بنی صدر وسازمان مجاهدین خلق ( منافقین ) :
یکی از مسائل قابل توجه در پرونده سیاسی بنی صدر ، ارتباط وی با سازمان مجاهدین خلق ـ معروف به سازمان منافقین ـ و حمایت از آنها می باشد . مجاهدین خلق که در ظاهر ادعای مبارزه با امپریالیسم می کردند ، در پشت پرده با غربی ها برای ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی ایران به تفاهم رسیده بودند . مسعود رجوی سرکرده منافقین ، اواخر سال 59 طی یک سفر مخفیانه به اروپا ، خبر آمادگی برای شروع مبارزه مسلحانه با جمهوری اسلامی ایران را به آمریکا و متحدین غربیش اعلام می کند .
حاج احمد قدیریان از مبارزین پیش از انقلاب ، در مورد ارتباط بنی صدر با منافقین می گفت :
« آقای مهدی غیوران که با اجازه امام خمینی در دفتر بنی صدر بود ، می گفت که دو روز در میان ، مسعود رجوی و موسی خیابانی ـ سرکردگان منافقین ـ با بنی صدر جلسه دارند و دقیقاً هر کاری که دارد انجام می گیرد ، توسط اینها هدایت می شود . »
شهید دیالمه نیز در جلسه طرح عدم کفایت سیاسی بنی صدر ، در مجلس شورای اسلامی می گوید :
« بنی صدر هر هفته در منزل خواهر خود با مسعود رجوی ملاقات می کرد . »
بعد از صدور بیانیه از طرف شهید آیت الله قدوسی ـ دادستان کل کشور ـ مبنی بر خلع سلاح عمومی ، منافقین رفتند و از بنی صدر مجوز گرفتند تا برای دفاع از خودشان بتوانند اسلحه حمل کنند .
در توطئه مشترکی که توسط بنی صدر و سران سازمان مجاهدین خلق (منافقین) طراحی شده بود ، قرار بود در یک راهپیمایی که توسط هواداران بنی صدر و در جهت اعلام حمایت از وی به سوی جماران ـ محل اقامت امام خمینی ـ انجام شود ، با تصرف حسینیه جماران، قدرت سیاسی به طور کامل در اختیار بنی صدر قرار گیرد . اما با درایت امام خمینی ، این توطئه خنثی شد .
در تاریخ 20 خرداد 1360 ، امام خمینی رسماً بنی صدر را از فرماندهی کل نیروهای مسلح برکنار نمود . یک روز بعد ، سازمان مجاهدین خلق با انتشار بیانیه ای در قامت مدافع بنی صدر ظاهر شد و نسبت به حفظ جان وی هشدار داد .
در همان روز 20 خرداد 1360 که امام خمینی رسماً بنی صدر را از فرماندهی کل قوا عزل کرد ، بنی صدر در کرمانشاه بود . رادیو بختیار اعلام کرده بود که بنی صدر به غرب کشور رفته برای انجام یک کودتا . بنی صدر نیز در کتاب خاطراتش ضمن تأیید این مسئله ، می نویسد :
« من برای اینکه در تاریخ نماند که امکان کودتا بود و به بنی صدر هم پیشنهاد شد و او نکرد ، گفتم الان می آییم بررسی می کنیم که اگر بخواهیم برویم به تهران و این آقایان را خلع ید کنیم ، چقدر امکان کودتا هست ؟»
مسئول اطلاعات سپاه نیز در روز 27 خرداد به رئیس مجلس خبر داد که :
« برخی کسانی که در گذشته قصد کودتا داشته اند ، این روزها فعال شده اند و با بنی صدر تماس گرفته اند و زمان را برای کودتا مناسب می دانند . بنی صدر از روز گذشته مفقودشده و احتمالاً در رابطه با همین توطئه باشد .»
پس از آنکه مجلس شورای اسلامی نیز در تاریخ 31 خرداد 1360 با تصویب عدم کفایت سیاسی بنی صدر ، رأی به برکناری وی از ریاست جمهوری می دهد ، وی توسط منافقین به یکی از خانه های تیمی مسعود رجوی منتقل می شود . حدود یک ماه پس از ماجرای انفجار حزب جمهوری اسلامی توسط منافقین و شهادت بهشتی و 72 تن از مسئولین جمهوری اسلامی ، بنی صدر در تاریخ 7 مرداد با آرایش و لباس زنانه به همراه مسعود رجوی از کشور فرار میکند و به فرانسه می رود .
طبق اظهار یکی از اطرافیان بنی صدر ، دستور ترور شخصیتهای جمهوری اسلامی ، توسط بنی صدر داده شد و این دستور توسط حسین نواب صفوی که رابط میان وی و منافقین بود ، به سازمان منافقین ابلاغ شد .
سودابه سدیفی مشاور بنی صدر نیز پس از دستگیری اعتراف کرد که بنی صدر طی پیامی به رجوی ، از بین بردن سران جمهوری اسلامی را تنها راه سرنگونی نظام برشمرد . 55
بنی صدر به محض رسیدن به فرانسه ، از دولت این کشور تقاضای پناهندگی کرد . کمی بعد ، صدام حسین نیز طی مصاحبه ای برای اعطای پناهندگی سیاسی به بنی صدر اعلام آمادگی نمود .
در ابتدای حضور در فرانسه ، بنی صدر به عنوان رئیس جمهور در تبعید و مسعود رجوی نیز به عنوان نخست وزیر در تبعید ، مشغول فعالیت علیه انقلاب اسلامی شدند . نزدیکی این دو نفر تا آنجا ادامه یافت که رجوی با دختر بنی صدر ازدواج کرد .
اما بعدها که رابطه میان این دو نفر تیره شد ، بنیصدر فاش ساخت که مسعود رجوی در فرانسه ـ در محل اقامت بنیصدر و با حضور خود وی ـ با طارق عزیز وزیر خارجه صدام حسین ، ملاقات کرده بود .
بنی صدر در خارج از کشور
مدتی پس از فرار از ایران ، بنی صدر با اعضای خاندان پهلوی در فرانسه ، ارتباط برقرار ساخت . فریده دیبا مادر فرح پهلوی در این باره می گوید :
« باید بگویم که روزگار بازی های شگفتی دارد . اکنون اولین رئیس جمهوری ایران یعنی ابوالحسن بنی صدر ، از دوستان نزدیک دخترم فرح است و خانه آنها که از سوی پلیس فرانسه و مقامات امنیتی به شدت محافظت می شود ، در نزدیکی یکدیگر قرار دارد . آقای بنیصدر به دوستی با دخترم افتخار می کند .»
خود فرح پهلوی نیز در خاطراتش می گوید:
« پس از فرار بنی صدر از ایران ، مجدداً موقعیتی پیش آمد که در پاریس با هم ملاقات کنیم . این ملاقات به درخواست او بود . ملاقاتی بین یک شهبانوی سابق و یک رئیس جمهور سابق ، و قبل از همه ، بین دو دوست سابق ! اکنون آقای بنی صدر در پاریس تحت مراقبت شدید پلیس امنیتی فرانسه زندگی می کند ... گاهی اوقات که به پاریس می روم، با او ملاقات می کنم و این از بازی های جالب روزگار است که ابوالحسن بنی صدر دانشجوی مخالف رژیم سلطنتی و کسی که جزو اپوزیسیون ضد دولتی بوده است ، حالا به من مشاوره می دهد و از گذشته خود پوزش می طلبد . او می گوید : علیاحضرتا! من تمام عمر اشتباه کردم و حالا به این نتیجه رسیده ام که دین و سیاست با هم هیچ وجه مشترکی ندارند و بهترین روش مملکت داری، سکولاریسم و حکومت لائیک و غیر مذهبی است .
بنی صدر اکنون با اعانه دولت فرانسه زندگی می کند . البته من هم در چند نوبت به او و دخترش کمک های مالی کرده ام . بنی صدر اکنون به موجودی قابل ترحم تبدیل شده است . او مردی منزوی و دارای افکار مالیخولیائی است . می گوید از وحشت نمی تواند خواب راحتی داشته باشد . »
فرح پهلوی در جای دیگر می گوید :
« بنی صدر حالا جزو کسانی است که از ما حقوق می گیرند . دختر او هم در دفتر ما در پاریس کار می کند و وظیفه اش پاسخگویی به نامه هایی است که از سراسر جهان به ما می نویسند ! »
این پاورقی تاکنون به مداخلات آمریکا در ایران تا دوره ریاست جمهوری بنیصدر پرداخته و ارتباطات سیا با وی و گروهک تروریستی منافقین در آن مورد بررسی قرار گرفته است و مؤلف محترم ادامه پژوهش درباره این موضوع تا مقطع کنونی را هماکنون در دست اقدام دارد. انشاءالله در آینده نزدیک خوانندگان عزیز فصلهای دیگری از دخالتها و جنایت آمریکا را در این سلسله پاورقی شاهد خواهند بود.
مرکز پژوهشهای کیهان
ادامه مطلب ....
http://ift.tt/1vf3ahj
منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان
تبادل لينك
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر