گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمیگشت !
پرسیدند : چه می کنی ؟
...پاسخ داد : دراین نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پرازآب می کنم وآن را روی آتش می ریزم ....
گفتند : حجم آتش در مقایسه باآبی که تو می آوری بسیارزیاد است و این آب فایده ای ندارد
گفت : شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ، اما آن هنگام که خداوند می پرسد : زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی ؟ پاسخ میدهم هرآنچه از من برمی آمد.
کاش ماهم بصیرتی چون آن گنجشک پیدا کنیم .
پرسیدند : چه می کنی ؟
...پاسخ داد : دراین نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پرازآب می کنم وآن را روی آتش می ریزم ....
گفتند : حجم آتش در مقایسه باآبی که تو می آوری بسیارزیاد است و این آب فایده ای ندارد
گفت : شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ، اما آن هنگام که خداوند می پرسد : زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی ؟ پاسخ میدهم هرآنچه از من برمی آمد.
کاش ماهم بصیرتی چون آن گنجشک پیدا کنیم .
ادامه مطلب ....
http://www.nooreaseman.com/forum278/thread49386.html
منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان
تبادل لينك
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر