با وجود گذشت بیش از چهار سال از فتنه ۸۸ و مشخص شدن بسیاری از زوایای پنهان این فتنه و افشای دستهای خارجی حامی پشت پرده در آن، اما با کمال تأسف، گاه سخنانی را از کسانی میشنویم که مایه شگفتی است و این پرسش به ذهن متبادر میشود که برخی خواص کی قرار است از توهم درآیند و بیدار شوند و حقایق را آنچنان که هست، ببینند! یکی از این خواص بیحواس، آقای علی مطهری است که هر از چندگاه، بهگونهای درباره فتنه سخنفرسایی میکند که بسیار قابلتأمل و البته شگفتی است! وی اخیراً در جمع دانشجویان علوم پزشکی شیراز با انتقاد از راهپیماییهای عظیم ملت ایران در ۹ دی علیه فتنه، در بخشی از سخنانش میگوید: «اگر پس از انتخابات ۸۸ دولت اجازه تجمع را داده بود و سخنان معترضین را پخش میکرد، هیچگاه چنین اتفاقاتی نمیافتاد.»! و در ادامه ضمن تأکید بر تجاهل به واقعیت، میافزاید: «اما زمانی که مقام معظم رهبری در خطبههای نماز جمعه اعلام کردند که باید از تجمع خودداری شود، تجمع کردن در نهم دی ماه بیمورد بود.»! درباره این سخنان آقای مطهری چند نکته حائز اهمیت است: اول آنکه، ایشان در این سخنرانی و دیگر سخنرانیها و مصاحبههای گذشته خود، همواره از عملکرد نظام در زمان فتنه بهگونهای سخن میراند که انسان فکر میکند، سران فتنه، سردمداران غربی بهویژه آمریکایی و صهیونیستی، منافقین، بهاییها، سلطنتطلبان و کلیه ضدانقلابهای خارجنشین حاضر در فتنه که عامل اصلی بروز این فتنه هم هستند، هیچ گناهی در ان فتنه نداشته و یا حداکثر، تقصیر و گناه آنان، برابر با گناه و تقصیرات نظام است!
این منطق آقای مطهری ما را به یاد آن داستانی میاندازد که میگویند: اسب شخصی را از اصطبل خانهاش دزدیدند، همسایهها جمع شدند و هرکس، صاحب اسب را مقصر این دزدی جلوه میداد، مثلاً یکی میگفت؛ حتماً درب اصطبل را محکم نبستهای. دیگری میگفت؛ حتماً خوابت سنگین بوده و آن یکی میگفت: اگر سگ نگهبان داشتی و… به طوری که صاحب اسب که از منطق همسایگانش حوصلهاش سر رفته بود، داد زد؛ بس کنید، انگار همه تقصیرها مال من است و دزد اسب هیچ گناهی ندارد! حال آیا منطق آقای مطهری در باب فتنه، جز منطق همسایگان صاحب اسب دزدیده شده است؟!
ثانیاً: قطعاً ایشان سخنان آقای ضرغامی درباره دعوت از موسوی و کروبی برای مذاکره در سیما و دیدار برخی مسئولان دولتی از جمله وزیر اطلاعات وقت با موسوی و کروبی و همچنین درخواست شورای نگهبان برای بازشماری صندوقهای رأیی که این دو، ادعای تقلب در آن داشتند و… شنیده است و قطعاْ هم پاسخ بیمنطق این دو را نیز به این درخواستها . پس نمیتوان با بستن چشمها بر روی واقعیات، سازمانهایی چون صدا و سیما و دیگر نهادهای قانونی و دولتی را عامل و هم پایه فتنهگران در فتنه ۸۸ دانست.
ثالثاً، آقای مطهری! درخواست مقام معظم رهبری برای تمکین از قانون از سوی سران فتنه و عدم اردوکشی، در آغاز فتنه بود. اما آیا سران فتنه، واقعاً چنین کردند؟! یا اینکه ماهها با بیانیهها و سخنان خود شعله فتنه را روشن نگاه داشتند! اصلاً حضورمیلیونی مردم در ۹ دی برای پایان دادن به بیقانونیها و اردوکشیهای گاهو بیگاه فتنهگران و در اعتراض به هتک حرمت عاشورای ۸۸ از سوی فتنهگران خداجوی موسوی و کروبی بود! موضوعی که ظاهراً آقای مطهری به عمد از کنار آن میگذرد و نمیخواهد قبول نماید که فتنه ۸۸ نه سوءتفاهم بوده و نه اشتباه این طرف، بلکه توطئهای بوده که از سالها پیش از سوی دشمنان داخلی و خارجی نظام طراحی شده بود که انتخابات ۸۸ بهانهای برای اجرایی کردن آن بود. حال باید به آقای مطهری و دیگر خواص بیحواس این مصرع زیبای اقبال لاهوری را یادآور شد که؛ از خواب گران خواب گران خواب گران خیز!
علی اسماعیلی
این منطق آقای مطهری ما را به یاد آن داستانی میاندازد که میگویند: اسب شخصی را از اصطبل خانهاش دزدیدند، همسایهها جمع شدند و هرکس، صاحب اسب را مقصر این دزدی جلوه میداد، مثلاً یکی میگفت؛ حتماً درب اصطبل را محکم نبستهای. دیگری میگفت؛ حتماً خوابت سنگین بوده و آن یکی میگفت: اگر سگ نگهبان داشتی و… به طوری که صاحب اسب که از منطق همسایگانش حوصلهاش سر رفته بود، داد زد؛ بس کنید، انگار همه تقصیرها مال من است و دزد اسب هیچ گناهی ندارد! حال آیا منطق آقای مطهری در باب فتنه، جز منطق همسایگان صاحب اسب دزدیده شده است؟!
ثانیاً: قطعاً ایشان سخنان آقای ضرغامی درباره دعوت از موسوی و کروبی برای مذاکره در سیما و دیدار برخی مسئولان دولتی از جمله وزیر اطلاعات وقت با موسوی و کروبی و همچنین درخواست شورای نگهبان برای بازشماری صندوقهای رأیی که این دو، ادعای تقلب در آن داشتند و… شنیده است و قطعاْ هم پاسخ بیمنطق این دو را نیز به این درخواستها . پس نمیتوان با بستن چشمها بر روی واقعیات، سازمانهایی چون صدا و سیما و دیگر نهادهای قانونی و دولتی را عامل و هم پایه فتنهگران در فتنه ۸۸ دانست.
ثالثاً، آقای مطهری! درخواست مقام معظم رهبری برای تمکین از قانون از سوی سران فتنه و عدم اردوکشی، در آغاز فتنه بود. اما آیا سران فتنه، واقعاً چنین کردند؟! یا اینکه ماهها با بیانیهها و سخنان خود شعله فتنه را روشن نگاه داشتند! اصلاً حضورمیلیونی مردم در ۹ دی برای پایان دادن به بیقانونیها و اردوکشیهای گاهو بیگاه فتنهگران و در اعتراض به هتک حرمت عاشورای ۸۸ از سوی فتنهگران خداجوی موسوی و کروبی بود! موضوعی که ظاهراً آقای مطهری به عمد از کنار آن میگذرد و نمیخواهد قبول نماید که فتنه ۸۸ نه سوءتفاهم بوده و نه اشتباه این طرف، بلکه توطئهای بوده که از سالها پیش از سوی دشمنان داخلی و خارجی نظام طراحی شده بود که انتخابات ۸۸ بهانهای برای اجرایی کردن آن بود. حال باید به آقای مطهری و دیگر خواص بیحواس این مصرع زیبای اقبال لاهوری را یادآور شد که؛ از خواب گران خواب گران خواب گران خیز!
علی اسماعیلی
ادامه مطلب ....
http://www.nooreaseman.com/forum321/thread61162.html
منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان
تبادل لينك
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر