کاری و آینه‌کاری از قلم نیفتاده بود! این واقعا مایه تأسف و تأثر است. واضح است که این همه بی‌مبالاتی و رها کردن یک مکان مقدس به حال خود، ربطی به بودجه ندارد؛ کمی غیرت و مسئولیت‌پذیری می‌خواهد.






























عقیق






ادامه مطلب ....



http://www.nooreaseman.com/forum364/thread52705.html



منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان



تبادل لينك



به گروه اسلامی ما در گوگل بپیوندید تا همیشه با هم باشیم


هیچ نظری موجود نیست: