سلام دوستان این شعر خودم هست که یکی از دوستانم توی هیئت بسیار زیبا اجراش کرد.دوست داشتید فایل صوتیش رو قرار میدم.
اگرم دوست داشتید بقیه شعرهام رو هم قرار میدم.
غم عباس زده آتش خدا بر دل زینب
عاقبت دست قضا ﭘﻴﺮم کرد
داغ عباس زﻣﻴﻦ ﮔﻴﺮم کرد
مانده ام با دل پر خون از درد
کوفه ﻳﮏ بار دگر کرده جفا
باز بشکافت سر ﺷﻴﺮ خدا
سر عباس ز تن کرده جدا
دختر ﺷﻴﺮ خدا و اﻏﻴﺎر
مانده در دشت بلا او ﺑﻲ ﻳﺎر
مانده بی ﻳﺎر و ﻣﻌﻴﻦ غمخوار
ای خدا داغ برادر سخت است
دﻳﺪنش با تن بی سر سخت است
در ﻳﻢ خون شناور سخت است
تا که مَشک و علم افتاد ز پا
شعله افروخت غمش در دل ما
سوخت از رﻳﺸﻪ همه حاصل ما
ﺷﻴﻮن اﻳﻨﺠﺎ همه بر پا گردﻳﺪ
چون رﻗﻴﻪ تک و تنها گردﻳﺪ
موقع غربت مولا گردﻳﺪ
شود آﻳﺎ ﺑﺒﻴﻨﻢ روﻳﺶ
باز هم بوسه زنم بازوﻳﺶ
باز در هم بکشد ابروﻳﺶ
بعد او رخت اسارت به بَرم
شمر و خولی شده همسفرم
پاره زﻳﻦ داغ شد آخر جگرم
بعد او جان حرم بی جان است
حمله بر اهل حرم آسان است
همه درد عدو درمان است
مانده بی آب خدا ﺧﻴﻤﻪ گهم
دشمن از هر طرفی بسته رهم
باشد اﻳﻦ آرزوﻳﻢ جان بدهم
ادامه مطلب ....
http://www.nooreaseman.com/forum11/thread60438.html
منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان
تبادل لينك
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر