۱۳۹۳ اردیبهشت ۳۱, چهارشنبه

بیا برویم روضه. گفت: من شام خوردم

بسم الله الرحمن الرحیم







«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»



حجت الاسلام قرائتی

«أَنْ تَعْرِفَ رَبَّك‏» (بحارالانوار/ج1/ص212) اول علم اینكه خدا را بشناسی. 2- «أَنْ تَعْرِفَ مَا صَنَعَ بِك‏» بدانی خدا در تو چه كرده است. 3- «أَنْ تَعْرِفَ مَا أَرَادَ مِنْك‏» خدا از تو چه می‌خواهد. 4- «أَنْ تَعْرِفَ مَا یُخْرِجُكَ مِنْ دِینِك‏» چه چیز تو را از خط خدا خارج می‌كند. «یُخْرِجُكَ مِنْ دِینِك‏» چه جمله‌ی قشنگی.







خدا را بشناسیم. «مَا صَنَعَ بِك‏»، «صَنَعَ» همان صنعت است. صنعت خدا در وجود تو. خدا با پی چشم درست كرد. با پی می‌بینیم. با گوش، زبان حرف می‌زنی و با استخوان می‌شنوی. خدا در تو چه كرد؟ ساختمان سلول‌ها، ارتباطی كه بین دستگاه‌های بدن با هم دارند. خدا در بدن تو چه قدرت نمایی كرده است. «مَا أَرَادَ مِنْك‏» خدا برای چه تو را خلق كرد؟ خدا از تو چه می‌خواهد؟ «مَا یُخْرِجُكَ مِنْ دِینِك‏» چه چیز تو را از خط خدا خارج می‌كند. این چیزهایی است كه در كتاب‌های دانشگاه دنیا نیست. یعنی كشورهای مادی این چیزها را می‌خوانند، اما خدا را نه. و لذا خیلی از دانشمندان ایمان به خدا ندارند، برای اینكه دانشمند هستند، می‌دانی چرا؟ چون این نخواسته بفهمد. ببینید یك جگر فروش یك عمری جگر به سیخ می‌كشد و می‌فروشد. اما اگر بپرسی مویرگ چیه و رگ مو چیه، شاید نتواند جواب بدهد. چون او نخواسته مویرگ را بشناسد. ولی یك معلم یك جگر می‌آورد سر كلاس پاره می‌كند، به بچه‌ها می‌گوید: مویرگ این است.







یك مثال دیگر. شما از مغازه آینه فروش رد می‌شوی، به آینه نگاه می‌كنی یقه‌ات را صاف می‌كنی. ولی خود آینه فروش از صبح تا شب نگاه در آینه می‌كند و یقه‌اش را هم صاف نمی‌كند. چون او نمی‌خواهد صاف كند، او می‌خواهد آینه‌اش را بفروشد. یك خانم دستمال برمی‌دارد ساعت دیواری پاك می‌كند. می‌گوییم: خانم چه ساعتی است؟ تا می‌گوییم چه ساعتی است یكبار دیگر نگاه می‌كند. قبلاً هم داشت نگاه می‌كرد، ولی می‌خواست ساعت را پاك كند، نمی‌خواست ببیند چه ساعتی است. الآن كه می‌گویی چه ساعتی است، دوباره نگاه می کند. «برگ درختان سبز در نظر هوشیار، هر ورقش دفتری است...»







خیلی از نردبان فروش‌ها خودشان بالا نمی‌روند. چون نمی‌خواهد بالا برود می‌خواهد بفروشد. ولی یك بنا یك نردبان می‌خرد، هی می‌رود بالا هی پایین می‌آید. ممكن است انسان نردبان ساز باشد، اما نردبان بالا رو نباشد. جگر فروش باشد، اما مویرگ را نشناسد. صبح تا شام در آینه نگاه كند، یقه‌اش را صاف نكند. ممكن است دانشمند هم باشد، اما خدا را نشناسد. نیت‌ها... نیت مهمه ، به یك كسی گفتند: بیا برویم روضه. گفت: من شام خوردم. این پیداست كه اصلاً روضه را برای شام می‌رود.



«والسلام علیكم و رحمة الله و بركاته»





ادامه مطلب ....



http://ift.tt/1jvHg6e



منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان



تبادل لينك



به گروه اسلامی ما در گوگل بپیوندید تا همیشه با هم باشیم


هیچ نظری موجود نیست: