۱۳۹۲ آذر ۲۱, پنجشنبه

حقوق نمک ! (شرح بیتی دیگر از حافظ و ربط آن با واقعه کربلا)


حقوق نمک !





بسم الله الرّحمن الرّحیم


شرح بیتی دیگر از حافظ و ربط آن با واقعه کربلا :







لب و دندانتْ را حقوق نمک

هست بر جان و سینه های کباب
(1)


معنی بیت : ( ای حسین ! ) همة جانها به تو مدیونند .

توضیح : پس از شهادت ابا عبد الله ( علیه السلام ) سر بریدة آن حضرت را در مجلس یزید ( لعنة الله علیه ) آوردند ؛ آن لعین در مقابل چشم اسیران کربلا با چوب خیزران به لب و دندان آن کشتة به خون آغشته می‎زد و شعر می‌خواند که کجا هستند پدران من که در بدر کشته شدند تا ببینند که چگونه با کشتن حسین ( علیه السلام ) از آل احمد ( صلی الله علیه و آله ) انتقام گرفتم و به من بگویند دست مریزاد یزید ! (2)

وقتی این صحنه‎ در ذهن متبادر می‌شود ، دلها را آتش می‏زند و سینه‌ها را کباب می‌کند ؛ مخصوصاً اینکه امام حسین (علیه السلام ) با فدا کردن جان عزیز خویش اسلام را زنده کرد و به همین خاطر حق بزرگی بر گردن همه دارد و در بین مذاهب مختلف مسلمانان ، هیچ کسی نیست که از شهادت امام حسین ( علیهم السلام ) محزون نباشد (3)

حافظ جای دیگر می‏سراید :


بر سینة ریش دردمندان



لعلت نمکی تمام دارد (4)


« جان وسینه‌های کباب » در این بیت می‌تواند به حضرت زینب ( سلام الله علیها ) و امام سجاد ( علیه السلام ) و همراهان مظلومشان برگردد که بعد از حادثة کربلا مصائب بسیاری بر آنان وارد شد . شاید این سئوال پیش بیاید که توجیه « حق نمک » پس از آنهمه مصائب چیست و امام حسین چه حقّی بر این بازماندگان اسیر خواهد داشت ؟

شاید بهترین جوابی که بتوان به این سئوال داد این است که « مصائب » وارد شده بر آل الله به ظاهر مصیبت و در حقیقت لطف خدا بود . نقل است یزید ( علیه اللعنه ) از حضرت زینب ( سلام الله علیها ) با طعنه پرسید که « دیدی خدا با برادرت چه کرد » و آن پاسدار خون شهدا ، شیر زن یگانه ، در جواب آن لعینِ کافر ، با کمال سربلندی جواب داد که « ما رأیتُ الّا جمیلاً » یعنی من جز زیبایی ندیدم .

در ضمن این بیت می‌تواند اشاره‌ای به مردم کوفه داشته باشد . پس از خطبه‌ای که فاطمة صغری ( سلام الله علیها ) در کوفه ایراد فرمود صداهای مردم به گریه و فریاد بلند شد و با همان حال گفتند : « ای دختر پاکان ! کافی است این فرمایشات ؛ دلهای ما را کباب کردی و گردنهای ما را نرم نمودی و آتش اندوه در درون و باطن ما افروختی » . (5)

معنای بیت در این صورت اینگونه می‌شود : تو ای حسین ! این مردم ( کوفه ) نمکت را خوردند و نمکدان شکستند و نسبت به تو بی حرمتی روا داشتند .





پانوشتها :

1- دیوان حافظ ـ غزل 13 ، بیت 6

2- طاهر دزفولی ، محمد ـ سوگنامة کربلا ( ترجمه لهوف سید ابن طاووس ) ، انتشارات مؤمنین ، چاپ دوم ، 1379 ، صفحة 327

در ابیاتی دیگر آن لعین این کلمات را بر زبان خود جاری کرد که : بنی هاشم به سرگرمی با پادشاهی بازی کردند و اسلام را بهانه کردند ؛ نه خبری آمد و نه وحیی نازل شد ! ( همان )

3- اگرچه بعضی از مذاهب ، معاویه را کافر نمی‌دانند ( شاید برای اینکه معاویه ( علیه الهاویه ) در ظاهر به اسلام عمل می‌کرد ) امّا همگی بر کفر و فسق و فجور یزید اتفاق نظر دارند

4- دیوان حافظ غزل 118 ، بیت 8

5- طاهر دزفولی ، محمد ـ سوگنامة کربلا ( ترجمه لهوف سید ابن طاووس ) ، انتشارات مؤمنین ، چاپ دوم 1379 ، صفحة 283



منبع





ادامه مطلب ....



http://www.nooreaseman.com/forum11/thread60412.html



منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان



تبادل لينك



به گروه اسلامی ما در گوگل بپیوندید تا همیشه با هم باشیم


هیچ نظری موجود نیست: