تربیت دینی فرزند از دوران کودکی
حجت الاسلام قرائتی
حدیث داریم که بچه را سه سالگی این کلمه را یادش بده سه سالگی این کلمه را یادش بده(لا اله الا الله)، سه سال و هفت ماه و بیست روزش که شد حالا ممکن است این هفت ماه و بیست روز در آینده کشف بشود که این هفت ماه و بیست روز چه انقلابی در روح بچه پیدا میشود سه سال و هفت ماه و بیست روز این کلمه را یادش بده(محمد رسول الله) یک مدتی که شد وقتی نماز میخوانی این بچه را بیاور بغلت بنشیند یک مدتی که شدحالا مدتش را من حفظ نیستم چون حدیثش را من خیلی سال هست که دیدم صورتش را بشور بگو حالا وضو بگیرد نه وضو درست همین را بگو درست بس است همینطور ذره ذره یک جوری کنیم که این هفت سالگی هشت سالگی این کم کم با نماز آشنا بشود از سه سالگی شروع کنیم حدیث داریم بچهها را تا سه سال چیزی بهشان تحمیل نکنید بله یک وقت یک بچه تیزهوشی است نابغهای طوری نیست حالا قبل از تکلیف قرآن حفظ کند اما اگر بچهها بچه معمولی هستند اینکه به بچه معمولی بگویم چند جزء قرآن حفظ کن نه آیه داریم و نه حدیث بنده هنوز به عنوان یک آخوندی که شصت سالم هست چیزی ندیدهام که بچه را قبل از تکلیف بگیم چیزی حفظ کن حدیث آن است که بچه را هفت سال آزادش بگذار،دع،دع با دال و عین،دع یعنی رها کن(دع ولدک سبع سنین) بچهات را هفت سال آزادش بگذار از هفت سالگی به بعد قبل از تکلیف کار دین باید یک جوری باشد دین باید روان باشد بین دونماز بارها گفتیم کسی مسئله نگوید سخنرانی نکند دوتا نماز جماعت را بخوانیم هر کس ماند میخواهد یک حدیث گوش بدهد گروگان نگیریم تو مسجدها بگوییم اگر ما مسئله نگوییم در میروند خوب در بروند شما یک چیزی بگو در نروند خوب وقت تمام شد حرفهام تمام نشد خلاصه ما از قرار معلوم اگر سر سفره قرآن بنشینیم دین ناب را بدون پیرایهها بدون سلیقههای شخصی بدون آداب و رسوم خود دین دین دین یعنی بدون پیرایهها بگیم خود دین را امام رضا فرمود همه عاشقش میشوند اگر دیدید عاشق نشدن مثل شیری است که بچه میخواهد برود تو سینه مادرش شیر بخورد اگر دیدید بچه رفت تو سینه مادرش بعد پس زد معلوم میشود مادر به سینهاش فلفل مالیده است اگر مادر به سینهاش فلفل مالید این بچه مردم آب میخواهند اگر آب دادی به طرف پس داد معلوم میشود که توی آب مگس افتاده است یا معلوم میشود این آقای که آب میاورد آدم کثیفی است اگر آب توش
مگس نباشد دست آدم کثیفی هم نباشد معلوم میشود همه معدهها آب میخواهد و همه بچهها میروند رو به سینه مادرهایشان اگر دیدید کسی از اسلام فرار کرده باید دید قصه چی هست اسلام ناب زندگی جوریست که کسی نمیگوید خوشا به حال اینهایی که دین ندارند مومنین میتوانند چنان زندگی کنند که تمام آنهایی که ایمانشان ضعیف است بگویند اگر میخواهیم زندگیمان شیرین بشود برویم مثل مسلمانها زندگی کنیم مثل مومنین مثل حزب الهیها زندگی کنیم بله میشود یک جوری زندگی کرد که عرض کنم حضور جناب عالی که آدم بگوید که من پشیمانم که زن این آقا شدم هم دیگر دخترش را به مشابه شوهرش ندهد
والسلام علیكم و رحمة الله و بركاته
حجت الاسلام قرائتی
حدیث داریم که بچه را سه سالگی این کلمه را یادش بده سه سالگی این کلمه را یادش بده(لا اله الا الله)، سه سال و هفت ماه و بیست روزش که شد حالا ممکن است این هفت ماه و بیست روز در آینده کشف بشود که این هفت ماه و بیست روز چه انقلابی در روح بچه پیدا میشود سه سال و هفت ماه و بیست روز این کلمه را یادش بده(محمد رسول الله) یک مدتی که شد وقتی نماز میخوانی این بچه را بیاور بغلت بنشیند یک مدتی که شدحالا مدتش را من حفظ نیستم چون حدیثش را من خیلی سال هست که دیدم صورتش را بشور بگو حالا وضو بگیرد نه وضو درست همین را بگو درست بس است همینطور ذره ذره یک جوری کنیم که این هفت سالگی هشت سالگی این کم کم با نماز آشنا بشود از سه سالگی شروع کنیم حدیث داریم بچهها را تا سه سال چیزی بهشان تحمیل نکنید بله یک وقت یک بچه تیزهوشی است نابغهای طوری نیست حالا قبل از تکلیف قرآن حفظ کند اما اگر بچهها بچه معمولی هستند اینکه به بچه معمولی بگویم چند جزء قرآن حفظ کن نه آیه داریم و نه حدیث بنده هنوز به عنوان یک آخوندی که شصت سالم هست چیزی ندیدهام که بچه را قبل از تکلیف بگیم چیزی حفظ کن حدیث آن است که بچه را هفت سال آزادش بگذار،دع،دع با دال و عین،دع یعنی رها کن(دع ولدک سبع سنین) بچهات را هفت سال آزادش بگذار از هفت سالگی به بعد قبل از تکلیف کار دین باید یک جوری باشد دین باید روان باشد بین دونماز بارها گفتیم کسی مسئله نگوید سخنرانی نکند دوتا نماز جماعت را بخوانیم هر کس ماند میخواهد یک حدیث گوش بدهد گروگان نگیریم تو مسجدها بگوییم اگر ما مسئله نگوییم در میروند خوب در بروند شما یک چیزی بگو در نروند خوب وقت تمام شد حرفهام تمام نشد خلاصه ما از قرار معلوم اگر سر سفره قرآن بنشینیم دین ناب را بدون پیرایهها بدون سلیقههای شخصی بدون آداب و رسوم خود دین دین دین یعنی بدون پیرایهها بگیم خود دین را امام رضا فرمود همه عاشقش میشوند اگر دیدید عاشق نشدن مثل شیری است که بچه میخواهد برود تو سینه مادرش شیر بخورد اگر دیدید بچه رفت تو سینه مادرش بعد پس زد معلوم میشود مادر به سینهاش فلفل مالیده است اگر مادر به سینهاش فلفل مالید این بچه مردم آب میخواهند اگر آب دادی به طرف پس داد معلوم میشود که توی آب مگس افتاده است یا معلوم میشود این آقای که آب میاورد آدم کثیفی است اگر آب توش
مگس نباشد دست آدم کثیفی هم نباشد معلوم میشود همه معدهها آب میخواهد و همه بچهها میروند رو به سینه مادرهایشان اگر دیدید کسی از اسلام فرار کرده باید دید قصه چی هست اسلام ناب زندگی جوریست که کسی نمیگوید خوشا به حال اینهایی که دین ندارند مومنین میتوانند چنان زندگی کنند که تمام آنهایی که ایمانشان ضعیف است بگویند اگر میخواهیم زندگیمان شیرین بشود برویم مثل مسلمانها زندگی کنیم مثل مومنین مثل حزب الهیها زندگی کنیم بله میشود یک جوری زندگی کرد که عرض کنم حضور جناب عالی که آدم بگوید که من پشیمانم که زن این آقا شدم هم دیگر دخترش را به مشابه شوهرش ندهد
والسلام علیكم و رحمة الله و بركاته
ادامه مطلب ....
http://ift.tt/1ha3g5x
منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان
تبادل لينك
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر