۱۳۹۳ اردیبهشت ۳۰, سه‌شنبه

آقا اين بادام را با دندانت نشكن



بسم الله الرحمن الرحيم



«الهي انطقني بالهدي و الهمني التقوي»
حجت الاسلام قرائتی


افرادي هستند مي‌توانند با يك نامه همه فتنه‌ها را بخوابانند. حاضر نيستند يك نامه بنويسند. بك تلفن حاضر نيستند بكنند. آقا يك حرفي زدي، اشتباه كردي، بگو: من اشتباه كردم! يك كلمه عذرخواهي، نامه، تلفن، عذرخواهي، دو فاميل را به فتنه مي‌كشد. درگيري ايجاد مي‌كند، در خانواده‌ها، در فاميل‌ها، چرا لجبازي سر چه؟ مسأله‌ي لجبازي يك بلاي مهلكي است. خيلي هم گرفتار هستيم. خواص هم بعضي‌هايشان گرفتار هستند. عوام هم گرفتار هستند.

برو گمشو ديگر شكلت را نبينم. نه من ديگر چون گفتم: نمي‌خواهم شكلش را ببينم... بابا حالا ديگر، فكر كردي يك حرفي زدي، عروس است قهر كرده برو او را بياور. نه، گفتم، با پاي خودش رفته بايد با پاي خودش بيايد. او مادر عروس است، مي‌گويد: نه. حالا كه گفته، وايسا، وايسا. حالا عروس هم گاهي وقت‌ها پشيمان مي‌شود، مي‌گويد: حالا چرا زندگي مرا بهم زدي سر هيچي به هيچي. اين مادر عروس فتنه مي‌كند. يا مادر داماد فتنه مي‌كند. بعضی اوقات خانم بزرگ‌ها منشأ فتنه هستند. مي‌گويم بعضی اوقات . ديگر هركس به هر خانم بزرگي رسيد نگويد: قرائتي گفت: منشأ فتنه‌اي! بله آخر ما گاهي وقت‌ها مي‌گوييم: بعضی ها ، او به هر خانم بزرگي مي‌رسد مي‌گويد: ديدي، قرائتي چه گفت؟ گاهي پيرمرد است، پير زن است، برادر است، خواهر است، مرد است، زن است، همسايه است، هم‌شاگردي است، استاد است، شاگرد است، در همه قشرها لجباز هست. حالا كه گفته: برو خانه‌ پدرت، برو خانه‌ي پدرت! ديگر خانه‌ي شوهرت نرو. يك زندگي را متلاشي مي‌كنند براي يك دندگي! حالا يك دنده‌ها را برايتان بگويم.

قرآن مي‌گويد: به پيغمبرها مي‌گفتند: «سَمِعْنا وَ عَصَيْنا» (نساء/46) ما شنيديم ولي گوش نمي‌دهيم. «سَمِعْنا وَ عَصَيْنا» شنيديم، به پيغمبرها مي‌گفتند: «سَمِعْنا» استماع كرديم، «وَ عَصَيْنا» گوش نمي‌دهيم.

آقا اين بادام را با دندانت نشكن. فشار به دندانت مي‌آيد، ترك برمي‌دارد، اسباب درد سر براي خودت مي‌شود. نه! حالا همين يكي را بشكنيم.




«والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته»






ادامه مطلب ....



http://ift.tt/1jC0poh



منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان



تبادل لينك



به گروه اسلامی ما در گوگل بپیوندید تا همیشه با هم باشیم


هیچ نظری موجود نیست: