سلام مـرد سرزمین من..
مرد زمان های سخت و پر هیاهو..
مرد جنگ و نبرد و ایستادگی..
یادش بخیر..
خداوند گِل تو را سرشت..
و جنس تو را خلیفة الله قرار داد..
و تو را برای بندگی به زمین فرستاد..
و گاه مانند یوسف از بند زلیخا خود را رهانیدی..
و گاه تا أسفَلَ دَرَکٍ مِنَ الجَحیم پیش رفتی..
.
.
سلام بر تو مرد سرزمین من..
همان مردی که سینه اش بجای گردنبند، مهر و عطوفت داشت..
و دستانش از سرما کِرِخت می بست تا لقمه ای حلال بر سر سفره اش بگذارد..
همان مردی که با ابروانی پرپشت، صورتی مردانه و موهایی ساده، نگاهش را حفظ میکرد..
و به دنبال نگاری بود که حیا و عفتش از همه بیشتر باشد..
و آنگاه که نگارش را می یافت
بارها و بارها جلو می رفت
غلامی می کرد
غرورش را می شکست
اما حاضر به دوستی های بی دوام نمی شد..
و عاشقانه تا لحظه مرگ به نگارش وفا دار می ماند..
مردی که تنها مالک همسر خود بود
و نگاهش را تنها برای همسرش نگاه می داشت
و زیبایی همسرش را هم فقط برای خود..
و هرگز اجازه نمی داد نامحرمی چشمش به ناموسش بیفتد..
.
.
اما این روزها تو را چه شده است؟؟
یاقوت چشمانت را به سرخاب و سفیداب های بی ارزش می فروشی
و دُرِّ لبانت را به متلک های بی ارزش
به بانوان باحجاب با ارزش..
موهایت را بیگانه وار درست می کنی و ابروانت را زنانه..
و سینه هایت را گردنبند زنانه پر کرده
و دستهایت را دست بند زنانه..
و شماره تلفن همراهت را به هر بی سر و پایی می دهی..
و زلال جوانیت را در جلوی مدارس دخترانه به تیرگی میکشانی..
و در سر پیچ خیابان ها به دنبال نگاری..
نه یک نگار،نه دو نگار،که صدها نگار اما لحظه ای..
و زمانی که هرزگی ات را کردی
به دنبال پاک ترین دخترانی برای مادری فرزندانت..
و فراموش میکنی که:
الخبیثاتُ للخبیثین
و الخبیثون للخبیثات..
و البته:
و الطیّباتُ للطیِّبین
و الطیبونَ للطیّباتِ
.
.
مرد سرزمین من
هرگونه که باشی
هرگونه که لباس بپوشی
نَسَبَت پاک است..
تو را سینه زن امام حسین(ع) خوانده اند..
و من اطمینان دارم
که در سپیده دم طلوع خورشید
می توانی بشوی همان یوسف پاک
و باغیرت..
کافیست بخواهی..
به اصل خویش بازگرد مردِ سرزمین من..
![]()
منبع: اهلبیت (ع)،کشتی نجات ما...
ادامه مطلب ....
http://ift.tt/1jH2JsW
منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان
تبادل لينك
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر