حضرت استاد حسنزاده آملي ميفرمودند: در بزرگداشت حضرت آيتالله آخوند ملاحسينقلي همداني در همدان ما اين جمله را مطرح كرديم كه علم و عمل جوهرند و انسانساز. و آن را دو سه بار با عبارتهای گوناگون بيان و تشريح كرديم بعد با كمال ناباوري و تعجب يك شخصيتي از آقايان حاضر در مجلس كه ظاهر بسيار شكيلي داشت و اركانش درست و تمام بود، با صداي بسيار ناجور و با عصبانيت خطاب به من كرد و گفت این چه حرفی است كه مرتب آن را تكرار ميكني و ميگويي علم و عمل جوهرند و انسانساز؟ اين حرفها چيست؟ ما از قرآن، آيات، روايات كم مطلب داريم كه شما اين حرفها را ذکر و تكرار ميكنيد و مرتب میگوئید علم و عمل جوهرند و انسانساز؟
اين را كه شنيديم خيلي تعجب كرديم در فضاي ملكوتي كنگره آخوند ملاحسين قلي همداني اينگونه حرفها را بشنويم؟!
رو كردم به ايشان و از حضار هم اجازه گرفتم: گفتم آقايانِ من اجازه ميفرماييد ما يك مباحثه دوطرفه با اين سرور گرامي داشته باشيم؟
به ايشان گفتم آن بيان را که گفتيم شما نپسنديديد، اميدواريم که اين بيان را بپسنديد همانطور که میدانید اين مجلس براي بزرگداشت شخصيت بزرگ جناب آخوند ملاحسینقلي همداني تشكيل شده است.
از همه ارباب علم و معرفت دعوت كردند از شخص جنابعالي هم دعوت كردند وقتي كه كارت دعوت را برای شما آورند با چه احترامي از شما دعوت به عمل آوردند و شما هم بزرگواري كرديد قبول كرديد. پس از قبول کردن وارد اين مجلس شديد، در بدو ورود گفتند برای سلامتی حضرت آیت الله کذا صلوات، خواستيد همان دم درب بنشينيد گفتند آقا خوب نيست بفرماييد بالا آوردند شما را اينجا نشاندند. اين كاري را كه در رابطه با شما انجام دادند داشته باشید و بياييد با هم يك سري بزنيم به كنار بازار همدان، آنجا يك شخصي نشسته است و منتظر باري است كه كسي بياورد، و او آن بار را از نقطه كذا به نقطه كذا منتقل كند و ده بيست تومان دستمزد بگیرد. آیا آقایان مسئول این مراسم به او هم سری زدند و به او هم یک کارت دعوت دادند و از او هم برای این مجلس بعمل آوردند؟ يقيناً نرفتند و دعوت نكردند. بر فرض هم که دعوت ميكردند آیا آن زمان كه وارد میشد برای سلامتی او صلوات میفرستادند یقیناً نه؛ آیا آن زمان که ميخواست بنشيند كسي ميگفت چرا اينجا نشستيد بياييد بالاتر بنشينيد. یقیناً نه چرا اين همه تفاوت؟ به من بگوئید چرا آن همه تجليل و تكريم براي شما و اين بياعتنايي برا آن آقا؟ اگر از من بپرسيد من ميگويم عزيز من آقا پنجاه سال درس خواند، زحمت كشيد و پاك زندگي كرد و با اين درس خواندن و با اين پاك زندگي كردن بزرگ شد و شخصيتي پيدا كرد. ولی ديگران این کار را نكردند. لذا از ايشان تجليل بهعمل ميآيد و از آن آقا نه.
آيا اين بيان غير آن بياني است كه من عرض كردم كه علم و عمل جوهر هستند و انسانساز؟ ما مرادمان همين بود.
آقاي عزيز اينهمه تكريم و احترامي كه براي شما كردند و میکنند مجاز است يا حقيقت؟ واقعي و بر اساس مباني است یا نه؟ يقيناً حقيقت است و بر اساس مبانی به من بگوئید: مبنايش چيست؟ مبنايش همين علم و عمل است.
اين يك اصل اصيل قرآني است، اصل اصيل عرفاني است، اصل اصيل برهاني است. «كل وعاء يضيق بما جعل فيه إلا وعاء العلم فإنه يتسع.» شما هر ظرفي را با مظروفش بسنجيد، مظروف كه در آن ظرف قرار بگيرد گنجايش آن تمام ميشود ديگر جايي براي چيز ديگر باقي نميماند. جز ظرف علم كه هر چه بيشتر به آن ظرف از اين مظروف بدهيد، گنجايشاش بيشتر شده و بزرگتر ميشود و به عبارت دیگر سعه وجودي پيدا ميكند و گسترهاش بيشتر میشود.
* خاطرات علامه حسن زاده آملی *
اين را كه شنيديم خيلي تعجب كرديم در فضاي ملكوتي كنگره آخوند ملاحسين قلي همداني اينگونه حرفها را بشنويم؟!
رو كردم به ايشان و از حضار هم اجازه گرفتم: گفتم آقايانِ من اجازه ميفرماييد ما يك مباحثه دوطرفه با اين سرور گرامي داشته باشيم؟
به ايشان گفتم آن بيان را که گفتيم شما نپسنديديد، اميدواريم که اين بيان را بپسنديد همانطور که میدانید اين مجلس براي بزرگداشت شخصيت بزرگ جناب آخوند ملاحسینقلي همداني تشكيل شده است.
از همه ارباب علم و معرفت دعوت كردند از شخص جنابعالي هم دعوت كردند وقتي كه كارت دعوت را برای شما آورند با چه احترامي از شما دعوت به عمل آوردند و شما هم بزرگواري كرديد قبول كرديد. پس از قبول کردن وارد اين مجلس شديد، در بدو ورود گفتند برای سلامتی حضرت آیت الله کذا صلوات، خواستيد همان دم درب بنشينيد گفتند آقا خوب نيست بفرماييد بالا آوردند شما را اينجا نشاندند. اين كاري را كه در رابطه با شما انجام دادند داشته باشید و بياييد با هم يك سري بزنيم به كنار بازار همدان، آنجا يك شخصي نشسته است و منتظر باري است كه كسي بياورد، و او آن بار را از نقطه كذا به نقطه كذا منتقل كند و ده بيست تومان دستمزد بگیرد. آیا آقایان مسئول این مراسم به او هم سری زدند و به او هم یک کارت دعوت دادند و از او هم برای این مجلس بعمل آوردند؟ يقيناً نرفتند و دعوت نكردند. بر فرض هم که دعوت ميكردند آیا آن زمان كه وارد میشد برای سلامتی او صلوات میفرستادند یقیناً نه؛ آیا آن زمان که ميخواست بنشيند كسي ميگفت چرا اينجا نشستيد بياييد بالاتر بنشينيد. یقیناً نه چرا اين همه تفاوت؟ به من بگوئید چرا آن همه تجليل و تكريم براي شما و اين بياعتنايي برا آن آقا؟ اگر از من بپرسيد من ميگويم عزيز من آقا پنجاه سال درس خواند، زحمت كشيد و پاك زندگي كرد و با اين درس خواندن و با اين پاك زندگي كردن بزرگ شد و شخصيتي پيدا كرد. ولی ديگران این کار را نكردند. لذا از ايشان تجليل بهعمل ميآيد و از آن آقا نه.
آيا اين بيان غير آن بياني است كه من عرض كردم كه علم و عمل جوهر هستند و انسانساز؟ ما مرادمان همين بود.
آقاي عزيز اينهمه تكريم و احترامي كه براي شما كردند و میکنند مجاز است يا حقيقت؟ واقعي و بر اساس مباني است یا نه؟ يقيناً حقيقت است و بر اساس مبانی به من بگوئید: مبنايش چيست؟ مبنايش همين علم و عمل است.
اين يك اصل اصيل قرآني است، اصل اصيل عرفاني است، اصل اصيل برهاني است. «كل وعاء يضيق بما جعل فيه إلا وعاء العلم فإنه يتسع.» شما هر ظرفي را با مظروفش بسنجيد، مظروف كه در آن ظرف قرار بگيرد گنجايش آن تمام ميشود ديگر جايي براي چيز ديگر باقي نميماند. جز ظرف علم كه هر چه بيشتر به آن ظرف از اين مظروف بدهيد، گنجايشاش بيشتر شده و بزرگتر ميشود و به عبارت دیگر سعه وجودي پيدا ميكند و گسترهاش بيشتر میشود.
* خاطرات علامه حسن زاده آملی *
ادامه مطلب ....
http://ift.tt/Z3Gxm4
منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان
تبادل لينك
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر