۱۳۹۲ مهر ۲۳, سه‌شنبه

یک مناظره ی شیرین ادبی (لطفا کامل بخونید؛ ضررنمیکنید!)

:rolleyes: حمید مصدق:


تو به من خندیدی

و نمیدانستی

من به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدم...

باغبان از پی من تند دوید،

سیب را دست تو دید،

غضب آلود به من کرد نگاه،

سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک...

و تو رفتی و هنوز

سالهاست که در گوش من آرام آرام

خش خش گام تو تکرارکنان

میدهد آزارم

و من اندیشه کنان غرق این پندارم

که چرا باغچه ی کوچک ما سیب نداشت؟؟ !!! ..........







ادامه مطلب ....



http://www.nooreaseman.com/forum228/thread58309.html



منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان



تبادل لينك



به گروه اسلامی ما در گوگل بپیوندید تا همیشه با هم باشیم


هیچ نظری موجود نیست: