۱۳۹۲ خرداد ۱۶, پنجشنبه

مشاعره اي زيبا بين امام خميني و رهبر انقلاب




بسیاری از اهالی ادب و هنر به استقبال از اشعار امام(ره) برآمدند و سعی کردند تا با همان مضمون و همان انسجام غزلی را بسرایند. در این میان غزل مقام معظم رهبری در پاسخ به غزلی از امام خمینی(ره) با مطلع «من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم/چشم بیمـار تـو را دیـدم و بیمار شدم»بسیار جالب و خواندنی است.

مجله شبانه باشگاه خبرنگاران،



امام:

من به خال لبت اى دوست گرفتار شدم

چشم بيمار تو را ديدم و بيمار شدم



رهبري:

تو که خود خال لبي از چه گرفتار شدي؟

تو طبيب همه اي، از چه تو بيمار شدي؟



امام:

فارغ از خود شدم و کوس اناالحق بردم

همچو منصور خريدار سرِ دار شدم



رهبري:

تو که فارغ شده بودي زِ همه کون و مکان

دار منصور بريدي همه تن دار شدي



امام:

غم دلدار فکنده است به جانم شررى

که به جان آمدم و شهره بازار شدم



رهبري:

عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر

اي که در قول و عمل شهره بازار شدي



امام:

درِ ميخانه گشاييد به رويم، شب و روز

که من از مسجد و از مدرسه، بيزار شدم



مسجد و مدرسه را روح و روان بخشيدي

وه که بر مسجديان نقطه پرگار شدي



امام:

جامه زهد و ريا کَندم و بر تن کردم

خرقه پير خراباتى و هشيار شدم



رهبري:

خرقه پير خراباتي ما سيره توست

امت از گفته دُر بار تو هشيار شدي



امام:

واعظ شهر که از پند خود آزارم داد

از دم رند مى‏آلوده مددکار شدم



رهبري:

واعظ شهر همه عمر بزد لاف مني

دم عيسي مسيح از تو پديدار شدي



امام:

بگذاريد که از بتکده يادى بکنم

من که با دستِ بت ميکده، بيدار شدم



رهبري:

يادي از ما بنما اي شده آسوده ز غم

ببريدي ز همه خلق و به حق يار شدي






ادامه مطلب ....



http://www.nooreaseman.com/forum228/thread51397.html



منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان



تبادل لينك



به گروه اسلامی ما در گوگل بپیوندید تا همیشه با هم باشیم


هیچ نظری موجود نیست: