بعد از درگذشت امام كاظم
او دستور هارون را در مدينه اجرا كرد. وقتی نزديك خانه امام رضا
جلودى گفت: بايد داخل شوم و لباس زنان را بگیرم. امام قسم خورد كه زيور و لباس زنان را جمع كند و برایش بياورد، به شرطی که جلودى درون اتاق نيايد.
بالاخره با خواهش حضرت، او قانع شد. امام داخل اتاق رفت و طلا، لباس و اثاثيه منزل را جمع كرد و به جلودى داد و او همه را نزد هارون الرشيد برد.
موقعى كه مأمون فرزند هارون الرشيد به سلطنت رسيد نسبت به جلودى غضب كرد و تصمیم گرفت او را بكشد.
امام رضا
چون جلودى جنايت خود را نسبت به امام مى دانست، فكر كرد الان امام درباره او به بدى عمل گذشته اش شكايت مى كند. رو به مأمون كرد و گفت: تو را به خدا قسم مى دهم، سخن رضا
مأمون هم گفت: چون من را به خدا سوگند دادی، حرفش را قبول نمى كنم! دستور داد گردن جلودى را بزنند و او را به قتل برسانند.
منبع:
راهنماى سعادت، جلد1، ص177
اعيان الشيعه، جلد1، ص60
ادامه مطلب ....
http://ift.tt/Ww67OP
منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان
تبادل لينك
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر