شمر را سوار دوچرخه كرديم
حجت الاسلام قرائتی
آمد پرسيد: آقا ما خواستيم تعزيه بخوانيم، اسب نداشتيم. شمر را سوار دوچرخه كرديم. گفتيم: درست است! (خنده حضار) حالا روز زن ترافيك است و شلوغ است، دو روز بعد ميخريم. ما قرار است يك هديه به شما بدهيم، حالا بايد حتماً روز زن باشد. باران ميآيد، بچه مريض است و تب دارد، گير ميدهيم. ميگويد: آخر امروز روز زن است! حالا فرداشب بشود، باطل ميشود؟! گاهي وقتها سر چيزي گير ميدهيم. ما براي روز زن يك چيزي ميخريم. امشب ترافيك است، باران ميآيد، حالا يك شب ديگر بگذار. گير ميدهيم. سلام و صلوات خدا بر امام باشد. امام به عروس و دامادهايي كه براي عقد نزد ايشان ميآمدند، ميگفت: گير ندهيد. برويد با هم بسازيد. زندگي شما شيرين است.
زن سالاري يا مرد سالاري؟ زنها جواب بدهيد. هيچي! هرچه خدا گفته است. ما بندهي خدا هستيم، هرچه خدا گفته است. از بچهدار شدن جلوگيري نكنيد. چند حرف غلط در سر ما هست. يكي اينكه توبه كنيد، دير ازدواج كرديد. ده، دوازده سال است كه شما علاف هستيد. اي كاش همان روز اول بود! انسان همسر ميخواهد. حتي پيرها!
يك كسي مادر لاغر و پيري داشت. اين را دوش گرفت و مكه برد. روي دوشش ميگذاشت و طواف ميداد. به حضرت گفت: اين مادر من است. ديگر نميتواند راه برود. او را مكه آوردم و روي دوشم طواف ميدهم. حق فرزندي را ادا كردم؟ حضرت فرمود: نه! گفت: ديگر چه كنم؟ گفت: شوهرش بده. گفت: اين! تا گفت: اين! مادر بر سر بچه زد و گفت: خفه شو، تو بهتر ميفهمي يا پيغمبر؟ (خنده حضار) انسان همسر ميخواهد.
يك پزشكي در تهران است، متخصص افسردگي بزرگسالان است، به من ميگفت: در تهران 14 هزار پيرزن و پيرمرد داريم كه بيماريشان به خاطر اين است كه كسي نيست با اينها حرف بزند. زن و شوهر غُر غُرو بهتر از بيهمسري است. همسر نياز است.
حجت الاسلام قرائتی
آمد پرسيد: آقا ما خواستيم تعزيه بخوانيم، اسب نداشتيم. شمر را سوار دوچرخه كرديم. گفتيم: درست است! (خنده حضار) حالا روز زن ترافيك است و شلوغ است، دو روز بعد ميخريم. ما قرار است يك هديه به شما بدهيم، حالا بايد حتماً روز زن باشد. باران ميآيد، بچه مريض است و تب دارد، گير ميدهيم. ميگويد: آخر امروز روز زن است! حالا فرداشب بشود، باطل ميشود؟! گاهي وقتها سر چيزي گير ميدهيم. ما براي روز زن يك چيزي ميخريم. امشب ترافيك است، باران ميآيد، حالا يك شب ديگر بگذار. گير ميدهيم. سلام و صلوات خدا بر امام باشد. امام به عروس و دامادهايي كه براي عقد نزد ايشان ميآمدند، ميگفت: گير ندهيد. برويد با هم بسازيد. زندگي شما شيرين است.
زن سالاري يا مرد سالاري؟ زنها جواب بدهيد. هيچي! هرچه خدا گفته است. ما بندهي خدا هستيم، هرچه خدا گفته است. از بچهدار شدن جلوگيري نكنيد. چند حرف غلط در سر ما هست. يكي اينكه توبه كنيد، دير ازدواج كرديد. ده، دوازده سال است كه شما علاف هستيد. اي كاش همان روز اول بود! انسان همسر ميخواهد. حتي پيرها!
يك كسي مادر لاغر و پيري داشت. اين را دوش گرفت و مكه برد. روي دوشش ميگذاشت و طواف ميداد. به حضرت گفت: اين مادر من است. ديگر نميتواند راه برود. او را مكه آوردم و روي دوشم طواف ميدهم. حق فرزندي را ادا كردم؟ حضرت فرمود: نه! گفت: ديگر چه كنم؟ گفت: شوهرش بده. گفت: اين! تا گفت: اين! مادر بر سر بچه زد و گفت: خفه شو، تو بهتر ميفهمي يا پيغمبر؟ (خنده حضار) انسان همسر ميخواهد.
يك پزشكي در تهران است، متخصص افسردگي بزرگسالان است، به من ميگفت: در تهران 14 هزار پيرزن و پيرمرد داريم كه بيماريشان به خاطر اين است كه كسي نيست با اينها حرف بزند. زن و شوهر غُر غُرو بهتر از بيهمسري است. همسر نياز است.
ادامه مطلب ....
http://ift.tt/1oqiyXY
منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان
تبادل لينك
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر