۱۳۹۳ خرداد ۵, دوشنبه

طنز/ پذیرایی شیرین پلیس از رانندگان!

طنز/ پذیرایی شیرین پلیس از رانندگان!





این بدون تردید یکی از بهترین طرح های پلیس برای تشویق شهروندان به رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی است.

سردار رحیمی، رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی تهران اعلام کرده که از امروز نیروهای پلیس راهور در تقاطع ها با گل و شیرینی از رانندگان قانونمند پذیرایی می کنند.



پلیس: راننده پژو بزن بغل ... سریع بزن بغل آقا.

(راننده پژو با ترس و لرز کنار می ایستد)

راننده: سلام سرکار... من که خلافی نکردم.

پلیس: بیا یه شیرینی بردار آقا.

راننده: خیلی ممنون... نوش جونتون.

پلیس: ما داریم وظیفمونو انجام می دیم آقا. اونجا که همه داشتن ورود ممنوع می رفتن، شما نرفتی.

راننده: سرکار من قند دارم شیرینی نمی تونم بخورم.

پلیس: (عصبانی می شود) مدارکتو بده ببینم.... الکی با من بحث نکن.... زود باش مدارکتو بده.





راننده: سرکار می شه من دوتا بردارم؟

پلیس: میشه اما پنج نمره منفی داره.

راننده: آخه امروز صبح هم با اینکه جلوی بیمارستان خیلی ترافیک بود بوق نزدم. اما هیچکس بهم شیرینی نداد.

پلیس: محاله چنین چیزی... همکار های ما همه جا هستن.

راننده: به جان بچم اگه دروغ بگم. اتفاقا صبحونه هم نخورده بودم. گفتم میرم بیرون قانون رو رعایت می کنم بهم شیرینی می دن.

پلیس: خب بردار بابا.





راننده: سلام سرکار، خسته نباشید.

پلیس: سلام... جانم؟

راننده: سرکار من 40 ساله رانندم. همین ماشینم زیر پام بوده. تا حالا یک ریال هم جریمه نشدم. مدارکشم هست.

پلیس: تشریف بیارید.... این آلبوم کیک های 40 نفرمونه. سنگین تر هم اگه بخواین می‌زنیم براتون.

راننده: موز و گردو هم داره توش؟

پلیس: اگه زنجیر چرخ داشته باشین، بله.

راننده: دارم،‌ ایناهاش. بی زحمت روش با خامه صورتی بنویسید " ناز دست فرمونتو برم اصغر سگ دست".

پلیس: چشم.





(راننده از مغازه بیرون می آید و می‌بیند افسر بالای سر ماشین دوبله پارک شده اش ایستاده)

راننده(به سمت پلیس می دود): سرکار ننویس... ننویس دارم می رم.

پلیس: کجا می ری؟ هستیم در خدمتتون. الان جرثقیل می رسه.

راننده: سرکار نوکرتم. سی ثانیه رفتم یه چیزی بخرم برگردم.

پلیس: پس باید از این شیرینی های زبون عمله خفه کن بخوری.(شروع می کند به باز کردن جعبه شیرینی)

راننده: بازش نکن سرکار... خواهش می کنم بازش نکن.

پلیس: یا اینه... یا جرثقیل.

راننده: پس اگه می شه با یه لیوان آب بخورم.

پلیس: نه... خشک خشک باید بخوری.

راننده: (شیرینی را می خورد و بعد از نشستن پشت فرمان زیر لب به زمین و زمان بد و بیراه می گوید) خدا بگم چی کارتون کنه. گلوم جر خورد. افسر وانمیساد هیچوقت اینجا.


منبع: خبرآنلاین





ادامه مطلب ....



http://ift.tt/TMSaeI



منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان



تبادل لينك



به گروه اسلامی ما در گوگل بپیوندید تا همیشه با هم باشیم


هیچ نظری موجود نیست: