مرحوم آيه الله سيد حسن ميرجهاني روز 22 ذيقعده 1319ه ديده به جهان گشود.
از ملازمين مرحوم آيه الله اصفهاني بود و مشاهدات ارزشمند فراواني از ايشان داشت.
مدتها در تهران اقامت داشت به تحقيق، تاليف، تبليغ و ارشادمشغول بود، در سال 1400ه به اصفهان منتقل شد، روز 21جمادي الثانيه 1413ه در اصفهان درگذشت و در مقبره علامه مجلسي به خاک سپرده شد.
آثار ارزشمند فراواني از خود به يادگار نهاد که از آن جمله است:
1 - «ولايت کليه » پيرامون ولايت تکويني و تشريعي معصومين(عليهم السلام).
2 - «الدرر المکنونه » پيرامون امام و امامت.
3 - «الجنه العاصمه » در مناقب حضرت فاطمه زهرا(س).
4 - «نوائب الدهور» در علائم ظهور - چهار مجلد بزرگ-.
5 - «نورستان » [کتابنامه حضرت مهدي(عج) 2 / 770].
همه اينها و ديگر آثارش به خط مولف مکرر چاپ و منتشر شده است.
معظم له علاوه بر تاليفات ارزشمند، قرآني هم به خط زيباي خودبا ترجمه و زيرنويس آيات مبارکه به زبان فارسي مرقوم فرموده که در سال 1328 هجري شمسي چاپ سنگي شده است. در کنار صفحات آن قرآن کريم (از صفحه 626 تا639) براي تزکيه نفس 199 موردمتذکر گرديده و براي کساني که در صدد تزکيه نفس و اصلاح خودهستند، بسيار مفيد و ارزشمند مي باشند و ما از جناب آقاي مهندس سالور صميمانه تشکر مي کنيم که اين نوشته ارزشمند را در اختيارمجله گذاشتند.
قوله تعالي(قد افلح من تزکي)(آيه 14 سوره اعلي)بدان که تزکيه نفس از صفات واجب و لازم است براي شخص مسلمان محمدي، پيرو قرآن و شريعت مقدسه اسلاميه و هرگاه مسلمين اين معني را در نظر مي گرفتند و به تزکيه نفس مي پرداختند، دنيا وآخرتشان معمور و زبان طعن را برخود مي بستند.
اينجانب محمد حسن ميرجهاني براي تذکر به برادران ديني خود وکساني که مي خواهند مؤمن باشند و طالب تزکيه نفس اند، به حکم(فذکر ان نفعت الذکري) تذکر مي دهم.
اميد است آناني که حقيقتا از خدا مي ترسند، متذکر شوند و براي آراسته شدن به حليه تذکر و تزکيه تارک صفات و اعمال زيرگردند:
1 - ترک کفر نمايند. 2 - شريک براي خدا قرار ندهند در عبادت. 3 - فاسق و عاصي خدا نباشند. 4 - تابع خواهش دل خود نباشند. 5 - براي ريا و نمايش کار خير نکنند. 6 - متکبر نباشند. 7 - کينه يکديگر را نداشته باشند. 8 - معجب به نفس خود نباشند. 9 - حسود نباشند. 10 - خلق را به سبب مصيبتي که برايشان وارد شده، سرزنش نکنند. 11 - با خلق خدا دشمني نکنند مگر براي خدا. 12 - در کاري که حد ايشان نيست، وارد نشوند و بي باکي نکنند. 13 - گمان بد به خدا نبرند. 14 - از فال بد زدن اجتناب کنند که دليل شرعي ندارد. 15 - بخيل نباشند. 16 - تنگي به خود ندهند. 17 - در زندگي اسراف نکنند. 18 - مال را در مصرفي که خدا نخواسته مصرف نکنند. 19 - محبت مال حرام را نداشته باشند. 20 - در عبادات کسل نباشند. 21 - بطالت نداشته باشند. 22 - بي تامل در کاري وارد نشوند. 23 - ترشروئي نکنند. 24 - دل سنگ نباشند. 25 - بي حيا نباشند. 26 - جزع و فزع نکنند. 27 - کفران نعمت نکنند. 28 - تندخو نباشند. 29 - از بغض و دشمني به علما و حمله به شرع اجتناب نمايند. 30 - جري بر خدا نباشند. 31 - خود را ايمن از عذاب و سخط خدا ندانند. 32 - از ضرر مالي تاسف نخورند. 33 - در امر دين ضعيف نباشند. 34 - عياش نباشند. 35 - خفيف(يعني سبک) نباشند. 36 - معاند نباشند. 37 - در حق مکابره نکنند. 38 - انکار حق نکنند. 39 - تمرد از حق نکنند. 40 - شرور نباشند. 41 - اهل طمع نباشند. 42 - خمود و دل مرده نباشند. 43 - اصرار بر گناه و لو صغيره باشد، نداشته باشند. 44 - غضب بيجا نکنند. 45 - براي غير دين حميت نکشند. 46 - مايوس از رحمت خدا نباشند. 47، 48 و49 - از محبت ظلمه و فسقه و کفره و دوستي با ايشان اجتناب کنند. 50 - از بغض اشخاص صالح اجتناب کنند. 51 - از نمامي و خبرچيني اجتناب کنند. 52 - سر مردم را فاش نکنند. 53 - کسي را سخريه نکنند. 54 - زخم زبان به کسي نزنند. 55 - مردم را سبک نکنند. 56 - مردم را حقير نشمارند. 57، 58 و59 - از لعن و سب و شتم در غير مواردي که شرع استثناء کرده، اجتناب کنند. 60 - آنچه را که قبيح است، به اسم صريح ذکر نکنيد. 61 - طعن در نسب مردم نزنيد مگر براي مصلحت شرعيه. 62 - طعن در کلام غير نزنيد مگر براي اظهار حق. 63 - بي جهت با کسي دعوا و نزاع نکنيد. 64 - خوض در باطل نکنيد. 65 - نفاق زباني با کسي نکنند. 66 - بين متخصامين به دو زبان سخن نگويند. 67 - شفاعت بدکاران را نکنند. 68 - پشتيباني و کمک از باطل نکنند. 69 و 70 - امر به منکر و نهي از معروف نکنند. 71 - در سخن گفتن درشتي نکنند. 72 - سؤال و تفحص از عيبهاي مردم نکنند. 73 - دعاي خير براي بقاي ظالم نکنند. 74 - ميل و رکون به ظالم پيدا نکنند. 75 - کمک ظالم نکنند حتي در امور مباحه بلکه در امور مستحبه. 76 - در مساجد متکلم به کلام دنيا نشوند. 77 - اسم شکني از مردم نکنند و به لقب زشت آنها را نخوانند. 78 - برخبر فاسق پيش از تجسس در راست و دروغ بودن آن ترتيب اثر ندهند. 79 - از قسم خوردن زياد اجتناب کنند و لو قسم راست باشد. 80 - رد عذر برادر ديني ننمايند، بلکه مطلقا قبول کنند چه عذر او راست باشد يا دروغ. 81 - متشابهات قرآن را تفسير به راي نکنند براي فتنه جوئي. 82 - قطع کلام غير ننمايند مگر براي مصلحت شرعيه. 83 - تابع رد کلام متبوع خود ننمايند و مخالفت او نکنند مگر اين که کلام متبوع مخالف شرع باشد و متابعت او طاعت مخلوق و معصيت خالق باشد. 84 - درگوشي در مجلسي که ثالثي باشد، سخن نگويند مگر امر به صدقه يا معروفه يا اصلاح بين دو نفر. 85 - با زن جوان نامحرم سخن نگويند مگر براي ضرورت شرعي. 86 - اهل معصيت را به طريق معصيت دلالت نکنند. 87 - فاحشه را شهرت ندهند. 88 - شيوع فواحش و منکرات را در ميان مؤمنين و مسلمين دوست نداشته باشند. 89 - مزاح و شوخي که منجر به خصومت و دشمني و بدي شود يا در شرع ممنوع باشد، نکنند. 90 - حرف بي معني و بيهوده نگويند. 91 - افساد بين آقا و نوکر يا زن و شوهر نکنند. 92 - کتمان شهادت نکنند. 93 - شهادت دروغ و ناحق ندهند. 94 - نسبت زنا به زنهاي عفيفه ندهند. 95 - بدگوئي از مردگان نکنند. 96 - به حکام خوب، بد نگويند. 97 - ترک دعا به مصلحت سلطان نکنند. 98 - کتمان علم نکنند مخصوصا وقتي که بدعتي در دين ظاهر شود. 99 - به خدا و رسول و امام نسبت دروغ ندهند. 100 - کلامي نگويند که مفسده آن بزرگ و موجب ضرر بشود. 101 - ملازم فحش نباشند که مردم از شر زبان او بترسند. 102 - اگر گدا باشند، در سؤال سماجت نکنند. 103 - اگر صدقه به کسي بدهند، منت بر او نگذارند. 104 - خود را به غير از پدر خود نسبت ندهند. 105 - ترک امر به معروف و نهي از منکر نکنند تا آنجا که مي توانند. 106 - غيبت کسي را نکنند. 107 - نقض عهد ننمايند. 108 - خلف وعده نکنند. 109 - خيانت به کسي نکنند. 110 - مکر و خدعه نکنند. 111 - در ميان مردم فتنه نکنند. 112 - زنا نکنند. 113 - لواط نکنند. 114 - با حيوان وطي نکنند. 115 - با زن خود وطي در دبر نکنند که اين چهار موجب کم شدن نسل و ضايع شدن نسب و حکمت الهي است. 116 - مس زن اجنبي نکنند و با زن نامحرم خلوت نکنند که اين داعي زناست و شيطان سومي است. 117 - مثل اين دو کار را با بچه ساده هم نکنند. 118 - حسن زن نامحرم و بچه خوشگل را تعريف نکنند چه به شعر و چه غير آن. 119 - مساحقه ننمايند. 120 - از زن يهودي و نصراني اجتناب کنند. 121 - در حال حيض و نفاس بلکه استحاضه با زنان خود مقاربت نکنند. 122 - زن از سفري که مامون از حفظ خود نباشد، اجتناب کند. 123 - زنان شبيه مردان و مردان شبيه زنان نشوند. 124 - مردان و زنان جلوگيري از نسل نکنند(با عدم عذر) چه باعث تعطيل حکمت خدا و تقليل نسل است و رهبانيت در اسلام نيست. 125 - مردان و زنان اسرار خود را فاش نکنند. 126 - زن مسلمان با زينت از خانه بيرون نرود. 127 - مرد و زن ديوث و قواد نشوند. 128 - از شرب کليه مسکرات اجتناب کنند. 129 - هيچ رقم و هيچگونه آلت قماري استفاده نکنند و قماربازي نکنند. 130 - در کيل و وزن و ذرع کم فروشي نکنند. 131 - مديوني که قدرت دارد دين خود را بپردازد در دادن دين خود تاخير و مسامحه نکند. 132 - مال را در محرمات انفاق نکنند. 133 - اذيت به همسايه نکنند. 134 - دزدي نکنند. 135 - مال مردم را غصب نکنند. 136 - ربا نخورند. 137 - در شرکت به يکديگر خيانت نکنند. 138 - امانت و عاريه را مطلقا بي اذن صاحبش استعمال نکنند. 139 - مردم را از اشياي مباحه برايشان عموما و خصوصا منع نکنند. 140 - تصرف در شارع خاص بي اذن صاحب آن ننمايند. 141 - تصرف در شارع عام که باعث اذيت کردن به عابرين باشد، ننمايند. 142 - خيانت در امانت نکنند. 143 - در عمل نقاشي صورت کشي نکنند. 144 - در معابد صورت و شبيه نگذارند اگرچه صورت خوبان باشد. 145 - پرخوري نکنند به طوري که موجب ضرر باشد. 146 - اگر زنهاي متعدد داشته باشند، از روي ظلم و ستم يکي را بر ديگري ترجيح ندهند. 147 - از مسلمانان زياده بر سه روز هجرت و مفارقت نکنند. 148 - مرد اولاد و عيال خود را ضايع نکند. 149 - کسي را بي مجوز شرعي نزنند. 150 - کسي را با اسلحه بدون مجوز شرعي نکشند. 151 - جادوگري نکنند. 152 - جادوگري به کسي تعليم ندهند. 153 - جادوگري تعليم نگيرند. 154 - کهانت و تنجيم ننمايند و با اهل آن رفت و آمد نکنند(اهل علم نجوم و کاهن). 155 - بدون تاءويل شرعي يا تاءويلي که بطلان آن واضح است، بر امام مسلمين خروج نکنند. 156 - اگر با برادر ديني دست بيعت دادند، بيعت خود را نشکنند. 157 - شخص جائر و ظالم و فاسق را امارت حکومت و وزرات ندهند و او را متولي امور مسلمين يا امري از امور آنها ننمايند. 158 - صالح را عزل نکنند و غير صالح را به جاي او نصب نکنند. 159 - از شاه گرفته تا کدخداي ده و کلانتر محله براي خود حاجب و دربان قرار ندهد و خود را مخفي ننماييد و آماده خدمت به خلق باشد زيرا تاخير در احقاق حق و رفع ظلم جايز نيست. 160 - امرا و قضات بر مسلمان ظلم نکنند. 161 - حاکم شرع يا حاکم عرف از احدي قبول هديه نکند. 162 - قاضي يافت خاصه و مهماني مخصوص از احد متخاصمين قبول نکند. 163 - قاضي رشوه از محق و مبطل نگيرد. 164 - در صورتي که صاحب قدرت است طرف مظلوم را بگيرد. 165 - مسلمان واسطه رشوه نشود چه از جانب محق چه از جانب مبطل فرموده:«لعن الله الراشي و المرتشي و الماشي ». 166 - مسلمان هتک مسلمان نکند. 167 - دنبال زنهاي مسلمين نرود. 168 - از روزنه ديوار و سوراخ خانه در خانه ديگري بدون اذن صاحبخانه نگاه نکنند. 169 - فالگوش براي شنيدن حرفهاي ديگران نايستند. 170 - ترک جهاد در زمان امام(ع) ننمايند. 171 - کسي را که شرع امان داده، نکشند و ظلم و ستم بر او نکنند. 172 - بعد از تعليم گرفتن تيراندازي ترک آن نکنند. 173 - با وجود قلت علم، متولي امر قضاوت نشوند. 174 - به باطل خصومت نکنند. 175 - خصومت به حق در صورتي که طرف مقابل تمکين داشته باشد(در مقام محبت) نکنند. 176 - مطلقا دروغ نگويد مگر در موردي که استثناء باشد. 177 - بي جهت و سبب مردم را اذيت نکنند. 178 - قسمت کننده در تقسيم و قيمت کننده در تقويم جور و خيانت ننمايند. 179 - با فساق هم نشيني نکنند و در مجالس ايشان حاضر نشوند مگر براي ضرورت شرعي. 180 - زير درختهاي بارده که ميوه داشته باشد، يا نداشته باشد، تغوط ننمايند. 181 - رو به قبله و پشت به قبله بول و غائط نکنند و رعايت کنند که رو به آفتاب و ماه و پشت به آنها و رو به باد و در زمين سخت نيز مرتکب نشوند و بر شطوط و انهار نيز تغوط ننمايند. 182 - ترک توبه از معاصي ننمايند. 183 - ظروف طلا و نقره نسازند و در آنها اکل و شرب نکنند. 184 - مردان لباس ابريشمي و زرباف نپوشند و به طلا زينت نکنند و انگشتر طلا در انگشت ننمايند. 185 - انگور و کشمش را براي شراب و مسکر خريد و فروش نکنند. 186 - چوب را براي بت و آلت لهو و لعب و غير آن مثل نرد و شطرنج و تار و تنبور و کمانچه و امثال اينها خريد و فروش نکنند. 187 - اينهائي که ذکر شد، ساختن آنها را کسب خود قرار ندهند. 188 - کشتي و خانه و حيوانات و وسائل نقليه را به اجاره ظلمه و حمل مسکرات و آلات لهو و لعب و حمل و سکناي زنان فاحشه و فروختن مسکرات ندهند. 189 - نزد غير مجتهد جامع الشرائط مرافعه و مخاصمه نبرند و راضي به حکم ديگر نشوند. 190 - اعانت به اهل معصيت نکنند. 191 - مال يتيم را بناحق نخورند و تصرف در آن بناحق نکنند. 192 - قطع رحم نکنند. 193 - خود را عاق پدر و مادر و با ايشان بد سلوکي نکنند. 194 - در مال وقف تصرف غير مشروع ننمايند. 195 - خيانت در وصيت ميت نکنند. 196 - گمان بد در حق کسي نبرند. 197 - چيزهائي که در شريعت اسلام نجس و حرام است، خريد و فروش نکنند.198 - در نمايشهائي که بر خلاف دستور اسلام است، حاضر نشوند. 199 - با اهل بدعت و شکوک و شبهات مجالست و معاشرت و دوستي و مواصلت نکنند.
استقصاء تمام منهيات در اينجا ميسور نيست و به همين قدر اکتفا مي شود.
انشاءالله با تاييدات خداوند و توجهات خاندان حضرت محمد و آل محمد(صلوات الله عليهم اجمعين) در نظر دارم کتابي در اين باب با ادله مستخرجه از قرآن مجيد و احاديث صحيحه به زبان امروزي تاليف و تصنيف و از خود در صفحه روزگار به يادگار گذارم تا براي خود تذکره و براي برادران تبصره باشد. افسوس که نان پخته خامان دارند. (انما اشکوا بثي و حزني الي الله).
اگر کسي گويد که ما در ميان مسلمانان کسي را نمي بينم که داراي اين صفات باشد، جواب گويم اين از تقصير مسلمانان است نه از قصور شرع.
مسلمان محمدي حقيقي لابد بايد داراي اين صفات و مانند اينها باشد چه بياني دارد در اين باب حافظ شيرازي:
گر مسلماني همين است که حافظ دارد واي اگر از پس امروز بود فردائي
فصلنامه مکتب اسلام، شماره 9
از ملازمين مرحوم آيه الله اصفهاني بود و مشاهدات ارزشمند فراواني از ايشان داشت.
مدتها در تهران اقامت داشت به تحقيق، تاليف، تبليغ و ارشادمشغول بود، در سال 1400ه به اصفهان منتقل شد، روز 21جمادي الثانيه 1413ه در اصفهان درگذشت و در مقبره علامه مجلسي به خاک سپرده شد.
آثار ارزشمند فراواني از خود به يادگار نهاد که از آن جمله است:
1 - «ولايت کليه » پيرامون ولايت تکويني و تشريعي معصومين(عليهم السلام).
2 - «الدرر المکنونه » پيرامون امام و امامت.
3 - «الجنه العاصمه » در مناقب حضرت فاطمه زهرا(س).
4 - «نوائب الدهور» در علائم ظهور - چهار مجلد بزرگ-.
5 - «نورستان » [کتابنامه حضرت مهدي(عج) 2 / 770].
همه اينها و ديگر آثارش به خط مولف مکرر چاپ و منتشر شده است.
معظم له علاوه بر تاليفات ارزشمند، قرآني هم به خط زيباي خودبا ترجمه و زيرنويس آيات مبارکه به زبان فارسي مرقوم فرموده که در سال 1328 هجري شمسي چاپ سنگي شده است. در کنار صفحات آن قرآن کريم (از صفحه 626 تا639) براي تزکيه نفس 199 موردمتذکر گرديده و براي کساني که در صدد تزکيه نفس و اصلاح خودهستند، بسيار مفيد و ارزشمند مي باشند و ما از جناب آقاي مهندس سالور صميمانه تشکر مي کنيم که اين نوشته ارزشمند را در اختيارمجله گذاشتند.
قوله تعالي(قد افلح من تزکي)(آيه 14 سوره اعلي)بدان که تزکيه نفس از صفات واجب و لازم است براي شخص مسلمان محمدي، پيرو قرآن و شريعت مقدسه اسلاميه و هرگاه مسلمين اين معني را در نظر مي گرفتند و به تزکيه نفس مي پرداختند، دنيا وآخرتشان معمور و زبان طعن را برخود مي بستند.
اينجانب محمد حسن ميرجهاني براي تذکر به برادران ديني خود وکساني که مي خواهند مؤمن باشند و طالب تزکيه نفس اند، به حکم(فذکر ان نفعت الذکري) تذکر مي دهم.
اميد است آناني که حقيقتا از خدا مي ترسند، متذکر شوند و براي آراسته شدن به حليه تذکر و تزکيه تارک صفات و اعمال زيرگردند:
1 - ترک کفر نمايند. 2 - شريک براي خدا قرار ندهند در عبادت. 3 - فاسق و عاصي خدا نباشند. 4 - تابع خواهش دل خود نباشند. 5 - براي ريا و نمايش کار خير نکنند. 6 - متکبر نباشند. 7 - کينه يکديگر را نداشته باشند. 8 - معجب به نفس خود نباشند. 9 - حسود نباشند. 10 - خلق را به سبب مصيبتي که برايشان وارد شده، سرزنش نکنند. 11 - با خلق خدا دشمني نکنند مگر براي خدا. 12 - در کاري که حد ايشان نيست، وارد نشوند و بي باکي نکنند. 13 - گمان بد به خدا نبرند. 14 - از فال بد زدن اجتناب کنند که دليل شرعي ندارد. 15 - بخيل نباشند. 16 - تنگي به خود ندهند. 17 - در زندگي اسراف نکنند. 18 - مال را در مصرفي که خدا نخواسته مصرف نکنند. 19 - محبت مال حرام را نداشته باشند. 20 - در عبادات کسل نباشند. 21 - بطالت نداشته باشند. 22 - بي تامل در کاري وارد نشوند. 23 - ترشروئي نکنند. 24 - دل سنگ نباشند. 25 - بي حيا نباشند. 26 - جزع و فزع نکنند. 27 - کفران نعمت نکنند. 28 - تندخو نباشند. 29 - از بغض و دشمني به علما و حمله به شرع اجتناب نمايند. 30 - جري بر خدا نباشند. 31 - خود را ايمن از عذاب و سخط خدا ندانند. 32 - از ضرر مالي تاسف نخورند. 33 - در امر دين ضعيف نباشند. 34 - عياش نباشند. 35 - خفيف(يعني سبک) نباشند. 36 - معاند نباشند. 37 - در حق مکابره نکنند. 38 - انکار حق نکنند. 39 - تمرد از حق نکنند. 40 - شرور نباشند. 41 - اهل طمع نباشند. 42 - خمود و دل مرده نباشند. 43 - اصرار بر گناه و لو صغيره باشد، نداشته باشند. 44 - غضب بيجا نکنند. 45 - براي غير دين حميت نکشند. 46 - مايوس از رحمت خدا نباشند. 47، 48 و49 - از محبت ظلمه و فسقه و کفره و دوستي با ايشان اجتناب کنند. 50 - از بغض اشخاص صالح اجتناب کنند. 51 - از نمامي و خبرچيني اجتناب کنند. 52 - سر مردم را فاش نکنند. 53 - کسي را سخريه نکنند. 54 - زخم زبان به کسي نزنند. 55 - مردم را سبک نکنند. 56 - مردم را حقير نشمارند. 57، 58 و59 - از لعن و سب و شتم در غير مواردي که شرع استثناء کرده، اجتناب کنند. 60 - آنچه را که قبيح است، به اسم صريح ذکر نکنيد. 61 - طعن در نسب مردم نزنيد مگر براي مصلحت شرعيه. 62 - طعن در کلام غير نزنيد مگر براي اظهار حق. 63 - بي جهت با کسي دعوا و نزاع نکنيد. 64 - خوض در باطل نکنيد. 65 - نفاق زباني با کسي نکنند. 66 - بين متخصامين به دو زبان سخن نگويند. 67 - شفاعت بدکاران را نکنند. 68 - پشتيباني و کمک از باطل نکنند. 69 و 70 - امر به منکر و نهي از معروف نکنند. 71 - در سخن گفتن درشتي نکنند. 72 - سؤال و تفحص از عيبهاي مردم نکنند. 73 - دعاي خير براي بقاي ظالم نکنند. 74 - ميل و رکون به ظالم پيدا نکنند. 75 - کمک ظالم نکنند حتي در امور مباحه بلکه در امور مستحبه. 76 - در مساجد متکلم به کلام دنيا نشوند. 77 - اسم شکني از مردم نکنند و به لقب زشت آنها را نخوانند. 78 - برخبر فاسق پيش از تجسس در راست و دروغ بودن آن ترتيب اثر ندهند. 79 - از قسم خوردن زياد اجتناب کنند و لو قسم راست باشد. 80 - رد عذر برادر ديني ننمايند، بلکه مطلقا قبول کنند چه عذر او راست باشد يا دروغ. 81 - متشابهات قرآن را تفسير به راي نکنند براي فتنه جوئي. 82 - قطع کلام غير ننمايند مگر براي مصلحت شرعيه. 83 - تابع رد کلام متبوع خود ننمايند و مخالفت او نکنند مگر اين که کلام متبوع مخالف شرع باشد و متابعت او طاعت مخلوق و معصيت خالق باشد. 84 - درگوشي در مجلسي که ثالثي باشد، سخن نگويند مگر امر به صدقه يا معروفه يا اصلاح بين دو نفر. 85 - با زن جوان نامحرم سخن نگويند مگر براي ضرورت شرعي. 86 - اهل معصيت را به طريق معصيت دلالت نکنند. 87 - فاحشه را شهرت ندهند. 88 - شيوع فواحش و منکرات را در ميان مؤمنين و مسلمين دوست نداشته باشند. 89 - مزاح و شوخي که منجر به خصومت و دشمني و بدي شود يا در شرع ممنوع باشد، نکنند. 90 - حرف بي معني و بيهوده نگويند. 91 - افساد بين آقا و نوکر يا زن و شوهر نکنند. 92 - کتمان شهادت نکنند. 93 - شهادت دروغ و ناحق ندهند. 94 - نسبت زنا به زنهاي عفيفه ندهند. 95 - بدگوئي از مردگان نکنند. 96 - به حکام خوب، بد نگويند. 97 - ترک دعا به مصلحت سلطان نکنند. 98 - کتمان علم نکنند مخصوصا وقتي که بدعتي در دين ظاهر شود. 99 - به خدا و رسول و امام نسبت دروغ ندهند. 100 - کلامي نگويند که مفسده آن بزرگ و موجب ضرر بشود. 101 - ملازم فحش نباشند که مردم از شر زبان او بترسند. 102 - اگر گدا باشند، در سؤال سماجت نکنند. 103 - اگر صدقه به کسي بدهند، منت بر او نگذارند. 104 - خود را به غير از پدر خود نسبت ندهند. 105 - ترک امر به معروف و نهي از منکر نکنند تا آنجا که مي توانند. 106 - غيبت کسي را نکنند. 107 - نقض عهد ننمايند. 108 - خلف وعده نکنند. 109 - خيانت به کسي نکنند. 110 - مکر و خدعه نکنند. 111 - در ميان مردم فتنه نکنند. 112 - زنا نکنند. 113 - لواط نکنند. 114 - با حيوان وطي نکنند. 115 - با زن خود وطي در دبر نکنند که اين چهار موجب کم شدن نسل و ضايع شدن نسب و حکمت الهي است. 116 - مس زن اجنبي نکنند و با زن نامحرم خلوت نکنند که اين داعي زناست و شيطان سومي است. 117 - مثل اين دو کار را با بچه ساده هم نکنند. 118 - حسن زن نامحرم و بچه خوشگل را تعريف نکنند چه به شعر و چه غير آن. 119 - مساحقه ننمايند. 120 - از زن يهودي و نصراني اجتناب کنند. 121 - در حال حيض و نفاس بلکه استحاضه با زنان خود مقاربت نکنند. 122 - زن از سفري که مامون از حفظ خود نباشد، اجتناب کند. 123 - زنان شبيه مردان و مردان شبيه زنان نشوند. 124 - مردان و زنان جلوگيري از نسل نکنند(با عدم عذر) چه باعث تعطيل حکمت خدا و تقليل نسل است و رهبانيت در اسلام نيست. 125 - مردان و زنان اسرار خود را فاش نکنند. 126 - زن مسلمان با زينت از خانه بيرون نرود. 127 - مرد و زن ديوث و قواد نشوند. 128 - از شرب کليه مسکرات اجتناب کنند. 129 - هيچ رقم و هيچگونه آلت قماري استفاده نکنند و قماربازي نکنند. 130 - در کيل و وزن و ذرع کم فروشي نکنند. 131 - مديوني که قدرت دارد دين خود را بپردازد در دادن دين خود تاخير و مسامحه نکند. 132 - مال را در محرمات انفاق نکنند. 133 - اذيت به همسايه نکنند. 134 - دزدي نکنند. 135 - مال مردم را غصب نکنند. 136 - ربا نخورند. 137 - در شرکت به يکديگر خيانت نکنند. 138 - امانت و عاريه را مطلقا بي اذن صاحبش استعمال نکنند. 139 - مردم را از اشياي مباحه برايشان عموما و خصوصا منع نکنند. 140 - تصرف در شارع خاص بي اذن صاحب آن ننمايند. 141 - تصرف در شارع عام که باعث اذيت کردن به عابرين باشد، ننمايند. 142 - خيانت در امانت نکنند. 143 - در عمل نقاشي صورت کشي نکنند. 144 - در معابد صورت و شبيه نگذارند اگرچه صورت خوبان باشد. 145 - پرخوري نکنند به طوري که موجب ضرر باشد. 146 - اگر زنهاي متعدد داشته باشند، از روي ظلم و ستم يکي را بر ديگري ترجيح ندهند. 147 - از مسلمانان زياده بر سه روز هجرت و مفارقت نکنند. 148 - مرد اولاد و عيال خود را ضايع نکند. 149 - کسي را بي مجوز شرعي نزنند. 150 - کسي را با اسلحه بدون مجوز شرعي نکشند. 151 - جادوگري نکنند. 152 - جادوگري به کسي تعليم ندهند. 153 - جادوگري تعليم نگيرند. 154 - کهانت و تنجيم ننمايند و با اهل آن رفت و آمد نکنند(اهل علم نجوم و کاهن). 155 - بدون تاءويل شرعي يا تاءويلي که بطلان آن واضح است، بر امام مسلمين خروج نکنند. 156 - اگر با برادر ديني دست بيعت دادند، بيعت خود را نشکنند. 157 - شخص جائر و ظالم و فاسق را امارت حکومت و وزرات ندهند و او را متولي امور مسلمين يا امري از امور آنها ننمايند. 158 - صالح را عزل نکنند و غير صالح را به جاي او نصب نکنند. 159 - از شاه گرفته تا کدخداي ده و کلانتر محله براي خود حاجب و دربان قرار ندهد و خود را مخفي ننماييد و آماده خدمت به خلق باشد زيرا تاخير در احقاق حق و رفع ظلم جايز نيست. 160 - امرا و قضات بر مسلمان ظلم نکنند. 161 - حاکم شرع يا حاکم عرف از احدي قبول هديه نکند. 162 - قاضي يافت خاصه و مهماني مخصوص از احد متخاصمين قبول نکند. 163 - قاضي رشوه از محق و مبطل نگيرد. 164 - در صورتي که صاحب قدرت است طرف مظلوم را بگيرد. 165 - مسلمان واسطه رشوه نشود چه از جانب محق چه از جانب مبطل فرموده:«لعن الله الراشي و المرتشي و الماشي ». 166 - مسلمان هتک مسلمان نکند. 167 - دنبال زنهاي مسلمين نرود. 168 - از روزنه ديوار و سوراخ خانه در خانه ديگري بدون اذن صاحبخانه نگاه نکنند. 169 - فالگوش براي شنيدن حرفهاي ديگران نايستند. 170 - ترک جهاد در زمان امام(ع) ننمايند. 171 - کسي را که شرع امان داده، نکشند و ظلم و ستم بر او نکنند. 172 - بعد از تعليم گرفتن تيراندازي ترک آن نکنند. 173 - با وجود قلت علم، متولي امر قضاوت نشوند. 174 - به باطل خصومت نکنند. 175 - خصومت به حق در صورتي که طرف مقابل تمکين داشته باشد(در مقام محبت) نکنند. 176 - مطلقا دروغ نگويد مگر در موردي که استثناء باشد. 177 - بي جهت و سبب مردم را اذيت نکنند. 178 - قسمت کننده در تقسيم و قيمت کننده در تقويم جور و خيانت ننمايند. 179 - با فساق هم نشيني نکنند و در مجالس ايشان حاضر نشوند مگر براي ضرورت شرعي. 180 - زير درختهاي بارده که ميوه داشته باشد، يا نداشته باشد، تغوط ننمايند. 181 - رو به قبله و پشت به قبله بول و غائط نکنند و رعايت کنند که رو به آفتاب و ماه و پشت به آنها و رو به باد و در زمين سخت نيز مرتکب نشوند و بر شطوط و انهار نيز تغوط ننمايند. 182 - ترک توبه از معاصي ننمايند. 183 - ظروف طلا و نقره نسازند و در آنها اکل و شرب نکنند. 184 - مردان لباس ابريشمي و زرباف نپوشند و به طلا زينت نکنند و انگشتر طلا در انگشت ننمايند. 185 - انگور و کشمش را براي شراب و مسکر خريد و فروش نکنند. 186 - چوب را براي بت و آلت لهو و لعب و غير آن مثل نرد و شطرنج و تار و تنبور و کمانچه و امثال اينها خريد و فروش نکنند. 187 - اينهائي که ذکر شد، ساختن آنها را کسب خود قرار ندهند. 188 - کشتي و خانه و حيوانات و وسائل نقليه را به اجاره ظلمه و حمل مسکرات و آلات لهو و لعب و حمل و سکناي زنان فاحشه و فروختن مسکرات ندهند. 189 - نزد غير مجتهد جامع الشرائط مرافعه و مخاصمه نبرند و راضي به حکم ديگر نشوند. 190 - اعانت به اهل معصيت نکنند. 191 - مال يتيم را بناحق نخورند و تصرف در آن بناحق نکنند. 192 - قطع رحم نکنند. 193 - خود را عاق پدر و مادر و با ايشان بد سلوکي نکنند. 194 - در مال وقف تصرف غير مشروع ننمايند. 195 - خيانت در وصيت ميت نکنند. 196 - گمان بد در حق کسي نبرند. 197 - چيزهائي که در شريعت اسلام نجس و حرام است، خريد و فروش نکنند.198 - در نمايشهائي که بر خلاف دستور اسلام است، حاضر نشوند. 199 - با اهل بدعت و شکوک و شبهات مجالست و معاشرت و دوستي و مواصلت نکنند.
استقصاء تمام منهيات در اينجا ميسور نيست و به همين قدر اکتفا مي شود.
انشاءالله با تاييدات خداوند و توجهات خاندان حضرت محمد و آل محمد(صلوات الله عليهم اجمعين) در نظر دارم کتابي در اين باب با ادله مستخرجه از قرآن مجيد و احاديث صحيحه به زبان امروزي تاليف و تصنيف و از خود در صفحه روزگار به يادگار گذارم تا براي خود تذکره و براي برادران تبصره باشد. افسوس که نان پخته خامان دارند. (انما اشکوا بثي و حزني الي الله).
اگر کسي گويد که ما در ميان مسلمانان کسي را نمي بينم که داراي اين صفات باشد، جواب گويم اين از تقصير مسلمانان است نه از قصور شرع.
مسلمان محمدي حقيقي لابد بايد داراي اين صفات و مانند اينها باشد چه بياني دارد در اين باب حافظ شيرازي:
گر مسلماني همين است که حافظ دارد واي اگر از پس امروز بود فردائي
فصلنامه مکتب اسلام، شماره 9
ادامه مطلب ....
http://www.nooreaseman.com/forum137/thread49321.html
منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان
تبادل لينك
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر