چرا بعضیها نگران قبولی اعمالشان نیستند؟
بعضیها وقتی که به عبادات میرسند، مثلاً نماز میخوانند، دیگر اصلاً نگرانی ندارند که آیا این نماز مورد پسند خدا واقع خواهد شد یا نه؟ روزۀ این رمضان مورد پسند قرار خواهد گرفت یا نه؟ در حالی که برای بسیاری از امور دیگر زندگی اینگونه نگرانیها را دارند. خیلی ببخشید، انگار از خدا طلبکارند و حرف زور شنیدهاند که مجبور به این عبادات شدهاند و همین مقدار ناچیز را هم از سر آنها که دستور دادهاند، زیاد میدانند.
نمیدانند خدا اول به حس بندگان خود نگاه میکند و اگر کسی نگران قبولی عملش نباشد، گویی دارد اعمالش را با کراهت انجام میدهد. دیگر چنین اعمالی نزد خدا چه ارزشی دارد؟
خدایی که قبل از عمل و بعد از عمل و در متن عمل، خودِ بندهاش و اقبالِ او و دلِ عاشق او را میخواهد، وقتی بندهاش را ببیند که عباداتش را با بیاعتنایی به سوی خدا رها میکند و نگران رسیدن آنها به مقصود و قبولی آنها در نزد معبود نیست، دیگر این عبادات چه ارزشی پیش خدا خواهند داشت؟ اینجاست که بعضیها از روزۀ رمضان چیزی جز یک ماه گرسنگی و تشنگی عایدشان نمیشود.
مثل اجیری که به او زور گفتهاند و او را به بیل زدن وادار کردهاند. بعد از بیل زدن به چشم صاحبکار نگاه نمیکند که رضایت او را ببیند، به دست او نگاه میکند که اجر خود را بگیرد. و اگر هم انتظار اجر نداشته باشد و صاحبکار خود را اینقدر ظالم بداند که نخواهد به او اجرت بدهد، بیل را مقابل پای او پرت میکند و میرود.
میدانید امثال ما چه موقع نگران نتیجۀ عملمان نیستیم؟ و نگران نمیشویم که آیا عملمان مورد پسند قرار گرفت یا نه؟ برای آنکه اگر کسی بخواهد سختجانی کرده باشد تیر خلاصی به او زده باشم، مثالی را با عذر خواهی تمام باید بزنم:
اگر یک فقیر ژندهپوشی در خانۀ ما بیاید و بخواهیم به او غذایی بدهیم معمولاً چون شخصیت آن فقیر برایمان اهمیت چندانی ندارد، یعنی اگر نداشته باشد، و چیزی که میخواهیم بدهیم از اضافات خانه باشد، دیگر برایمان فرقی نمیکند ظرفی که میدهیم یا غذایی که در آن مینهیم چه ارزشی داشته باشد. آیا مورد پسند او قرار خواهد گرفت یا نه؟ مخصوصاً اگر انتظار بازگشت ظرف غذا را هم نداشته باشیم. ما اینجا نگران مورد پسند واقع شدن عمل خودمان نیستیم، بلکه میخواهیم یک چیزی به او بدهیم و او را از در خانه رد کنیم.
بیشک بیرون آمدن از این دلنگرانیها و شمار دیگری که در این شمارش نیامد، جز با مدد پروردگار عالم مقدور نیست. همچنان که ورود به وادی خوف نیز جز در اثر معرفت و محبت به معبود میسور نمیباشد.
چقدر نگاه بلندی دارد، آن انسانی که از اول نگران نتیجۀ عملش و انتهای کارش باشد. و این دعای قرآنی را همراه با نوعی ترس عاشقانه و عارفانه، در بدو ورود به رمضان زمزمه میکند: «وَقُل رَبِّ اَدخِلنِی مُدخَلَ صِدقٍ وَ اَخرِجنِی مُخرَجَ صِدقٍ وَ اجعَل لِی مِن لَدُنکَ سُلطَاناً نَصِیراً؛ و بگو پروردگارا مرا (در هر کار) با صداقت وارد کن و با صداقت خارج ساز و از سوی خود حجتی یاری کننده برایم قرار ده!»(1).
ــــــــ
(1)سوره اسراء، آیه ۸۰.
کتاب «شهر خدا؛ رمضان و رازهای روزهداری» اثر حجت الاسلام پناهیان
ادامه مطلب ....
http://ift.tt/1pvNcKA
منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان
تبادل لينك
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر