۱۳۹۳ خرداد ۳, شنبه

غرضم بيل است



بسم الله الرحمن الرحيم



«الهي انطقني بالهدي و الهمني التقوي»


حجت الاسلام قرائتی


تكيه نكردن به گمان، در قضاوت نمي‌شود به گمان تكيه كرد. قرآن آياتي دارد مي‌گويد: «إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْني‏ مِنَ الْحَقِّ شَيْئا» (يونس/36) با گمان و خيال نمي‌شود بافت. بايد ملموس باشد. استدلال بايد علمي باشد، گمان نباشد. من حدس مي‌زنم اين چنين است. من حدس مي‌زنم، اين تحليل‌هاي سياسي كه بعضي‌ها مي‌كنند خيلي‌هايش پايش به جايي بند نيست. اين يك نگاهي دارد، مثل كسي كه عينك سرخ مي‌گذارد، چون عينك سرخ مي‌گذارد، همه‌ي شلغم‌ها را لبو مي‌بيند. يا عينك سبز مي‌گذارد، همه كاه‌ها را علف مي‌بيند.

يك قصه‌اي است نمي‌دانم شنيديد يا نه؟ مي‌گويند: شاعري يك شعري گفت: بي تو مزرعه آب نخورد، بي‌ تو شيشه مي نخورد. گفتند: آن چيه؟ گفتند: به علماي حوزه بدهيم. گفتند: آقا اين شاعر چه گفته؟ گفت: غرض او توحيد افعالي است. يعني بدون اراده‌ي خدا هيچ كاري نمي‌شود كرد. دادند به دولتي‌ها، گفتند: بي رشوه كار نمي‌شود. به بازار دادند، گفتند: بي‌پول كار نمي‌شود. دادند به عرفا، گفتند: بدون عشق و انگيزه كار پيش نمي‌رود. رفتند نزد خودش، گفتند: آقا اين شعري كه گفتي همه را گيج كردي، بي‌ تو مزرعه آب نخورد. غرض تو چيه؟ گفت: غرضم بيل است. (خنده حضار) گفتند: جمله‌ي دوم، بي‌تو شيشه مي‌ نخورد. گفت: منظورم قيف است.

ما يكبار دكاني رفتيم كه از آن جنس مي‌خريديم، ديديم نوشته پسته، گفتم: من پسته نخريدم. گفتم: شايد مهمان آمده خانم خريده. رفتيم گفتيم: شما پسته خريدي؟ گفت: نه. برگشتم گفتم: آقا نه من خريدم نه خانواده‌ام. شما پاي ما نوشتي اين مقدار هم پول پسته. گفت: والله يك شيخ قد بلند، آمد پسته خريد، رفت. اسمش يادم رفت. بعد هرچه فكر كردم گفتم: بنويسم قرائتي! (خنده حضار)



«والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته»





ادامه مطلب ....



http://ift.tt/1t5diXz



منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان



تبادل لينك



به گروه اسلامی ما در گوگل بپیوندید تا همیشه با هم باشیم


هیچ نظری موجود نیست: