با توجه به اينکه قرآن بهترين و کاملترين منبع براي شناخت اين اسوهها و الگوهاست، بنابر اين تصميم گرفتيم با توجه به آيات و با نگاه به آن، به اين مسئله بپردازيم. به اين دليل که قرآن بهترين توجه را به اين بزرگواران داشته است. ما نيز هر چه نگاهمان را به اين افراد، قرآنيتر کنيم، بهتر و دقيقتر ميتوانيم راه و روش زندگي و سلوکشان را به سمت کمال بدانيم. اين نوشتار سعي دارد با توجه به بضاعت کم نگارنده در شناخت قرآن، تا حدودي اين نگاه قرآني را ترسيم کند. اما قبل از پرداختن به اين موضوع لازم است چند نکته يادآوري شود.
ضرورت نياز به الگو در قرآن: «من يرغب عن ملة ابراهيم.»
«قالوا نعبد الهک و اله ابائک ابراهيم...9»
«فاتبعوا ملة ابراهيم و کذلک نري ابراهيم ملکوت السماوات و الارض... اولئک الذين هدي الله فبهداهم اقتده01»
آوردن نام انبياء و دستور حقتعالى، به روشهاي مختلف، به تبعيت کردن از آئين و مرام آنان، خود نشاندهنده اين است که سبک و روش حقتعالي براي تحقق دين خود در زمين و تبعيت کردن مردم از آن همواره به دست اين الگوها بوده است، تا آنجا که به نبي مکرم و رسول خاتم خود ميفرمايد: «فبهداهم اقتده» البته اينگونه خطابها (معاذالله) از روي حقير شمردن يا کم کردن شأن رسول خاتم نيست. بلکه نشاندهنده سيره مستمر خداوند در تبعيت از الگوي کامل است. بدينسان که وقتي کسي قواعد توحيدي را مراعات کرد و مراتب سلوک به سمت حقتعالي را طي کرد، به عنوان نماد و نشانه اين امر، شناخته ميشود و شيوه حرکت او به عنوان نمونه و سمبل، براي ديگران ميگردد. به عنوان مثال حضرت ابراهيم(عليهالسلام) که در آيات فوق نامشان آورده شده، شخصي است که پلهپله و قدم به قدم راهش را به سمت کمال طي کرده و هر مرحله از حرکت او و همچنين ابتلائات و امتحاناتي که براي او پيش آمده با تمام دقائق و ظرايف آن در قرآن و روايات ذکر شده. (ما قصد داريم در مقالات بعدي به صورت مبسوط آيات قرآن را درباره ايشان بياوريم و مورد بحث و بررسي قرار دهيم.)
از قرآن ميتوان مرتبه بالاي توحيد او را استفاده کرد. مثلاً در قصه سوزاندن ابراهيم و سرد شدن آتش بر او، خداوند ميفرمايد: « قلنا يا نار کوني بردا و سلاما 11» در اين آيه کلمه « قلنا» بسيار قابل توجه است. چون حضرت ابراهيم به منتها درجه توحيد دست يافته و « نداي علمه بحالي حسبي عن سوالي» سر ميدهد، بر خدا هم سزاوار است که خود براي نجات او فرمان دهد و بدون اسباب و ادوات بفرمايد: « اي آتش بر ابراهيم سرد و سلامت باش.»
نکته ديگر که در آيات فوق قابل تأمل است، الطاف و امتيازاتي است که خداوند به برگزيدگانش در اين راه داده است. مثلا براي حضرت ابراهيم نشان دادن ملکوت سماوات و ارض21 را برشمرده که خود مرتبهاي بالا در سير و سلوک است يا مقام نبوت براي انبيا و حکمت براي لقمان.31 گاه در بعضي اوقات، سلطنت در دنيا مثل حضرت داود و سليمان41 و يا علم لدني مثل حضرت خضر و غير اينها.
گاهي نيز خدا قول جبران و پاداش مضاعف در آخرت را ميدهد: «و لقد اصطفيناه في الدنيا و انه...51» اين خود نشاندهنده جايگاه خاص ايشان در رسيدن به مراتب عالي کمال است و نشانه لطف و عنايت ويژه خدا به آنان است.
پاسخ به يک شبهه:
ممکن است کسي بپرسد اين بزرگواران افرادي خاص بوده که مورد توجه حقتعالي قرار گرفتهاند. ما نميتوانيم به اين جايگاه برسيم مثلا چگونه ميتوانيم ابراهيموار درون آتش رويم يا عيسيگونه مرده را زنده کنيم يا بسان موسي درياي نيل را بشکافيم و با فرعون و فرعونيان مبارزه کنيم. زمان ما هم با زمان گذشته فرق دارد. امروزه زندگي انسان دستخوش تغيير و تحول گشته و ديگر خبري از فرعون و نمرود نيست. ديگر کسي به عنوان نبي انتخاب نميشود يا ديگر مردم ما به اين فهم رسيدهاند که آب و خاک قابل ستايش و پرستش نيست. پس زمان جديد، نيازمند الگوهاي جديد است. آيات قرآن خود جوابگوي اين گونه شبهات است. اولا آنچه از قرآن استفاده ميشود اين است که بايد طريق هدايت آنان را به سوي کمال بياموزيم و عمل کنيم:«فاتبعوا ملة ابراهيم.» تا آنجا که در توانمان است به سمت خدا حرکت کنيم. همانطور که آنان چنين کردند، نه اينکه تمام ذهنمان معطوف به امتيازات آنها شود. البته رسيدن به پارهاي از امتيازات آنان دور از دسترس نيست. ثانياً درست است که فرعون و نمرودي وجود ندارد يا حداقل ما به آنان دسترسي نداريم و مأمور به مبارزه با آنان نشديم، اما فرعونيت و نمروديت از بين نرفته است. درست است که بتپرستي از ميان ما رخت بر بسته، اما بت هوى، هوس، جهالت، شهوت، خودپرستي و غير اينها از بين نرفته است. هنوز دشمن قسم خورده ما يعني شيطان، وجود دارد و همچنان با قدرت در صدد گمراهي انسان است. ما با توجه به مسير زندگي برگزيدگان خدا ميتوانيم از ابزار و ادوات آنان براي مبارزه با اين موانع استفاده کنيم، و با دشمن درون و بيرون مقابله و راه خود را براي رسيدن به کمال هموار کنيم.
موسسه فرهنگی دارالهدی
ضرورت نياز به الگو در قرآن: «من يرغب عن ملة ابراهيم.»
«قالوا نعبد الهک و اله ابائک ابراهيم...9»
«فاتبعوا ملة ابراهيم و کذلک نري ابراهيم ملکوت السماوات و الارض... اولئک الذين هدي الله فبهداهم اقتده01»
آوردن نام انبياء و دستور حقتعالى، به روشهاي مختلف، به تبعيت کردن از آئين و مرام آنان، خود نشاندهنده اين است که سبک و روش حقتعالي براي تحقق دين خود در زمين و تبعيت کردن مردم از آن همواره به دست اين الگوها بوده است، تا آنجا که به نبي مکرم و رسول خاتم خود ميفرمايد: «فبهداهم اقتده» البته اينگونه خطابها (معاذالله) از روي حقير شمردن يا کم کردن شأن رسول خاتم نيست. بلکه نشاندهنده سيره مستمر خداوند در تبعيت از الگوي کامل است. بدينسان که وقتي کسي قواعد توحيدي را مراعات کرد و مراتب سلوک به سمت حقتعالي را طي کرد، به عنوان نماد و نشانه اين امر، شناخته ميشود و شيوه حرکت او به عنوان نمونه و سمبل، براي ديگران ميگردد. به عنوان مثال حضرت ابراهيم(عليهالسلام) که در آيات فوق نامشان آورده شده، شخصي است که پلهپله و قدم به قدم راهش را به سمت کمال طي کرده و هر مرحله از حرکت او و همچنين ابتلائات و امتحاناتي که براي او پيش آمده با تمام دقائق و ظرايف آن در قرآن و روايات ذکر شده. (ما قصد داريم در مقالات بعدي به صورت مبسوط آيات قرآن را درباره ايشان بياوريم و مورد بحث و بررسي قرار دهيم.)
از قرآن ميتوان مرتبه بالاي توحيد او را استفاده کرد. مثلاً در قصه سوزاندن ابراهيم و سرد شدن آتش بر او، خداوند ميفرمايد: « قلنا يا نار کوني بردا و سلاما 11» در اين آيه کلمه « قلنا» بسيار قابل توجه است. چون حضرت ابراهيم به منتها درجه توحيد دست يافته و « نداي علمه بحالي حسبي عن سوالي» سر ميدهد، بر خدا هم سزاوار است که خود براي نجات او فرمان دهد و بدون اسباب و ادوات بفرمايد: « اي آتش بر ابراهيم سرد و سلامت باش.»
نکته ديگر که در آيات فوق قابل تأمل است، الطاف و امتيازاتي است که خداوند به برگزيدگانش در اين راه داده است. مثلا براي حضرت ابراهيم نشان دادن ملکوت سماوات و ارض21 را برشمرده که خود مرتبهاي بالا در سير و سلوک است يا مقام نبوت براي انبيا و حکمت براي لقمان.31 گاه در بعضي اوقات، سلطنت در دنيا مثل حضرت داود و سليمان41 و يا علم لدني مثل حضرت خضر و غير اينها.
گاهي نيز خدا قول جبران و پاداش مضاعف در آخرت را ميدهد: «و لقد اصطفيناه في الدنيا و انه...51» اين خود نشاندهنده جايگاه خاص ايشان در رسيدن به مراتب عالي کمال است و نشانه لطف و عنايت ويژه خدا به آنان است.
پاسخ به يک شبهه:
ممکن است کسي بپرسد اين بزرگواران افرادي خاص بوده که مورد توجه حقتعالي قرار گرفتهاند. ما نميتوانيم به اين جايگاه برسيم مثلا چگونه ميتوانيم ابراهيموار درون آتش رويم يا عيسيگونه مرده را زنده کنيم يا بسان موسي درياي نيل را بشکافيم و با فرعون و فرعونيان مبارزه کنيم. زمان ما هم با زمان گذشته فرق دارد. امروزه زندگي انسان دستخوش تغيير و تحول گشته و ديگر خبري از فرعون و نمرود نيست. ديگر کسي به عنوان نبي انتخاب نميشود يا ديگر مردم ما به اين فهم رسيدهاند که آب و خاک قابل ستايش و پرستش نيست. پس زمان جديد، نيازمند الگوهاي جديد است. آيات قرآن خود جوابگوي اين گونه شبهات است. اولا آنچه از قرآن استفاده ميشود اين است که بايد طريق هدايت آنان را به سوي کمال بياموزيم و عمل کنيم:«فاتبعوا ملة ابراهيم.» تا آنجا که در توانمان است به سمت خدا حرکت کنيم. همانطور که آنان چنين کردند، نه اينکه تمام ذهنمان معطوف به امتيازات آنها شود. البته رسيدن به پارهاي از امتيازات آنان دور از دسترس نيست. ثانياً درست است که فرعون و نمرودي وجود ندارد يا حداقل ما به آنان دسترسي نداريم و مأمور به مبارزه با آنان نشديم، اما فرعونيت و نمروديت از بين نرفته است. درست است که بتپرستي از ميان ما رخت بر بسته، اما بت هوى، هوس، جهالت، شهوت، خودپرستي و غير اينها از بين نرفته است. هنوز دشمن قسم خورده ما يعني شيطان، وجود دارد و همچنان با قدرت در صدد گمراهي انسان است. ما با توجه به مسير زندگي برگزيدگان خدا ميتوانيم از ابزار و ادوات آنان براي مبارزه با اين موانع استفاده کنيم، و با دشمن درون و بيرون مقابله و راه خود را براي رسيدن به کمال هموار کنيم.
موسسه فرهنگی دارالهدی
ادامه مطلب ....
http://www.nooreaseman.com/forum137/thread49315.html
منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان
تبادل لينك
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر