۱۳۹۲ آذر ۲, شنبه

ویژگی‌های خلقتی انسان



پرسش:

انسان با قطع نظر از هرگونه اندیشه و رفتار چه ویژگی‌هایی به لحاظ خلقتی دارد؟

پاسخ:

انسان دارای روشن‌ترین و ارزشمندترین ابعاد وجودی است که هر کدام نمودی از جایگاه والای انسان در نظام هستی است و او را از سایر مخلوقات متمایز می‌کند. اینک به نحو اجمال به اهم این ویژگی‌های خلقتی انسان در ذیل می‌پردازیم:

1- عقل

در نزد غالب مکاتب و مذاهب بر موضوع «عقل» به عنوان یکی از ویژگی‌های اصلی انسان تاکید فراوان گشته و نزد انسان‌شناسان بالاترین مشخصه وجود انسان دانسته شده است. در آیات قرآن کریم و احادیث پیامبر اعظم(ص) و امامان معصوم(ع) نیز با تعبیرهایی بسیار گویا و عمیق این موضوع مطرح گردیده و بارها بر حیاتی بودن این گوهر در تکوین حقیقت انسان تاکید شده است. به عنوان نمونه علی(ع) در اصول کافی، ج 1، ص 27 می‌فرماید: فقد العقل فقد الحیاه، ولایقاس الا بالاموات. از دست دادن خرد به منزله از دست دادن جان است و بی‌خرد را جز با مردگان نتوان قیاس کرد.

2- اراده

یکی دیگر از آثار و خواص و ابعاد جوهر انسانی، اراده و قدرت تصمیم‌گیری و خواستن و برخاستن است. انسان به عنوان موجودی پویا و جست وجوگر و تلاش‌کننده شناخته می‌شود و از این نقطه نظر هیچ‌گونه درنگ، ایستایی و رکود درباره او مفهوم ندارد و این چگونگی لازمه حیات انسانی است.

اراده انسان، چون دیگر خواص او، قابل رشد و پرورش است و تا حدی می‌تواند تکامل یابد که بر خود و امیالش مسلط شود، افکار و اندیشه‌هایش را نیز می‌تواند در اختیار داشته باشد و فکر کردن و فکر نکردن او ارادی گردد. همچنین با این اراده می‌توانددر دیگر موجودات تصرف کند و هر چیز را تحت نفوذ خویش درآورد. از این رو برخی از صاحب‌نظران در تعریف انسان گفته‌اند «انسان موجودی دارای اراده است».

امام صادق(ع) در امالی صدوق، صفحه 198 می‌فرماید: «ما ضعف بدن عما قویت علیه النیه» (هیچ گاه) بدن ناتوانی نمی‌کند در جایی که اراده قوی باشد.

3- اختیار و انتخاب

آزادی عمل و قدرت انتخاب، یکی دیگر از ویژگی‌های ماهوی انسان است. اگرچه مکاتب جبرگرا، چنین ویژگی را باور ندارند.

آزادی در عمل و قدرت اختیار، به راستی انسان را چنانکه شایسته است معرفی می‌کند، و او را در جایگاه مناسب خویش می‌نشاند. عقلانیت به عنوان محوری‌ترین راه برای شناخت انسان، در صورتی کارایی لازم را دارد که پس از شناخت راهها و کارها، قدرت انتخاب در کار باشد از این رو انتخاب و آزادی عمل، در شناخت انسان بالاترین پیام را دارد و می‌توان به جرئت گفت: اگر این آزادی و استطاعت در مورد هر عملی نباشد، مهم ترین بخش وجودی انسان، یعنی عقل نیز از ارزش و اصالت می‌افتد، زیرا اگر خرد آدمی در هر پایه از اندیشه‌ورزی باشد، در میدان عمل و پس از بررسی‌های عقلی، توان انتخاب و عمل نداشته باشد و نتواند آزادانه به مقتضای عقل خود عمل کند، از عقل چه سودی خواهد برد؟

امام صادق(ع) در بحارالانوار، ج5، ص 38 می‌فرماید: «لایکون من العبد قبض و لابسط، الا باستطاعه متقدمه علی القبض والبسط» هیچ‌گونه تصرفی از انسان سر نمی‌زند، مگر به قدرتی که پیش از آن تصرف در انسان وجود داشته است.

4- عاطفه و احساس

انسان افزون بر بعد شناختی و حساب‌گری‌های عقلانی در زندگی، عاطفه و احساس نیز دارد و چه بسیار که این بخش از هستی انسان، ملاکهای حساب‌گرانه عقلی به ویژه عقل ابزاری را به کار نمی‌گیرد و به تقاضای عاطفه پاسخ می‌گوید، اگرچه در محاسبات عقلی زیان‌آور انگاشته شود. انسانیت انسان علاوه بر بعد عقلانی و اختیار و انتخاب، در گرو همین گزینش و گرایش عاطفی قرار دارد. پیامبر اعظم(ص) در بحارالانوار، ج73، ص 81 می‌فرماید: «عودوا قلوبکم الرقه» دلهای خود را به نرمی و مهربانی (و عاطفه داری) عادت دهید.

ادامه دارد





ادامه مطلب ....



http://www.nooreaseman.com/forum67/thread59775.html



منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان



تبادل لينك



به گروه اسلامی ما در گوگل بپیوندید تا همیشه با هم باشیم


هیچ نظری موجود نیست: