رسوم غلط و دست و پا گیر
حجت الاسلام قرائتی
من یک وقت در صدا و سیما بودم، آنجایی که فیلمبرداری میکردند، یک میز بود. گفتیم این میز مزاحم است، بکشیم کنار! گفتند آقا تقاضا کن! گفتم: از چه کسی؟ گفت: از مدیر کل روابط عمومی! تقاضا کن تا این میز را بردارند، گفتم حالا این کی بدستش برسد، چه میکند؟ گفت: ایشان زیرش را مینویسد به حمل و نقل، گفتیم: او چه میکند؟ گفت: او زیرش را مینویسد به تدارکات! گفتیم: او چه میکند؟ گفت: او زمان تعیین میکند و میآیند یک زمانی این را برمیدارند. گفتم: پس چه شد؟ مدیر کل روابط عمومی! نامه مینویسم من به مدیر کل روابط عمومی، او بنویسد به حمل و نقل، او بنویسد به تدارکات، او زمان بزند بیایند میز را بردارند. گفتم: خیلی خوب! عبایم را کنار گذاشتم، این میز را هل دادم کنار رفت. لفتش میدهیم آقا! نمیخواهیم! بنا نداریم! ببینید ایران بنا گذاشت شاه را از ایران بیرون کند. رفت بیرون! بنا گذاشت جنگ را اداره کند، هر چیزی را بخواهیم میشود. هر کاری را بخواهیم بکنیم، راهش را پیدا میکنیم. هر کاری را نخواهیم بکنیم، بهانهاش را پیدا میکنیم.
یک بار دیگر میگویم، هر کاری را بخواهیم بکنیم، راهش را پیدا میکنیم. هر کاری را نخواهیم بکنیم، بهانهاش را پیدا میکنیم. میگوید: آبروداری است! مگر میشود ما تالار نگیریم؟ مگر میشود عروس ماشین لباسشویی نداشته باشد؟ مگر میشود یک جوان...
دیشب یک کسی میگفت: رفتم بله برون! ولی گفتند: چوبهایش را باید داماد بدهد. گفتم: چوبهایش چند میشود؟ گفت: فلان میلیون! بابا یک عروس و داماد، روی زمین بخوابید، سال دیگر تخت بخرید. البته ما هم خانهمان تخت داریم، منتهی، من در سن شصت سالگی تخت خریدم. 10 سال پیش خریدم. این از بیست و دو سالگی میخواهد روی تخت بخوابد. خوب دو سال روی زمین بخواب، دندانت میگیرد؟ نمیخواهیم عروسی را آسان کنیم. الان جوانها گیر کردهاند، دخترها گیر کردهاند، ازدواج شده طنابی و دارد خفه میکند.
ادامه مطلب ....
http://ift.tt/1lKPbgo
منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان
تبادل لينك
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر