گفتاري از آيتالله طالقاني؛
آيا كعبه اولين خانه دنياست؟
فرق خانهاى كه بنام خداست با ديگر خانهها اين است كه آنجاها ارادۀ شخص حاكم و منافع فرد محور است، اينجا ارادۀ حق حاكم و سود عموم محور است. در اينجا مركزيت اراده و حركات از خود پرستى به خدا پرستى بايد برگردد.
«ان اول بيت وُضع للناس للذى ببكة مباركاً وهدى للعالمين» (آل عمران - ۹۱)
براى نزديك شدن به مقصود اين آيه بايد پرسيد چرا نخستين خانه و ساختمان روى زمين، كعبه باشد؟
مقصود آيه اين نيست كه خانه و ساختمانى پيش از بنيان كعبه نبوده، مقصود اين است كه نخستين ساختمان براى عموم و به سود عموم، همان است كه در مكه پايهگذارى شده، هر ساختمانى كه به دست آدمى پايهگذارى شده، به سود فرد يا جمع يا ملتى و به زيان ديگران است. هر سازندهاى مىخواهد خود در محيط معين آزاد و ديگران محدود باشند.
كشمكشها و جنگها، از همين جا شروع شده، هر دستهاى مىخواهد خود غير محدود و ديگران محدود باشند. اساس كاخهاى ارباب قدرت، اين است كه كاخنشينان دستشان از هر جهت باز و دست ديگران بسته باشد. و مدار آن بر منافع و سود مردم معين مىگردد. كاخهاى ساختۀ عموم بشر مىگويد: ملّتها قربانى ملتى و ملتى قربانى جمعى و جمعى قربانى فردى شود كه در كاخ قرار دارد. خانهاى كه بنام خدا و براى همه پايهگذارى شده، مىگويد: همه بايد تسليم حق باشند و حق براى عموم است.
خداوند جا و مكان ندارد و محتاج به خانه و قطعه زمينى نيست. فرق خانهاى كه بنام خداست با ديگر خانهها اين است كه آنجاها ارادۀ شخص حاكم و منافع فرد محور است، اينجا ارادۀ حق حاكم و سود عموم محور است. در اينجا مركزيت اراده و حركات از خود پرستى به خدا پرستى بايد برگردد. خانۀ خدا آنجاست كه نام غير خدا روى آن نباشد و از نفوذ و اراده و تصرف مالكيت خلق بيرون رفته باشد تا آنجا را همگى خانۀ خود بدانند و از چشم خدا كه نسبت به همه يكسان است، يكديگر را بنگرند و با رشتۀ رحمت حق، باهم بپيوندند و بنام بندگى خدا كه سرّ ذات و حقيقت انسان است، يكديگر را بشناسند.
خانۀ كعبه نخستين خانه است كه بنام خدا و به سود عموم تأسيس گرديده و از روى آن هزاران خانه بنام دير و كليسا و مسجد، در شعاعهاى دور و نزديك شناخته شده كه همه بنام خداست. در نخستين قطعۀ آماده شده و آباد زمين، بر پا گشته تا مالكيت خداوند و بهرهبردارى و آزادى عموم خلق در تمام قطعاتى كه متدرجاً آباد و گسترده شده، فراموش نشود.
به ابراهيم خليل و يا قبل از او دستور داده شد، نخستين قطعۀ گستردۀ زمين بنام خدا بنا شود تا بشرى كه در اطراف زمين سبز مىشود و خود را در بالاى اين سفرۀ پر از نعمت مىنگرد، حرص او را بر ندارد و صاحبان خانه و حق مهمانان ديگر را فراموش نكند و اشتباهاً خود را مالك و صاحب گمان ننمايد. متوجه اولين ساختمان نمونه و جاى مهر خدا باشد و همۀ قطعات زمين را با همان چشم بنگرد و اگر زمانها گذشت و آدميان غافل خودپرست، زمين را ملك خود دانستند و هر دسته براى قطعات آن خون يكديگر را ريختند و دست يكديگر را از استفاده بازداشته و موقعيت خود و صاحب خانه را فراموش نمودند، باشد كه از روى اين ساختمان و نخستين نمونه، روزى به موقعيت خود و زمين آشنا شوند و زمين مانند مسجد براى همه و بنام خدا گردد.
پيامبر اكرم - ص - فرمود: «سراسر زمين براى من مسجد و طهور قرار داده شد». در روز فتح مكه، پس از آن كه خانۀ خدا را از نام و اثر غير خدا پاك نمود. و هر عنوان و افتخارى را زير پاى خود قرار داد و از ميان برد، فرمود: «براستى روزگار و زمانه دور زد و برگشت به هيأت نخستين روز كه خداوند، آسمانها و زمين را آفريد.»
شايد بهترين تفسير براى اين سخن همين باشد كه روز آفرينش، جز نام خدا نامى در ميان نبود و خانه فقط بنام خدا برپا شد ولى دورههاى جاهليت و اوهام و خود پرستى خلق، پردهاى بر روى مقصود اولى آفرينش، زمين و ساختمان اين خانه كشيد و خانۀ خدا خانۀ افتخار عرب و قريش و وسيلۀ مال و جاه و مركز بتها شد. رسول اكرم صلياللهعليهوآلهوسلم اين پردهها را برچيد و افتخار عرب بر عجم و قريش بر عرب را از ميان برد و بتها را سرنگون گردانيد، آنگاه جملۀ فوق را فرمود.
منبع:حج
ادامه مطلب ....
http://ift.tt/1h9NVSr
منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان
تبادل لينك
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر