۱۳۹۳ اردیبهشت ۳۱, چهارشنبه

آدم خوش نيت سوخت ندارد



بسم الله الرحمن الرحيم



«الهي انطقني بالهدي و الهمني التقوي»

حجت الاسلام قرائتی


دنيا مثل استخري است كه در اختيار ما نيست. استخر را ساختند و پر از آبش كردند. ما را هم در اين استخر انداختند. يعني نه زمين دست شماست، نه آسمان، نه حركت كره‌ي زمين به دور خورشيد و به دور خودش. نه باران و نه و نه... ما بالاجبار آفريده شديم. يعني با اختيار خودمان نيامده‌ايم. هنر ما اين است كه حالا كه اينجا آمديم بتوانيم از امكانات دنيا استفاده كنيم. يعني حالا كه در استخر انداختند، حالا قصد غسل جمعه كن. شما الآن دندانت نمي‌تواند غير از رنگ سفيد رنگ ديگري داشته باشد. مجبور هستيد. منتهي حالا كه دندانت هست، با اختيار خودت دندان‌دار نشدي، دندان را خدا به تو داد. اما حالا مي‌تواني از اين دندان استفاده‌ي خوب كني. شما بالاجبار اراده داري كه كار خوب بكني يا كار بد، منتهي حالا كه خداوند بالاجبار به تو اراده داده است، مي‌تواني از اين اراده استفاده خوب كني. هنر ما در دنيا اين نيت ما است. نيت‌ها به كارها ارزش مي‌دهد. يك حديثي است فكر مي‌كنم حفظ باشيد. مي‌گويد: «إِنَّمَا الْأَعْمَالُ بِالنِّيَّات‏» (وسايل‌الشيعه/ج1/ص48) ارزش عمل به نيت شماست.

من اگر پايم درد گرفت، بلند شدم ايستادم. خوب اين عبادت نيست. پاي تو درد گرفته و طبيعي است. هركس پايش درد بگيرد، بلند مي‌شود يا پايش را دراز مي‌كند. اما اگر يك استادي وارد شد، من به احترام استاد بلند شدم، ايستادم آن عبادت است. قرآن يك آيه دارد مي‌گويد: استاد كه آمد برپا. «انْشُزُوا فَانْشُزُوا» (مجادله/11)، «انْشُزُوا» يعني برپا. مي‌گوييم: چه خبر است كه برپا؟ مي‌گويد: «يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ» (مجادله/11) اگر «آمَنوا و اُوتُوا العِلم» اگر معلمي يا مؤمني وارد شد، «اُنشُز» برپا. پس بلند شدن براي درد پا عبادت نيست. براي احترام معلم عبادت است. از نظر فيزيكي همه بلند مي‌شوند. فيزيك و شيمي‌اش فرق نمي‌كند. آن نيت است كه من نيتم است ايشان استاد است، يك انسان با تقوايي وارد شد، مؤمني وارد شد. يا نه مثلاً پاي من درد گرفت.

«وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَة» (بقره/138)، «صبغ» با (ص) و (غ) يعني رنگرزي. صباغ يعني رنگرز. رنگ خدا، رنگ الهي، «صِبْغَةَ اللَّه‏» (بقره/138) يعني رنگ‌آميزي الهي. اگر كسي نيتش خوب باشد، اصلاً شكست ندارد. شما نيتت اين است كه صله رحم بروي. مي‌روي در خانه‌ي عمه، عمو، خاله، دايي، خواهر، برادر، بستگان. در را مي‌زني و مي‌بيني كه ايشان نيستند. كاش نيامده بوديم. وقت ما تلف شد. آن اجري كه با ملاقات عمه و خاله داشتي، آن اجر را به شما مي‌دهند. چه عمه را ببيني، چه نبيني. چه خاله را ببيني، چه نبيني. آدم خوش نيت سوخت ندارد.

مي‌رود مسجد نماز بخواند، مي‌گويند: آقا نيامده است. دست مي‌كنم در جيبم به فقير پول بدهم، مي‌بينيم پول در جيبم نيست. ثوابش را دارد. آدم مخلص باخت ندارد. ولذا داريم كه به مردم كمك كن. بعد در روايت مي‌گويد: «قَضَيْت‏» يعني حاجتش را برآوردي. «قُضِيَتْ أَمْ لَمْ تُقْض‏» (بحارالانوار/ج71/ص329) چه مشكلش را حل بكني، چه مشكلش را حل نكني، ثوابش را داري. چون نيت كردي مشكل را حل كني.



«والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته»





ادامه مطلب ....



http://ift.tt/1lTG377



منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان



تبادل لينك



به گروه اسلامی ما در گوگل بپیوندید تا همیشه با هم باشیم


هیچ نظری موجود نیست: