۱۳۹۲ مهر ۲۳, سه‌شنبه

آیا منظور از فتح الفتوح دولت راستگویان، این است؟!!!


آیا منظور از فتح الفتوح دولت راستگویان، این است؟!!!



در وبلاگ "جامعه سیاسی" نقل شد:



((ما از تحرک دیپلماسی دولت از جمله سفر نیویورک حمایت می‌کنیم زیرا به دولت خدمتگزار اعتماد داریم و به آن خوشبین هستیم اما برخی از آنچه که در سفر نیویورک پیش آمد بجا نبود، چون ما دولت آمریکا را غیرقابل اعتماد، خودبرتربین، غیرمنطقی و عهد شکن می‌دانیم.))



این سخنان بخشی از بیانات مقام عظمای ولایت، حضرت آیت الله العظمی امام خامنه‌ای(مدظله العالی) در مراسم دانش‌آموختگی دانشجویان ارتش جمهوری اسلامی ایران بود. همان طور که از سخنان معظم له مشخص است ایشان از برخی رفتارهای انجام شده در سفر دولت به نیویورک راضی نبوده و آن را نابه‌جا ذکر کردند. حال سؤال این است که کدام اقدامات و به چه دلیل نابه‌جا بودند؟‌


1- در آخرین لحظات حضور آقای روحانی در نیویورک و در لحظه‌ای که ایشان قصد عزیمت به فرودگاه برای بازگشت به کشور را داشتند، تماس تلفنی از سوی رئیس جمهور آمریکا با ایشان برقرار شد( که البته هنوز مشخص نیست که درخواست تماس از طرف کدام طرف بوده) و ایشان نیز در کمال شگفتی و حیرت به مکالمه با رئیس جمهور آمریکا آن هم پس از 35 سال از پیروزی انقلاب پرداختند! اما آیا می‌توان این مکالمه را اقدامی به‌جا و قابل قبول ارزیابی کرد؟ به نظر می‌رسد که پاسخ منفی است زیرا:

الف: مذاکره با هر کشوری بنا بر اصول و خطوط معین شده و تضمین کننده منافع ملی کشورها صورت می‌گیرد و چنانچه این خطوط معین کننده منافع ملی هر کشوری در مذاکره با طرف مقابل رعایت نشود، آنگاه شاهد ضعف در انجام مذاکره و اعلام تسلیم در برابر طرف مقابل می‌باشیم؟ حال مسئله این است که در مکالمه تلفنی مستقیم و بی‌واسطه با رئیس دولت آمریکا، خطوط و منافع ملی نظام رعایت شده است؟ به طور قطع و یقین پاسخ منفی است زیرا بلافاصله و پس از تماس تلفنی و انجام مکالمه فوق، رئیس جمهور آمریکا در دیدار با نخست وزیر رژیم جعلی صهیونیستی اعلام کرد که تحریم‌ها سرانجام باعث شد تا ایران عقب نشینی کرده و به مذاکره تن بدهد(نقل به مضمون). حال آیا می‌توان برداشت دیگری غیر از سخنان اوباما از این مکالمه داشت؟ به راستی دلیل انجام این مکالمه با رئیس دولت شیطان بزرگ(به تعبیر امام خمینی(رض)) چیست و چه دستاوردی را نصیب جمهوری اسلامی ایران کرد؟ آیا با انجام این مکالمه تغییری حتی در لحن مقامات آمریکایی(برای حفظ ظاهر) به وجود آمد؟ روشن است که پاسخ منفی است و بنابراین دولت ایران خواسته یا ناخواسته در دام شیطان بزرگ قرار گرفت.

ب: اوباما در مذاکرات خود با نخست وزیر رژیم جعلی صهیونیستی تأکید کرد که تمام گزینه‌ها از جمله گزینه نظامی همچنان روی میز است! حال سؤال این است که اگر دستاوردهای سفر نیویورک دولت محترم و آقای روحانی چشمگیر و بی نظیر است پس چرا کوچکترین تغییری حتی در لحن مقامات آمریکایی نیز به وجود نیامده است؟ مگر جز این است که دستاوردهای بی‌نظیر(بنا بر گفته مقامات دولتی) این سفر باید خود را در حد بسیار کوچک و اندکی نشان دهد؟ پس چرا در لحن مقامات آمریکایی نیز تغییری مشاهده نشده است چه برسد که شاهد اقدامات عملی از سوی آن‌ها باشیم؟! پس روشن و واضح است که دولت محترم با افتادن در تله ایجاد شده توسط استکبار جهانی، امتیازی بی‌نظیر به دشمنان ملت ایران و در رأس آن‌ها آمریکا و رژیم جعلی صهیونیستی اعطا کرد که به احتمال فراوان در آینده شاهد ابعاد بیشتری از این سازش و عقب نشینی خواهیم بود.




2- جناب آقای ظریف، وزیر امور خارجه کشورمان، در حاشیه مذاکرات 1+5 با کشورمان بر سر موضوع هسته‌ای در نیویورک، دیداری 30 دقیقه‌ای و اختصاصی با جان کری وزیر امور خارجه آمریکا انجام داد که به به طور قطع و یقین مورد دیگری از اقدامات نابه‌جایی است که مورد نهی مقام معظم رهبری(مدظله العالی) قرار گرفته است. در مورد چرایی این اقدام و علت آن پاسخ روشن و صریحی از سوی وزیر امور خارجه بیان نشده است. اما نکته اصلی این است که که این دیدار نیز مانند مکالمه تلفنی آقای روحانی با رئیس جمهور آمریکا، دستاورد و حاصلی به دنبال نداشته است، زیرا جان کری بلافاصله پس از انجام این دیدار و همین طور قبل از آن(در پاسخ به سخنان تعامل جویانه مقامات کشورمان) بر این امر تأکید کرده بود که زمانی اعتمادسازی و راستی‌آزمایی از سوی ایران قابل باور است که ایران از غنی سازی دست برداشته و تأسیاست فردو را متوقف کند تا آنگاه بتوان با ایران بر سر مسائلی همچون رفع تحریم‌ها صحبت و مذاکره کرد!!! حال سؤال اصلی از جناب ظریف این است که:

الف: آیا این سخنان را به عنوان یکی از دستاوردهای بی‌نظیر سفر نیویورک ارزیابی می‌کنید؟ آیا جزء این است که زمانی می‌توان دستاورد مذاکره را با طرف مقابل مثبت ارزیابی کرد که به منافع و اصول کشور آسیبی وارد نشده باشد. حال آیا این سخنان از سوی وزیر خارجه آمریکا در همین راستا ارزیابی می‌شود؟

ب: به راستی اگر قرار بر این باشد که پس از گذشت سال‌های طولانی از مطرح شدن موضوع هسته‌ای ایران و از دست دادن شهدای عزیز هسته‌ای در این راه، دوباره به خانه اول برگشته و بحث‌هایی مانند تعلیق غنی سازی مطرح شود، پس چرا در این سال‌ها مقاومت صورت گرفته است؟ به راستی چه کسی باید جواب شهدای عزیز هسته‌ای و خانواده‌های گرانقدر آنان را بدهد؟ اگر قرار بر این است که این سخنان و دستاوردهای مقامات آمریکایی به عنوان دستاوردهای بی‌نظیر و فتح الفتوح سفر دولت به نیویورک مطرح باشد، آنگاه اصولاً چه نیازی به مقاومت و ایستادگی در برابر دشمنان در این 35 سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی بود و در حال حاضر نیز چه نیازی به مذاکره برای این موارد وجود دارد، زیرا برای تاراج و از بین بردن اصول و منافع ملی نظام و کشور نیازی به مذاکره و صرف وقت طولانی و هزینه زیاد نمی‌باشد؟!!! آیا جزء این است؟!

3- یکی دیگر از اقدامات نابه‌جا در سفر دولت به نیویورک، رسمیت بخشیدن علنی و غیرمستقیم به رژیم جعلی صهیونیستی بود. نمونه این رسمیت بخشیدن در سخنان جناب روحانی در سازمان ملل مطرح شد، آنجا که ایشان صراحتاً خواستار پیوستن ((اسرائیل به پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای شد))!!! ایشان با این بیان خود در واقع موجودیت این رژیم را به رسمیت شناخته و خواستار پیوستن این کشور(از دیدگاه جناب روحانی) به این پیمان شد!!! حال سؤال این است که آیا دستاوردی از این بالاتر را می‌توان برای رژیم جعلی صهیونیستی تصور کرد که عالی‌ترین مقام اجرایی جمهوری اسلامی ایران، آن را به رسمیت شناخته و از وی درخواست کند که به معاهده‌ای بین المللی بپیوندد؟ آیا می‌توان عصبانیت نخست وزیر این رژیم از مکالمه تلفنی روحانی و اوباما و نیز سخنان روحانی در سازمان ملل را واقعی تصور کرده و آن را نشانه موفقیت این سفر ارزیابی کرد؟ یا اینکه در پشت پرده برنامه‌ای از قبل طراحی شده وجود دارد که به موجب آن آمریکا و دولت اوباما نقش هویج و رژیم جعلی صهیونیستی نقش چماق را ایفا کنند تا بدین ترتیب دولت ایران را به ادامه مذاکرات تا از بین بردن تمامی اصول و منافع ملی و به دست آوردن نتایج استکبار جهانی از این مذاکرات، ترغیب کنند؟؟؟

4- در مورد مطلب اشاره شده در بند 3 تنها توجه به همین بند از سخنان امام خامنه‌ای(مدظله العالی) در مراسم دانش‌آموختگی دانشجویان ارتش کفایت می‌کند که فرمودند:

((ایشان با اشاره به بدبینی و بی اعتمادی نظام اسلامی به آمریکا، دولت آمریکا را دولتی در پنجه صهیونیستها خواندند و گفتند: دولت آمریکا در واقع در جهت منافع صهیونیست ها حرکت می‌کند و از همه دنیا باج می گیرد و به رژیم صهیونیستی باج می دهد.))




5- پس از آنکه جناب ظریف در صفحه فیسبوک خود و در پاسخ به نظر دختر نانسی پلوسی(رئیس سابق مجلس آمریکا) اعلام کرد که (( ایران هیچ‌گاه هلوکاست را انکار نکرده است و آن مرد که هلوکاست را انکار کرد، رفت))، وی در مصاحبه با شبکه آمریکایی (ای بی سی) در نیویورک نیز با محکوم کردن هلوکاست!! آن را جنایتی فجیع خواند و بیان کرد که به کارگیری اصطلاح ((افسانه هلوکاست)) در نسخه انگلیسی سایت مقام معظم رهبری، ناشی از اشتباه در ترجمه بوده است!!! و بدین ترتیب سلسله اقدامات رضایت بخش و خوش خدمتی خود را به مقامات رژیم جعلی صهیونیستی تکمیل کردند!!! اما ایشان چرا نظر صریح مقام معظم رهبری را در مورد افسانه خواندن هلوکاست نقض کردند؟ مقام معظم رهبری(مدظله العالی) در دیدار خود با اعضای مجلس خبرگان رهبری در 18 اسفند سال 90 ضمن «افسانه» نامیدن هولوکاست آن را حادثه‌ای پنداری- نه واقعی- خواندند و فرمودند: ((غربی‌ها جور دیگری عمل می‌کنند... آنها چهارچوبهاشان ظالمانه است. در یک کشوری کسی به افسانه هولوکاست اعتراض می‌کند، می‌گوید من قبول ندارم؛ او را زندان می‌اندازند، محکومش می‌کنند که چرا یک حادثه پنداری تاریخی را انکار میکنی! حالا گیرم پنداری هم نباشد- واقعی باشد- خیلی خوب، انکار یک حادثه واقعی تاریخی مگر جرم است؟)) حال خوب است که جناب ظریف در راستای رفتن آن مرد!!!، توضیح دهند که چرا سخنان صریح مقام عظمای ولایت(مدظله العالی) را نقض کرده‌اند؟! نکند با تغییر دولت و روی کار آمدن دولت راستگویان و درستگویان، راستی و درستی هم تغییر یافته است؟! آیا بازهم باید منتظر خوش خدمتی‌های بیشتری از سوی جناب ظریف نسبت به دشمنان غربی باشیم؟

در پایان ذکر این نکته ضروری و لازم است که بنا بر قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، سیاست‌های خارجی کشور و اصول و چهارچوب آن در اختیار مقام معظم رهبری(مدظله العالی) بوده و دولت‌ها تنها شیوه‌های رسیدن به این چارچوب‌ها را بر عهده دارند. از این رو به نظر می‌رسد که این اختیار تامی که از سوی رهبری معظم و فرزانه انقلاب، حضرت آیت الله العظمی امام خامنه‌ای(مدظله العالی) به جناب روحانی داده شده است، در راستای شناسایی چهره کامل و پشت پرده آمریکای جنایتکار و استکبار جهانی می‌باشد تا از این رهگذر به همگان ثابت شود که در پشت این لبخندهای دیپلماتیک و ظاهری مقامات غربی، چه دست چدنی و آهنینی وجود دارد و از آن طرف امر بر عده‌ای از خود فروختگان و بیگانه پرستان داخلی نیز مشتبه شود که سرانجام مذاکراه با شیطان بزرگ آن چیزی نیست که آن‌ها در سر میپرورانند!!!

اللهم احفظ قائدنا الامام الخامنه‌ای(مدظله العالی)







به نقل از وبلاگ "جامعه سیاسی"







ادامه مطلب ....



http://www.nooreaseman.com/forum324/thread58307.html



منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان



تبادل لينك



به گروه اسلامی ما در گوگل بپیوندید تا همیشه با هم باشیم


هیچ نظری موجود نیست: