۱۳۹۲ آبان ۱۳, دوشنبه

خاله و عمو نباید به موزه بروند(آسیب شناسی)


آسیب‌شناسی رشد تک‌فرزندی
خاله و عمو نباید به موزه بروند



ایجاد موانع در ارتباطات اجتماعی مهم‌ترین مشکل فرزندان خانواده‌های تک فرزند است؛ نداشتن همبازی در خانواده و ورود ناگزیر به دنیای بزرگترها آثار منفی فراوانی بر روحیات فرد خواهد گذاشت.






به گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری فارس وبلاگ به کجا چنین نوشت: این روزها طرح افزایش جمعیت موافقان و مخالفانی دارد و بازار بحث‌ها پیرامون آن رونق گرفته است؛ البته استدلال حامیان افزایش جمعیت منطقی‌تر به نظر می‌رسد.



بعد خانوار در ایران به زیر 4 نفر رسیده است و این بدین معناست که بسیاری از خانواده‌های ایرانی الگوی تک فرزندی را برای خود برگزیده‌اند؛ منهای بحث علمی و جمعیت شناسی ماجرا از دیدگاه جامعه شناختی پدیده تک فرزندی که به پدیده امپراطوران کوچک موسوم است، در دنیا محل بحث‌ها و بررسی‌های فراوان بوده است.



اگر برخی آثار مثبت معدود تک فرزندی که در دیدگاه اقتصاد و تربیت فرزند مطرح می‌شود را کنار بگذاریم آثار منفی بسیار زیادی در سطح خانواده و جامعه بر آن مترتب است.



شاید مهم‌ترین مشکل ناشی از تک فرزندی مشکلات ارتباطات اجتماعی فرزند یگانه خانوار باشد؛ نداشتن هم بازی در خانواده و ورود ناگزیر به دنیای بزرگترها آثار منفی فراوانی بر روحیات فرزند خواهد گذاشت؛ در عین حال پرورش نیافتن حس رقابت جویی مسالمت آمیز که در میان خواهر و برادرها وجود دارد از دیگر معضلات این الگوی خانوار محسوب می‌شود؛ این قضیه اجتماعی شدن فرزند را به شدت متأثر و خصوصاً در ایام تحصیل ارتباط با همسالان را برای وی به معضلی تبدیل می‌کند.



در کنار این ماجرا توجه متمرکز پدر و مادر بر روی یگانه فرزندشان موجب تقویت غرور کاذب در فرزند می‌شود و توقعات او را در سطحی بالا می‌برد که تحمل شکست‌ها و ناکامی‌ها را برای وی در جامعه دشوار می‌کند؛ در عین حال در سوی دیگر حساسیت افراطی و وسواس گونه پدر و مادر بر روی گفتار و رفتار فرزند ممکن است تأثیرات منفی بر تربیت او داشته باشد.



از اینها هم که بگذریم فرض وارد آمدن آسیب به تک فرزند مثل معلولیت یا مرگ وی می‌تواند بنیان خانواده را نابود کند و چنانچه در مواردی مشاهده هم شده است موجب عدم امکان ادامه حیات اجتماعی برای پدر و مادر شود؛ در بسیاری موارد امکان فرزند آوری نیز برای پدر و مادر فراهم نیست و سرنوشت نامعلومی را برای آنها رقم می‌زند؛ در صورتی که وجود فرزند یا فرزندان دیگر از این آسیب محتمل جلوگیری می‌کند.



افسردگی ناشی از بزرگ شدن و ازدواج فرزندان در خصوص خانواده‌های تک فرزند به شدت بیشتر احساس می‌شود؛ خصوصاً خانواده‌هایی که در سال‌های اول ازدواج تنها فرزند خود را به دنیا آورده باشند به ناگاه در سن حدود 40 سال دوباره تنها می‌شوند.



در خانواده‌هایی که یکی از پدر و مادر دچار مشکلاتی مثل مریضی، معلولیت یا مرگ می‌شود نیز بار مسئولیت تحمل این مشکل بر روی یک فرزند سنگین‌تر از مواردی است که فرزندان بیشتری حضور دارند؛ نسل بعد از تک فرزندها هم معضلات فراوان‌تری خواهد داشت.



اینان عمو، عمه، خاله و دایی ندارند و تنها بستگان آنها پدر و مادرشان هستند که این خود موجب انزوای اجتماعی خاصی خواهد شد؛ داشتن خواهر و برادر از جنس مخالف سبب می‌شود در فرآیند شناخت فرد از جنس مخالف تسهیل شود و او در ازدواج نیز موفق‌تر باشد که تک فرزندها از آن هم محرومند.



جامعه‌ای که همه آحاد آن تک فرزند باشند قطعاً جامعه‌ای دلپذیر و دوست داشتنی نیست؛ انسان‌هایی درون‌گرا و فاقد اعتماد به نفس و در عین حال مغرور که توانایی ارتباطات قوی اجتماعی را ندارند و در لاک تنهایی خویش فرو می‌روند؛ جامعه تک فرزندها شبیه شبه جزایری منفرد است که روابط عاطفی در آن به حداقل رسیده است. انسان‌هایی افسرده و درون‌گرا این جامعه را تشکیل می‌دهند که طبیعتاً احساس پوچی و گرایش به خود کشی در آن به شدت افزایش می‌یابد؛ تصور آپارتمان نشینی، تک فرزندی و زندگی مجردی در کنار هم در یک شهر بزرگ و فاقد مؤلفه‌های فرهنگی مثبت دشوار و پیامدهای آن غیر قابل پیش بینی است.





ادامه مطلب ....



http://www.nooreaseman.com/forum283/thread59204.html



منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان



تبادل لينك



به گروه اسلامی ما در گوگل بپیوندید تا همیشه با هم باشیم


هیچ نظری موجود نیست: