۱۳۹۳ اردیبهشت ۱۳, شنبه

به خودمان سخت نگیریم

به خودمان سخت نگیریم


حجت الاسلام قرائتی


يادم نمي‌رود در زمان شاه مي‌خواستيم كلاسي بگذاريم درمشهد . خانه‌ي يكي از روحانيون كه الآن امام جمعه‌ي سبزوار است. گفتند: تخته سياه نيست، گفتم: نباشد. مقوا، يك مقوا پاره كرديم و كوبيديم، گفتيم: اين تخته سياه. گفتند: گچ چه؟ گفتم: زغال! گفتند: تخته پاك كن نيست. گفتم: جوراب‌هايم. در همين مشهد زمان شاه كلاس داشتيم، به جاي تخته سياه مقوا، به جاي گچ زغال، گير ندهيد. خانه تمام نشده، خانم‌ من ليسانسش را نگرفته، پس باشد بعد از ليسانس. امروز زني كه سي سال فرهنگي بود، خودش و شوهرش به من تلفن كرد، گريه كه دختر من فاسق شد. چنين شد، نمازش، حجابش، چه و چه و چه... وقتي گفتم: چنين است. گفت: بله. گفتم: چنين است. گفت: بله. يك چند تايي سؤال كردم و گفتم: تقصير خودت است. آخر چه كسي گفت: ازدواج را عقب بياندازي تا بعد از ليسانس. داماد قسمتت شد به او بده. حالا بعد ليسانس هم خواهد گرفت.

بنده همه بچه‌هايم دختر هستند. پسر ندارم. دخترهايم را در دبيرستان شوهر دادم. بعد هم ليسانس گرفتند. ليسانس خبري نيست. ازدواج مهم است نه ليسانس. گير مي‌دهيم به مدرك دختر. پسر سربازي نرفته، حالا باشد بعد. يك سال، دو سال دامادي را عقب مي‌اندازيم. گير مي‌دهيم. گير مي‌دهيم. عجب بحثي است اين آسان گرفتن. به خودمان آسان بگيريم.







ادامه مطلب ....



http://ift.tt/1kEUTiT



منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان



تبادل لينك



به گروه اسلامی ما در گوگل بپیوندید تا همیشه با هم باشیم


هیچ نظری موجود نیست: