حاج اسماعیل دولابی
شیعه تا شهادتین را می گوید دوست اهل بیت می شود ومحال است معصیت را دوست بدارد نه اینکه معصیت نمی کند به خاطر عوارض وخواهش های طبیعت وشهوت ممکن است معصیت کند که این عوارض از اصل جداست اصل این است که دوست ندارد،معصیت که می کند هم غفران وستر خدا بالای سر اوست هم اینکه خودش تائب است وکتمان می کند وحاشا می زند معصیت قبای عاریه است که به تنش می رود البته درقیامت این لباس عاریه را از تنش درمی آورند وبه تن اهل جهنم می کنند نمی خواهم معصیت راکوچک کنم خود شارع فرموده:حب امیرالمؤمنین حسنه ای است که باعث می شود معصیت ضرر نرساند .محبوب (خداوند وائمه )هم محال است دوست خودش راعذاب کند
روایات هم شاهد براین است :فردی خدمت حضرت امام صادق (ع) رسید وعرض کردند:دوستان شما فاسق اند فعل بد انجام می دهند ،شراب می خورند .حضرت نفرمود که دوست ما نیست ویا دوست ما این کار رانمی کندفقط به حالت غضب نشست (چون می دانست که این فرد راست می گوید ) از حالت چهار زانو به حالت دو زانو نشست وفرمود :پناه می برم به خدا که به دوست ما بگویید فاسق ،عرض کرد:آقا پس چه بگویم حضرت فرمود بگویید فاسق العمل (عملش عمل فسق است وخودش ذاتاٌ فاسق نیست و فسق را دوست ندارد).محبوب هم دوست ندارد محب خودش را عذاب کند او را تأدیب می کند اما عذاب نمی کند چون دوستش دارد، تأدیب از دوست داشتن است مثل پدری که روی پشت بام بچه را با یک دست گرفته وبا دست دیگر او را می زند (اینجا تأدیب است ،تأدیب از محبت است ).این صفات ربوبی است که تنزیل داده شده ویک هزارمش به پدرومادر رسیده .این که بدانی عذاب نیست بلکه تأدیب است برای مؤمن اعتماد می آورد.
شیعه تا شهادتین را می گوید دوست اهل بیت می شود ومحال است معصیت را دوست بدارد نه اینکه معصیت نمی کند به خاطر عوارض وخواهش های طبیعت وشهوت ممکن است معصیت کند که این عوارض از اصل جداست اصل این است که دوست ندارد،معصیت که می کند هم غفران وستر خدا بالای سر اوست هم اینکه خودش تائب است وکتمان می کند وحاشا می زند معصیت قبای عاریه است که به تنش می رود البته درقیامت این لباس عاریه را از تنش درمی آورند وبه تن اهل جهنم می کنند نمی خواهم معصیت راکوچک کنم خود شارع فرموده:حب امیرالمؤمنین حسنه ای است که باعث می شود معصیت ضرر نرساند .محبوب (خداوند وائمه )هم محال است دوست خودش راعذاب کند
روایات هم شاهد براین است :فردی خدمت حضرت امام صادق (ع) رسید وعرض کردند:دوستان شما فاسق اند فعل بد انجام می دهند ،شراب می خورند .حضرت نفرمود که دوست ما نیست ویا دوست ما این کار رانمی کندفقط به حالت غضب نشست (چون می دانست که این فرد راست می گوید ) از حالت چهار زانو به حالت دو زانو نشست وفرمود :پناه می برم به خدا که به دوست ما بگویید فاسق ،عرض کرد:آقا پس چه بگویم حضرت فرمود بگویید فاسق العمل (عملش عمل فسق است وخودش ذاتاٌ فاسق نیست و فسق را دوست ندارد).محبوب هم دوست ندارد محب خودش را عذاب کند او را تأدیب می کند اما عذاب نمی کند چون دوستش دارد، تأدیب از دوست داشتن است مثل پدری که روی پشت بام بچه را با یک دست گرفته وبا دست دیگر او را می زند (اینجا تأدیب است ،تأدیب از محبت است ).این صفات ربوبی است که تنزیل داده شده ویک هزارمش به پدرومادر رسیده .این که بدانی عذاب نیست بلکه تأدیب است برای مؤمن اعتماد می آورد.
ادامه مطلب ....
http://ift.tt/1p6v0fP
منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان
تبادل لينك
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر