احترام بگذار ،هرچند کودک است!
مجله سبک زندکي/ بچهها کوچک هستند چيزي نميفهمند،آنها با ما بزرگترها خيلي فاصله دارند، هرچه ميخواهيد بگوييد، هنوز خيلي مانده آنها حرفهاي ما را بفهمند . امثال اين تعبيرهاست که ما بزرگترها را نسبت به شناخت فرزندانمان دچار اشکال ميکند.
احترام به کودک
ما گمان ميکنيم چون سن آنها پايين است پس فهم آنها هم کم است يا چون هنوز خردسال هستند عقلشان هم کوچک است. درست است که آنها تجربه ما را ندارند يا معلومات آنها با دانش ما نبايد مقايسه شود يا آگاهيها و برخوردهاي ما با مسائل سرد و گرم ما را نسبت به آنها با تجربهتر کرده اما هيچ کدام دليل آن نميشود که آنها را در سن و سال خود و شخصيت خود دستکم بگيريم. دادن استقلال لازم به بچهها براي انجام کارهاي شخصي خود، دادن فرصت براي شناخت تواناييها و استعدادهاي خود، دادن امکان براي رشد امکانات نهفته درون آنها از مسائل لازم و قابل توجه اولياي محترم است.
براي رسيدن به اين موضوع، رعايت نکات زير بسيار ضروري است و به جاست که در اين راه کتابهاي فراوان مطالعه و با صاحب نظران بسيار رايزنيهاي مربوط انجام شود.
احترام کودک و تحقير نکردن او
اگر در خانه يا مدرسه يا جامعه ما به شخصيت کودک، بهاي لازم را ندهيم، او خود را بيپشتوانه و در نتيجه بيبند و بار خواهد يافت و فردي سرکش، شرور و خودخواه بار خواهد آمد. در سيره رفتار پيامبراعظم صلي ا… عليه وآله و امامان بزرگوار عليهم السلام، فراوان به اين مسئله برميخوريم.
زماني که رسول گرامي اسلام از سفري برميگشتند و در مسير بچهها به آن حضرت برخورد ميکردند، پيامبر به آنها سلام ميکرد (از رفتار هميشگي پيامبر بود)، به احترام آنها ميايستاد و دستور ميداد آنها را نزد او بياورند. آنها را در بغل ميگرفت برخي را بر شانه مينشاند و برخي را بر کتف خود سوار ميکرد و به اصحاب خود نيز دستور ميداد چنين کنند.
کشف استعدادها و توجه به اين نکته
در زندگي دانشمندان يا هنرمندان جهان غالب اوقات به اين نکته برميخوريم که اوليا آنها اصرار بر رشته خاصي در مورد آنها داشتهاند ولي استعداد و علاقه آنها در رشته ديگري بوده است. در رشته بيگانه با سليقه خود بسيار کند بودهاند ولي همين که والدين يا معلمان به استعداد خاص آنها پي بردهاند و آنها و آن را شکوفا کردهاند، به سرعت رشد کرده و در رده نوابغ جهان درآمدهاند. اينشتين، کپرنيک، ميکل آنژ و ساير دانشمندان نمونههاي عيني اين نکته هستند.
اگر پدر و مادر اصرار در رشتهاي که کودک به آن علاقه ندارد، بورزند، او را در يک بنبست يا زندانگونه قرار دادهاند که بدون اراده و ميل و بدون صرف استعداد در آن رشته به ناچار سر ميکند تا روزي مستقل شود و هزاران نفرين نهفته يا به زبان آمده به والدين خود نثار خواهد کرد و برعکس اگر به اين مهم توجه شود او ميتواند يکي از موثرترين عناصر براي خدمت به همه انسانها در جهان شود.
به کارگيري الفاظ و عبارتهاي متناسب با شخصيت کودک
ممکن است در سنين پايينتر با الفاظي مانند بچه، پسرک، دخترک و آهاي با تو هستم و…. با آنها سخن بگوييم اما چون رشد کودکگاه بيش از تصور عادي ماست وگاه با امکانات جديد و رسانههاي جهاني، اين حرکت سريعتر انجام ميگيرد ما نيز لازم است الفاظ و کلمات سخن با آنها را تغيير دهيم.
همچنان که تحقير ضرر دارد، احترام بيش از حد نيز در کودک شخصيت ثانوي کاذب ايجاد کرد و خود را تافتهاي جدا بافته از ديگران تصور کرده و توقع بيجا و بالايي از جامعه خواهد داشت
قرآن به صورت صريح دستور ميدهد «ولاتنابزرا با القاب»، با لقبهاي ناپسند همديگر را صدا نزنيد. الفاظي چون خانم، آقا، فرزندم، عزيزم و… ميتواند در اين راستا موثر و مفيد باشد.
اگر مادر کودکي اين نياز را درست برطرف نکند در بزرگي به سرعت جذب دوستان ناباب، انديشههاي مخرب و خداي ناکرده باندهاي تبهکار و شرور شوند و به صورت کاذب و معکوس شخصيت خرد شده و تحقيرشده زمان کودکي را در خود ترميم و به صورت سطحي و قالبي خود را قانع کنند.
آخرين نکته در اين نوشته چند تکرار کوتاه است
الف- اين مطالب براي بچههاي معمولي و نرمال در نظر گرفته شده. براي بچههاي ناسازگار ارثي يا مسالهدار رواني بايد به متخصصان امر رجوع شود.
ب- همچنان که تحقير ضرر دارد، احترام بيش از حد نيز در کودک شخصيت ثانوي کاذب ايجاد کرد و خود را تافتهاي جدا بافته از ديگران تصور کرده و توقع بيجا و بالايي از جامعه خواهد داشت.
ج- تکريم و کشف استعدادها و… بايد به صورت تدريجي و در درازمدت و با برنامهريزي کارشناسانه انجام شود تا در عمل مشکلي ايجاد نکند.
د- توجه به فضاهاي ظاهري و فيزيکي، تهيه ابزارهاي مالي مورد نياز آموزشي و کمک آموزشي امکان بهره گرفتن از فرصتهاي زماني و امکانات مکاني نيز از مسائل مهم در اين امر است.
مجله سبک زندکي/ بچهها کوچک هستند چيزي نميفهمند،آنها با ما بزرگترها خيلي فاصله دارند، هرچه ميخواهيد بگوييد، هنوز خيلي مانده آنها حرفهاي ما را بفهمند . امثال اين تعبيرهاست که ما بزرگترها را نسبت به شناخت فرزندانمان دچار اشکال ميکند.
احترام به کودک
ما گمان ميکنيم چون سن آنها پايين است پس فهم آنها هم کم است يا چون هنوز خردسال هستند عقلشان هم کوچک است. درست است که آنها تجربه ما را ندارند يا معلومات آنها با دانش ما نبايد مقايسه شود يا آگاهيها و برخوردهاي ما با مسائل سرد و گرم ما را نسبت به آنها با تجربهتر کرده اما هيچ کدام دليل آن نميشود که آنها را در سن و سال خود و شخصيت خود دستکم بگيريم. دادن استقلال لازم به بچهها براي انجام کارهاي شخصي خود، دادن فرصت براي شناخت تواناييها و استعدادهاي خود، دادن امکان براي رشد امکانات نهفته درون آنها از مسائل لازم و قابل توجه اولياي محترم است.
براي رسيدن به اين موضوع، رعايت نکات زير بسيار ضروري است و به جاست که در اين راه کتابهاي فراوان مطالعه و با صاحب نظران بسيار رايزنيهاي مربوط انجام شود.
احترام کودک و تحقير نکردن او
اگر در خانه يا مدرسه يا جامعه ما به شخصيت کودک، بهاي لازم را ندهيم، او خود را بيپشتوانه و در نتيجه بيبند و بار خواهد يافت و فردي سرکش، شرور و خودخواه بار خواهد آمد. در سيره رفتار پيامبراعظم صلي ا… عليه وآله و امامان بزرگوار عليهم السلام، فراوان به اين مسئله برميخوريم.
زماني که رسول گرامي اسلام از سفري برميگشتند و در مسير بچهها به آن حضرت برخورد ميکردند، پيامبر به آنها سلام ميکرد (از رفتار هميشگي پيامبر بود)، به احترام آنها ميايستاد و دستور ميداد آنها را نزد او بياورند. آنها را در بغل ميگرفت برخي را بر شانه مينشاند و برخي را بر کتف خود سوار ميکرد و به اصحاب خود نيز دستور ميداد چنين کنند.
کشف استعدادها و توجه به اين نکته
در زندگي دانشمندان يا هنرمندان جهان غالب اوقات به اين نکته برميخوريم که اوليا آنها اصرار بر رشته خاصي در مورد آنها داشتهاند ولي استعداد و علاقه آنها در رشته ديگري بوده است. در رشته بيگانه با سليقه خود بسيار کند بودهاند ولي همين که والدين يا معلمان به استعداد خاص آنها پي بردهاند و آنها و آن را شکوفا کردهاند، به سرعت رشد کرده و در رده نوابغ جهان درآمدهاند. اينشتين، کپرنيک، ميکل آنژ و ساير دانشمندان نمونههاي عيني اين نکته هستند.
اگر پدر و مادر اصرار در رشتهاي که کودک به آن علاقه ندارد، بورزند، او را در يک بنبست يا زندانگونه قرار دادهاند که بدون اراده و ميل و بدون صرف استعداد در آن رشته به ناچار سر ميکند تا روزي مستقل شود و هزاران نفرين نهفته يا به زبان آمده به والدين خود نثار خواهد کرد و برعکس اگر به اين مهم توجه شود او ميتواند يکي از موثرترين عناصر براي خدمت به همه انسانها در جهان شود.
به کارگيري الفاظ و عبارتهاي متناسب با شخصيت کودک
ممکن است در سنين پايينتر با الفاظي مانند بچه، پسرک، دخترک و آهاي با تو هستم و…. با آنها سخن بگوييم اما چون رشد کودکگاه بيش از تصور عادي ماست وگاه با امکانات جديد و رسانههاي جهاني، اين حرکت سريعتر انجام ميگيرد ما نيز لازم است الفاظ و کلمات سخن با آنها را تغيير دهيم.
همچنان که تحقير ضرر دارد، احترام بيش از حد نيز در کودک شخصيت ثانوي کاذب ايجاد کرد و خود را تافتهاي جدا بافته از ديگران تصور کرده و توقع بيجا و بالايي از جامعه خواهد داشت
قرآن به صورت صريح دستور ميدهد «ولاتنابزرا با القاب»، با لقبهاي ناپسند همديگر را صدا نزنيد. الفاظي چون خانم، آقا، فرزندم، عزيزم و… ميتواند در اين راستا موثر و مفيد باشد.
اگر مادر کودکي اين نياز را درست برطرف نکند در بزرگي به سرعت جذب دوستان ناباب، انديشههاي مخرب و خداي ناکرده باندهاي تبهکار و شرور شوند و به صورت کاذب و معکوس شخصيت خرد شده و تحقيرشده زمان کودکي را در خود ترميم و به صورت سطحي و قالبي خود را قانع کنند.
آخرين نکته در اين نوشته چند تکرار کوتاه است
الف- اين مطالب براي بچههاي معمولي و نرمال در نظر گرفته شده. براي بچههاي ناسازگار ارثي يا مسالهدار رواني بايد به متخصصان امر رجوع شود.
ب- همچنان که تحقير ضرر دارد، احترام بيش از حد نيز در کودک شخصيت ثانوي کاذب ايجاد کرد و خود را تافتهاي جدا بافته از ديگران تصور کرده و توقع بيجا و بالايي از جامعه خواهد داشت.
ج- تکريم و کشف استعدادها و… بايد به صورت تدريجي و در درازمدت و با برنامهريزي کارشناسانه انجام شود تا در عمل مشکلي ايجاد نکند.
د- توجه به فضاهاي ظاهري و فيزيکي، تهيه ابزارهاي مالي مورد نياز آموزشي و کمک آموزشي امکان بهره گرفتن از فرصتهاي زماني و امکانات مکاني نيز از مسائل مهم در اين امر است.
ادامه مطلب ....
http://ift.tt/1xXPv3M
منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان
تبادل لينك
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر