۱۳۹۳ شهریور ۲۹, شنبه

محاسبات شما غلط است


بسم الله الرحمن الرحيم

«الهي انطقني بالهدي و الهمني التقوي»

حجت الاسلام قرائتی

خيلي از دختران ما که در خيابان‌ها ول مي‌شوند، براساس يک تخيلاتي است. فکر مي‌کند با اين قيافه بيرون بيايد روشنفکر است، با قيافه ديگر قديمي است. غافل از اينکه ما بالاترين متخصصين را داريم که در بين زن‌هايي است که برترين حجاب را دارند. گذشت زماني که فوکل دليل بر روشنفکري بود. اينطور نيست! درست فکر کنيد. قرآن چند آيه دارد که مي‌گويد: محاسبات شما غلط است. داريم «يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ» (اعراف/۳۰)

اين ايام به من مراجعاتي مي‌شود که وقتي از اتاق بيرون مي‌روم تا مدت زيادي به هم مي‌ريزم. همه هم براي اين است که خواستگار داشته، مادرش گفته: مي‌خواهم ليسانس بگيرد. رفته ليسانس بگيرد، گفته: برو فوق ليسانس هم بگير، بين ليسانس و فوق ليسانس گولشان زدند. يا دختر عاشق شده، يا کسي عاشق دختر شده است. يا رفيق بد پيدا کرده است، يا فيلم بدي ديده است. به هر حال ميوه که رسيد بايد چيد. بگوييد: باشد بلکه انشاءالله گرانتر شود. اينطور نيست. کلاغ‌ها مي‌آيند مي‌خورند. يا مي‌پوسد و زمين مي‌افتد. اصلاً چه کسي گفته: ليسانس ارزش است؟ ليسانس ارزش هست اما مانع ازدواج نيست. بنده اعتقادم اين است که مصاحبه هم کردم و در تلويزيون هم پخش شد. به ازدواج دانشجويي عقيده ندارم. دير است ازدواج بايد دبيرستاني باشد.

آقا خانه نداريم! مگر لازم است هرکس ازدواج کرد خانه دربست داشته باشد. اصلاً لازم است وقتي عقد بستي عروسي کني؟ دختر و پسر عقد مي‌کنند، دختر خانه پدرش است. پسر هم خانه پدرش است. يک قران هم اضافه بار ندارد. اين دختر و پسر عقد باشند و نباشند خانه پدرشان هستند. منتهي وقتي مي‌خواهند ارتباطي پيدا کنند، به جاي ارتباط حرام، ارتباط حلال پيدا مي‌کنند. مي‌روند همديگر را مي‌بينند، مي‌گويند و مي‌خندند و دور هم خوش مي‌شوند. دو هفته بعد هم پيدايشان نمي‌شود... تا وقتي که درسش تمام شد، سربازي‌اش تمام شد، يک شغلي، يک هنري، تشکيل خانواده باشد، بعد. اما يک عقد بسته حلالي داشته باشد.

اين فکر خرابي که در سر ما آمد، اول ليسانس بعد ازدواج! اين فکر غلطي است. نه عقلي است. نه شرعي است. نه وجداني است. آنوقت چه مي‌شود؟ پسر هر شبي يک رستوراني، با يک تلفني، فيلمي، پسر روحش قفل بود، باز مي‌شود و به جاهاي مختلف وصل مي‌شود. دختر هم کم کم يک خرده از خانواده دور مي‌شود. اولين جايي که آدم مي‌فهمد دور از پدر و مادر است، اردوهاست. اردوها يک خوبي‌ دارد اما يک بدي هم دارد. اولين بار آدم ياد مي‌گيرد پس مي‌شود بيرون از خانه هم خوابيد. ياد مي‌گيرد که دور از پدر و مادر هم مي‌شود زندگي کرد. پسر يک جاهايي مي‌رود، دختر يک جاهايي مي‌رود، اين نخ‌ها کلفت مي‌شود، بعد فوق ليسانس و ازدواج مي‌کنند. نمي‌خواهي برو! تا بچه‌دار نشديم از هم جدا شويم. چرا؟ براي اينکه اين آقا سي تا رستوران ديگر هم غذا خورده، يک خرده غذا شور باشد قهر مي‌کند. اما اگر همه مغازه‌ها بسته باشد، غذا زهر مار هم باشد... اينکه آمار طلاق بيشتر شده چون ازدواج عقب افتاده است. ازدواج که عقب افتاد، روابط با اين و آن باز مي‌شود. همه که روابط باز شد، شما وقتي در خانه باز باشد، تا ديدي خانه يک خرده خاک دارد و ملحفه تميز نيست، مي‌روي خانه ديگر مي‌خوابي، چون سي تا خانه ديگر هم هست. اما اگر ببيني همه خانه‌ها بسته است، الا و لابد خودت مي‌شويي و با همين زندگي مي‌کني. ما بايد از تصورات خارج شويم. دينمان را از خالقمان بگيريم. خالق مي‌داند چه خلق کرده است. روانشناسان غربي و شرقي خالق ما نيستند. ولذا مي‌گويد: اين کار را بکني، خوب است. بعد که آن کار را مي‌کنيم مي‌بينيم خوب هم نشد. بچه را آزاد بگذاريد. از آن طرف مي‌گويد: بچه را تنگنا قرار بدهيد.

«والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته»






ادامه مطلب ....



http://ift.tt/1r9MtEA



منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان



تبادل لينك



به گروه اسلامی ما در گوگل بپیوندید تا همیشه با هم باشیم


هیچ نظری موجود نیست: