در عصر دوم خرداد پروژه «امام زدایی» ذیل نقشه شوم «تقدس زدایی» کار را به آنجا رساند که رسما اعلام کردند؛ «زین پس باید راه و رای خمینی را در موزه های تاریخ رصد کرد.» اما از آنجا که «این انقلاب بی نام امام خمینی در هیچ کجای جهان شناخته شده نیست» یخ امام زدایی نگرفت. نگرفت تا آنجا که دغل بازان هشتاد و هشتی بهتر آن دیدند امام و خط امام را به نفع نیات پلید خود، بلکه دشمن اصل کاری مصادره کنند!
خمینی اما از آنجا که حتی نامش هم حاوی پیام است، هرگز قابل مصادره نبوده و نیست، الا به نفع آرمان روح اللهی و انقلابی خودش یعنی ولایت فقیه، شهادت طلبی، دشمن ستیزی، مردم داری و… باری همان زمان ۸۸ در بطن متن مطول و پر استعاره ای با تیتر «خمینی آنقدرها هم که voa می گوید خوب نیست!» اشاراتی از این قبیل کرده بودم.
تا ببینیم این روزها دشمن درباره امام مشخصا چه مکری در آستین دارد، لازم است به جمله حکیمانه چند وقت پیش خلف صالح خمینی اشاره کنیم؛ «دشمنان انقلاب بیش از همه از شخص امام کینه به دل دارند.»
ناظر بر همین کینه، نیز کینه خصم از حزب الله، به نظر می رسد نقشه فعلی دشمن «جدایی انداختن میان روح الله و حزب الله» است. لذا بر ما فرض است که بیش از واسطه ها، مراقب دشمن اصل کاری باشیم. آنکه در نظری مضحک مدعی مخالفت امام با شعار شعائرگونه «مرگ بر امریکا» می شود، در این باب، خیلی فرق ندارد با آنکه سخیف ترین حرف ها را -که آدمی حتی از انعکاس تلویحی آن نیز شرم دارد- به بهانه خاطره گویی بیان می کند. اینها همه واسطه اند تا نقشه دشمن بگیرد. اینها خواه پیر باشند و خواه جوان، در قیاس با دشمن بیرونی، عددی نیستند؛ فقط واسطه اند!
چیست اما نقشه دشمن؟ مختصرش همان است که نوشتم؛«جدایی انداختن میان روح الله و حزب الله» از طرق مختلف من جمله «مسئله دار کردن اذهان خانواده معزز شهدا نسبت به امام.» خوب یا بد من هم اظهارات «ن. الف» را خواندم، اما فی الفور درود فرستادم بر روح ملکوتی روح الله که معتقد بود؛ «خانواده شهدا چشم و چراغ این ملت اند.»
اتفاقا خاطره موهومی که به امام نسبت داده شد، از زاویه دیگر قضیه، بیانگر اوج علاقه، احترام و محبت امام حتی در اندرونی بیت خودشان به خانواده شهداست. تو ببین امام ما، چقدر در اندرونی خانه خود، به حزب الله و خانواده شهدا افتخار می کرد که ۲۴ سال بعد از ارتحالش هنوز عقده آن تعاریف بی مانند از دل بعضی ها خارج نشده که این چنین یک جا می خواهند از امام و حزب الله و خون شهدا و خانواده ایشان انتقام بگیرند! حالیا از آن امام خوبی ها! تو ببین چقدر در اندرونی خانه خود گفته بود؛ «من یک موی این کوخ نشینان را به تمام زندگی کاخ نشینان نمی دهم» که بعضی ها به این اراجیف افتاده اند! تو ببین چقدر در اندرونی خانه خود تکرار کرده بود؛ «من بر دست و بازوی رزمندگان بوسه می زنم… من به چهره نورانی ایشان غبطه می خورم… چشم و چراغ من و ملت، همین خانواده شهدا هستند» که بعضی ها به این اباطیل افتاده اند!
خاطره نقل شده، از زاویه بهتر ماجرا حکایت از آن دارد که امام در اندرونی بیت خود، دقیقا همان امام بالکن حسینیه جماران بود. صد البته بعد از ۲۴ سال هنوز هم برای بعضی ها قابل هضم نیست که چرا پدر بزرگ شان بیش از بعضی نوه و نتیجه ها، دل در گرو ایتام شهدا داشت. ما البته حساب بیت امام را از این «بعضی ها» واقعا جدا می دانیم، هر چند توقع مان از بیت و دفتر امام عزیز در این قبیل حرمت شکنی ها بیش از اینهاست.
آری! خمینی پدر ما، بلکه پدر بزرگ ما بود… و در تمام عالم، این فقط ما فرزندان شهدا بودیم که حتی جرئت می کردیم از بالکن حسینیه جماران بالا برویم و در رسمی ترین جای جمهوری اسلامی، غیر رسمی ترین، خالصانه ترین و خودمانی ترین محبت ممکن را به پدر پیر خود ابراز کنیم؛ دست بر محاسن حضرتش بکشیم، روی پایش بنشینیم، عشق کنیم با بابای خود…
ما عزیزدردانه های امام ایم. ما را با واسطه ها کاری نیست. ما شان خود بالاتر از این حرف ها می دانیم. ما بچه های بالکن حسینیه جماران ایم… و از همین جایگاه، خطاب مان به دشمن این است؛ نقشه اختلاف افکنی میان امام و مرگ بر امریکا، میان امام و حزب الله، و میان امام و خانواده شهدا، اگر چه خوابی قطعا تعبیر ناشدنی است، اما در باطن خود، از قضا حکایت از اوج اتحاد و همدلی امام با مرگ بر امریکا، حزب الله و خانواده شهدا دارد. از این اتحاد لاینقطع، کور باد چشم تان.
این نوشته تکمیل نمی شود الا آنکه از دست اندرکاران بخواهیم افترا زنندگان به امام را سر جای خود بنشانند. اگر ما تاب اهانت به خودمان را داشته باشیم، هرگز تاب تهمت به ساحت حضرت روح الله را نخواهیم داشت. از آن بگذریم، از این نخواهیم گذشت. و بالطبع، بی مقدار بودن واسطه ها، دلیل بر عدم اجرای قانون نمی شود.
راستی خمینی نازنین!
روح الله ما!
چشم و چراغ ما! برای ما خود تو مهم بودی، حتی بالکن حسینیه قشنگ جماران هم بهانه بود… قرار ما لبخند تو بود!
پیش شهیدان، شاهد باش و شهادت بده که در همه این ۲۴ سال، آنکه از همه بیشتر دغدغه خط تو را داشته، «بچه های حسینیه امام خمینی» بوده اند…
اماما! هم چنان آرام باشد دلت که ما دچار اشتباه در محاسبه نمی شویم.
امام عزیز! در بیعت با امام خامنه ای، لحظه ای بر ما نمی گذرد الا آنکه فزونی یابد عشق ما به تو.
اماما! راز این همه خمینی خواهی ما، در پذیرفتن ولایت جانشین تو نهفته است، و الا ما هم فقط تو را در خواب می دیدیم!
اماما! ما با تو زندگی می کنیم و بر این باوریم؛ دفتر نشر و حفظ آثار تو، خون سرخ پدران ماست… همچنان!
گفت: «این همه آوازه ها از شه بود، گر چه از حلقوم عبدالله بود.»
جوان/ ۲۷ مهر ۱۳۹۲
قطعه 26
خبر مرتبط:
همه واکنش های مادران و فرزندان شهدا به یک اهانت
موج انتقادات به نعیمه اشراقی بالا گرفت
خمینی اما از آنجا که حتی نامش هم حاوی پیام است، هرگز قابل مصادره نبوده و نیست، الا به نفع آرمان روح اللهی و انقلابی خودش یعنی ولایت فقیه، شهادت طلبی، دشمن ستیزی، مردم داری و… باری همان زمان ۸۸ در بطن متن مطول و پر استعاره ای با تیتر «خمینی آنقدرها هم که voa می گوید خوب نیست!» اشاراتی از این قبیل کرده بودم.
تا ببینیم این روزها دشمن درباره امام مشخصا چه مکری در آستین دارد، لازم است به جمله حکیمانه چند وقت پیش خلف صالح خمینی اشاره کنیم؛ «دشمنان انقلاب بیش از همه از شخص امام کینه به دل دارند.»
ناظر بر همین کینه، نیز کینه خصم از حزب الله، به نظر می رسد نقشه فعلی دشمن «جدایی انداختن میان روح الله و حزب الله» است. لذا بر ما فرض است که بیش از واسطه ها، مراقب دشمن اصل کاری باشیم. آنکه در نظری مضحک مدعی مخالفت امام با شعار شعائرگونه «مرگ بر امریکا» می شود، در این باب، خیلی فرق ندارد با آنکه سخیف ترین حرف ها را -که آدمی حتی از انعکاس تلویحی آن نیز شرم دارد- به بهانه خاطره گویی بیان می کند. اینها همه واسطه اند تا نقشه دشمن بگیرد. اینها خواه پیر باشند و خواه جوان، در قیاس با دشمن بیرونی، عددی نیستند؛ فقط واسطه اند!
چیست اما نقشه دشمن؟ مختصرش همان است که نوشتم؛«جدایی انداختن میان روح الله و حزب الله» از طرق مختلف من جمله «مسئله دار کردن اذهان خانواده معزز شهدا نسبت به امام.» خوب یا بد من هم اظهارات «ن. الف» را خواندم، اما فی الفور درود فرستادم بر روح ملکوتی روح الله که معتقد بود؛ «خانواده شهدا چشم و چراغ این ملت اند.»
اتفاقا خاطره موهومی که به امام نسبت داده شد، از زاویه دیگر قضیه، بیانگر اوج علاقه، احترام و محبت امام حتی در اندرونی بیت خودشان به خانواده شهداست. تو ببین امام ما، چقدر در اندرونی خانه خود، به حزب الله و خانواده شهدا افتخار می کرد که ۲۴ سال بعد از ارتحالش هنوز عقده آن تعاریف بی مانند از دل بعضی ها خارج نشده که این چنین یک جا می خواهند از امام و حزب الله و خون شهدا و خانواده ایشان انتقام بگیرند! حالیا از آن امام خوبی ها! تو ببین چقدر در اندرونی خانه خود گفته بود؛ «من یک موی این کوخ نشینان را به تمام زندگی کاخ نشینان نمی دهم» که بعضی ها به این اراجیف افتاده اند! تو ببین چقدر در اندرونی خانه خود تکرار کرده بود؛ «من بر دست و بازوی رزمندگان بوسه می زنم… من به چهره نورانی ایشان غبطه می خورم… چشم و چراغ من و ملت، همین خانواده شهدا هستند» که بعضی ها به این اباطیل افتاده اند!
خاطره نقل شده، از زاویه بهتر ماجرا حکایت از آن دارد که امام در اندرونی بیت خود، دقیقا همان امام بالکن حسینیه جماران بود. صد البته بعد از ۲۴ سال هنوز هم برای بعضی ها قابل هضم نیست که چرا پدر بزرگ شان بیش از بعضی نوه و نتیجه ها، دل در گرو ایتام شهدا داشت. ما البته حساب بیت امام را از این «بعضی ها» واقعا جدا می دانیم، هر چند توقع مان از بیت و دفتر امام عزیز در این قبیل حرمت شکنی ها بیش از اینهاست.
آری! خمینی پدر ما، بلکه پدر بزرگ ما بود… و در تمام عالم، این فقط ما فرزندان شهدا بودیم که حتی جرئت می کردیم از بالکن حسینیه جماران بالا برویم و در رسمی ترین جای جمهوری اسلامی، غیر رسمی ترین، خالصانه ترین و خودمانی ترین محبت ممکن را به پدر پیر خود ابراز کنیم؛ دست بر محاسن حضرتش بکشیم، روی پایش بنشینیم، عشق کنیم با بابای خود…
ما عزیزدردانه های امام ایم. ما را با واسطه ها کاری نیست. ما شان خود بالاتر از این حرف ها می دانیم. ما بچه های بالکن حسینیه جماران ایم… و از همین جایگاه، خطاب مان به دشمن این است؛ نقشه اختلاف افکنی میان امام و مرگ بر امریکا، میان امام و حزب الله، و میان امام و خانواده شهدا، اگر چه خوابی قطعا تعبیر ناشدنی است، اما در باطن خود، از قضا حکایت از اوج اتحاد و همدلی امام با مرگ بر امریکا، حزب الله و خانواده شهدا دارد. از این اتحاد لاینقطع، کور باد چشم تان.
این نوشته تکمیل نمی شود الا آنکه از دست اندرکاران بخواهیم افترا زنندگان به امام را سر جای خود بنشانند. اگر ما تاب اهانت به خودمان را داشته باشیم، هرگز تاب تهمت به ساحت حضرت روح الله را نخواهیم داشت. از آن بگذریم، از این نخواهیم گذشت. و بالطبع، بی مقدار بودن واسطه ها، دلیل بر عدم اجرای قانون نمی شود.
راستی خمینی نازنین!
روح الله ما!
چشم و چراغ ما! برای ما خود تو مهم بودی، حتی بالکن حسینیه قشنگ جماران هم بهانه بود… قرار ما لبخند تو بود!
پیش شهیدان، شاهد باش و شهادت بده که در همه این ۲۴ سال، آنکه از همه بیشتر دغدغه خط تو را داشته، «بچه های حسینیه امام خمینی» بوده اند…
اماما! هم چنان آرام باشد دلت که ما دچار اشتباه در محاسبه نمی شویم.
امام عزیز! در بیعت با امام خامنه ای، لحظه ای بر ما نمی گذرد الا آنکه فزونی یابد عشق ما به تو.
اماما! راز این همه خمینی خواهی ما، در پذیرفتن ولایت جانشین تو نهفته است، و الا ما هم فقط تو را در خواب می دیدیم!
اماما! ما با تو زندگی می کنیم و بر این باوریم؛ دفتر نشر و حفظ آثار تو، خون سرخ پدران ماست… همچنان!
گفت: «این همه آوازه ها از شه بود، گر چه از حلقوم عبدالله بود.»
جوان/ ۲۷ مهر ۱۳۹۲
قطعه 26
خبر مرتبط:
همه واکنش های مادران و فرزندان شهدا به یک اهانت
موج انتقادات به نعیمه اشراقی بالا گرفت
ادامه مطلب ....
http://www.nooreaseman.com/forum321/thread58396.html
منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان
تبادل لينك
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر