۱۳۹۱ اسفند ۲۰, یکشنبه

حقيقت عقل و قلب‏

حقيقت عقل و قلب‏









منابع مقاله:

کتاب : عرفان اسلامى جلد هفتم

نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان




در اين فصل بسيار مهم و در اين حديث با عظمت سخن از انديشه و تعقل و فهم و فكر است.

سخن از واقعيتى است كه نسبت به تمام واقعيت‏ها و نسبت به خير دنيا و آخرت انسان و سعادت و سلامت آدمى، در همه شؤون همانند روح براى جسم و چون ريشه براى درخت و به منزله بنيان و پى براى ساختمان است.

عقل و لب و فكر و قلب و مشتقات هر يك و آثار و نتايج اين حقايق بلند ملكوتى، بارها در قرآن و روايات و آثار و معارف اسلامى آمده است.

دقت در آيات قرآن و انديشه در مهم‏ترين آثار الهى، ما را به اين معنى رهنمون مى ‏شود كه فكر كردن و انديشيدن كار مغز و يافتن و فهميدن كار قلب است.

قرآن مجيد فهم را از كفار سلب ولى تفكر را برايشان اثبات كرده، مى‏فرمايد:

[وَ مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِما لا يَسْمَعُ إِلَّا دُعاءً وَ نِداءً صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَعْقِلُونَ‏] «1».

داستان [دعوت كننده‏] كافران [به ايمان‏]، مانند كسى است كه به حيوانى [براى رهاندنش از خطر] بانگ مى‏ زند، ولى آن حيوان جز آوا و صدا [آن هم آوا و صدايى كه مفهومش را درك نمى ‏كند] نمى ‏شنود. [كافران، در حقيقت‏] كر و لال و كورند، به همين سبب [درباره حقايق‏] انديشه نمى‏ كنند.




و در مورد ديگر درباره كافرى مى ‏فرمايد:

[إِنَّهُ فَكَّرَ وَ قَدَّرَ] «2».

او [براى باطل كردن دعوت قرآن‏] انديشيد و [آن را] سنجيد.




آرى، آن كافر انديشيد ولى دنبال يافتن حقيقت آن انديشه نرفت و به آنچه سنجيده بود، توجه نكرده و به درك آن خود را حاضر نگردانيد.

در هر صورت دانستن، نتيجه فكر كردن و شناختن و فهميدن، كار قلب است و اين دو عضو بسيار مهم، گسترده ‏ترين و برترين نقش را در دستگاه حيات انسان دارند.

در تمام مسائلى كه در شرح جملات عالى روايت مطرح مى‏ شود، توجه به عقل و قلب و مغز و دل به طور يكسان است و هر دو در زمينه تمام حقايقى كه بازگو مى ‏شود مورد نظر است؛ زيرا نظام مسئله فكر و نتيجه ‏گيرى از آن بدين صورت است: كه حواس پنچگانه را بايد وادار به رابطه گرفتن با حقايق مادى و معنوى‏ و ظاهرى و باطنى و مكانى و زمانى كرد، سپس حواس يافته ‏هاى خود را به مغز داده و مغز براى رساندن انسان به واقعيت‏ ها، يافته ‏ها را به قلب مى‏ دهد و اين قلب است كه براى درك نهايى، آخرين منزل و مرحله است.

مثلًا، انسان با چشم خويش خرابه‏ هاى كاخ ‏هاى ستمگران تاريخ را مى‏ بيند، مغز ديده را مى ‏گيرد، در اين صورت واقعيت علمى در دنياى درون درست مى‏ شود، آن گاه قلب اين علم را مى ‏فهمد، سپس انسان در نتيجه اين فهم عبرت گرفته و خويش را از ستم و ستمكارى دور مى ‏كند.

دستگاه‏ هاى بسيار عظيم و پيچيده ‏اى چون:

درّاكه، حافظه، متفكره، متخيّله، متصوره، مميزه، مدبره، در ارتباط با مغز و قلب هستند كه هر يك براى خود دنياى اسرارآميزى هستند.

براى قدم گذاشتن در راه رشد و كمال انسان با تمام وجود، نيازمند به كار گرفتن تمام اين استعدادهاى خدايى است، با بكارگيرى حواس و دستگاه‏هاى عظيم دماغى و قلبى، مى ‏توان به فضاى باعظمت معنى و باطن و حقايق و اسرار ملكوتى قدم گذاشت و در آنجا با رسالت انبيا و امامت ائمه عليهم السلام و آيات آفاقى و انفسى و تشريعى آشنا شد و از طريق اين آشنايى، به پاكى جان و دل و پاكى نفس و عمل رسيد.

مغز را براى انديشه در آنچه دستور انديشه داده شده و قلب را براى فهم محصول مغز بكار بگيريد كه تنها راه نجات و به دست آوردن سعادت دنيا و آخرت همين است.



حكيم نكته سنج، نظامى در ترغيب به انديشه و فهم مى‏ گويد:



اى ناظر نقش آفرينش‏

بردار خلل زراه بينش‏

كين هفت حصار بركشيده‏

بر هزل نباشد آفريده‏

هر ذره كه هست اگر غبار است‏

در پرده مملكت بكار است‏

در راه تو هر كه با وجود است‏

مشغول پرستش و سجود است‏





پی نوشت ها:

______________________________

(1)- بقره (2): 171.


(2)- مدثر (74): 18.





پایگاه عرفان





ادامه مطلب ....



http://www.nooreaseman.com/forum164/thread49316.html



منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان



تبادل لينك



به گروه اسلامی ما در گوگل بپیوندید تا همیشه با هم باشیم


هیچ نظری موجود نیست: