بسم الله الرحمن الرحيم
«الهي انطقني بالهدي و الهمني التقوي»
داشتيم نهار ميخوريم، يك فيلمي بود، خانم آمد گفت كه: اين بچهي من است. خوب معلوم است، كسي كه روي زانوي آدم است بچهاش است. خيلي دوستش دارم. خيلي مهم است؟ ميگوييم: آب تر است. خوب مادر بچهاش را دوست دارد. هشت ماهش است. خوب مردم ايران چه گناهي كردند؟ ياهشت ماهش است، يا نه ماه، يا شش ماه. همين يك بچه را دارم. خوب به مردم ايران چه ربطي دارد؟ يا يكي يا دو تا، يا پنج تا. اسمش را چه گذاشتيم؟ بابا من چه خاكي بر سرم كنم كه وقت من بايد صرف شود، تو بگويي اين بچهي من است. دختر است، شش ماهه است. دوستش دارم. خيلي حرص خوردم كه مردم چگونه عمرشان را آتش ميزنند. تمام اينهايي كه پاي تلويزيون مينشينند فيلم ورزش ميبينند، من غصهشان را ميخورم. آقا بلند شو خودت ورزش كن. اين نشسته، او ورزش ميكند. (خنده حضار) به تو چه ميدهند؟ به تو هيچي. مثل اينكه آدم چهارپايه بگذارد پولهاي بانك را ببيند. اگر چهارپايه بگذاري و پولهاي بانك را ببيني، به تو هم ميدهند؟ چرا اينقدر وقتتان را تلف ميكنيد؟
آرايشگاهي آمد ريشهاي اميرالمؤمنين را كوتاه كند، لبها تكان ميخورد. گفت: يا علي، لبت را نگه دار، موي روي لب را قيچي كنم. فرمود: لبم را نگه دارم، يك «سُبْحَانَ اللَّه» عقب ميافتم. يعني من بايد از ثانيهي عمرم استفاده كنم. شب يلدا بزرگترين شب سال است، خوب حالا چه كنيم؟ هندوانه بخوريم.خوب حالا ده دقيقه هندوانه بخور. آجيل هم بخوريم، خوب ده دقيقه هم آجيل بخور. پدر بزرگ را هم يك ساعت ببين. بابا هشت ساعت، از غروب ميرود تا دو بعد از نصف شب، شب يلدا. هشت ساعت، چرا عمرمان را حرام ميكنيم؟ «قُلْ إِنَّ الْخاسِرينَ الَّذينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُم» (زمر/15) خاسر كسي نيست كه سكهاش ارزان شود. خاسر كسي است كه عمرش ميرود و توجه ندارد. خدا ميگويد: سيلي كه به بشر ميزنم، اول سيلي اين است كه يادش ميرود كه عمرش دارد تلف ميشود. يك كاري ميكنم عمرش تلف شود، و خودش هم نفهمد كه عمرش تلف شده. «نَسُوا اللَّهَ» اينها خدا را فراموش كردند، «فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُم» (حشر/19) حالا كه تو خدا را فراموش كردي، من هم يك كاري ميكنم كه تو خودت را فراموش كني.
«والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته»
ادامه مطلب ....
http://ift.tt/1sXa74r
منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان
تبادل لينك
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر