انس بن مالک می گوید: برنامه ی رسول اکرم صلوات الله علیه این بود که شب ها با نوشیدنی مثل شیر افطار می کرد، و همچنین سحرها. گاهی هم همراه آن نان میل می فرمود. یک شب افطاری حضرت را آماده کردم، ولی حضرت بعد از نماز مغرب دیر کردند و به منزل نیامد. من پیش خود فکر کردم که شاید بعضی از اصحاب ایشان را برای افطار دعوت کرده اند، به خاطر همین من آن نوشیدنی را خوردم. بعد از گذشت یک ساعت حضرت تشریف آوردند. از بعضی از کسانی که همراه حضرت بودند پرسیدم: آیا رسول خدا(صلی الله علیه و آله) جایی افطار کرده اند یا کسی ایشان را دعوت نموده است؟!
گفتند: نه. بعد از اینکه متوجّه شدم آن حضرت افطار نکرده اند آن شب بر من به اندازه ای سخت گذشت که کسی جز خدا نمی داند، و از این بیم داشتم که اگر حضرت افطار را بخواهد، چه بگویم. ولی بالاخره آن حضرت آن شب را گرسنه به سر برد و روز هم روزه گرفتند و هیچ از من نپرسیدند و تاکنون هم صحبتی نکرده اند.
گفتند: نه. بعد از اینکه متوجّه شدم آن حضرت افطار نکرده اند آن شب بر من به اندازه ای سخت گذشت که کسی جز خدا نمی داند، و از این بیم داشتم که اگر حضرت افطار را بخواهد، چه بگویم. ولی بالاخره آن حضرت آن شب را گرسنه به سر برد و روز هم روزه گرفتند و هیچ از من نپرسیدند و تاکنون هم صحبتی نکرده اند.
ادامه مطلب ....
http://ift.tt/1xHOfBu
منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان
تبادل لينك
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر