بسم الله الرحمن الرحيم
«الهي انطقني بالهدي و الهمني التقوي»
حجت الاسلام قرائتی
«الهي انطقني بالهدي و الهمني التقوي»
حجت الاسلام قرائتی
اول اينکه بايد بدانيم کل هستي از نظر قرآن دارند نظارت ميکنند. خالق هستي نظارت ميکند. آيات زيادي داريم. «إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصاد» (فجر/۱۴) خدا در کمينگاه است. «لِنَنْظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُون» (يونس/۱۴) ما کارهاي شما را زير نظر داريم. «فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنا» (طور/۴۸) کارهايت زير نظر من است. «إِنَّني مَعَكُما أَسْمَعُ وَ أَرى» (طه/۴۶) خدا به موسي و هارون ميگويد: من تمام ريز و درشت کارهاي شما را ميبينم. «يَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْيُن» (غافر/۱۹) نه چشم را ميبينم. زير چشم هم با چه نيتي نگاه ميکني، ميدانم. اين بينش، به قول امروزيها جهانبيني، اين ديد و عقيده، که ما زير نظر خدا هستيم. خيلي عامل کنترل است. خدا گفته: شهيدم، شاهدم، خبيرم، رقيبم، «خبير، شهيد، رقيب، عليم» نه تنها ظاهر را ميبيند، باطن را هم ميبيند.
ما جايي ميرويم بازرسي کنيم، نظارت کنيم پوست کار را ميبينيم. آدم پوست اين ساختمان را ميبيند. مغزش را نميبيند. تازه اگر مغزش هم خوب باشد، نيتش چه نيتي است؟ «لِيَسْئَلَ الصَّادِقينَ عَنْ صِدْقِهِم » (احزاب/۸) ممکن است کسي راست بگويد، اما صداقت نداشته باشد. آدمهايي تقوا دارند، اما تقوايشان هم بيتقوايي است.
دختر زيبايي ميآيد با من حرف ميزند. من ميبينم شما همه به من نگاه ميکنيد. اگر به اين دختر نگاه کنم، خواهيد گفت: پس قرائتي هم چشم چراني ميکند. من سرم را پايين مياندازم به خانم اينطور صحبت ميکنم. چرا؟ من نگاه نميکنم. اما تقواي من براساس اين است که شما را از دست ندهم. ميخواهم مريد بازي کنم. شما از من جدا نشويد. نگوييد اين شيخ چه شيخي است. پس اينجا نگاه به خانم نامحرم نکردم، اما اين نگاه من براساس تقوا نيست، براساس مريد داري است. لذا قرآن يک آيه دارد، ميگويد: مغزش را هم ميبينم. «لِيَسْئَلَ الصَّادِقينَ عَنْ صِدْقِهِم» ممکن است کسي يک بودجهاي را که مجلس تصويب کرده خوب خرج ميکند. اما خوب خرج کرده براي چه؟ اين خيلي مهم است. نه خدا ميداند، خلق خدا هم ميفهمند. بچهها هم گاهي ميفهمند.
بچه من سه ساله بود، مهمان خانه ما آمد. مهمان هم يک بچه سه ساله داشت. من بچه مهمان را بوسيدم. تا بوسيدم، ديدم بچه خودم دارد نگاه ميکند. ديدم نگاه ميکند بچه خودم را هم بوسيدم. گفت: آقاجون! تو مرا الکي بوسيدي.
من نميدانم منافق، براي چه منافق است؟ همه ميفهمند. مثل ريش مصنوعي است. عطسه کني پايين ميافتد. پس براي چه ريش مصنوعي ميگذاري؟ ميفهمند، لو ميرود. من کاشاني هستم، اگر خواسته باشم به زبان غير کاشاني حرف بزنم، وسط حرفهايم يک چيزي ميگويم که همه ميفهمند کاشاني هستم. اول ناظر خداست.
يک دعا ميکنم. خدايا ايمان به اينکه تو ناظر ما هستي، اين ايمان را در همه ما قوي کن. بدانيم خدا ناظر است.
«والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته»
ادامه مطلب ....
http://ift.tt/XcGaEv
منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان
تبادل لينك
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر