گریه ملائکه و اهل آسمان بر امام حسین (ع)
نویسنده: آیت الله سید محمد حسن میرجهانی(ره)
در احادیث وارده در گریستن و حزن و اندوه همه اهل آسمان ها و ساکنین ملأ اعلی و سایر علوّیات و اصناف ملائکه و حورالعین و غلمان و خزّان جنان و رضوان و آنچه که در بهشت است و مالک نار و آنچه که در آن است و آفتاب و ماه و ستارگان و آنچه در آسمان ها و در زیر آنها است که در اینجا به نقل بعضی از احادیث آنها اکتفا می کنم، علاوه بر آنچه قبلاً ذکر شده و پس از آن نیز ذکر می شود، ان شاءالله تعالی.
حدیث اوّل
در کتاب علل الشرایع مسند از ابن حمزه ثمالی روایت کرده که گفت:
«گفتم: یا ابی جعفر! ای پسر رسول خدا! آیا همه شما قائم به حق نیستید؟ فرمود: چرا. گفتم:
«فلِمَ سمّی القائم قائماً؟ قال: لمّا قتل الحسین جدّی ضجّت الملائکه إلی الله عزّوجلّ بالبکاء و النحیب، و قالوا: إلهنا و سیّدنا! اتغفل عمّن قتل صفوتک، و ابن صفوتک و خیرتک من خلقک؟ فاوحی الله عزّوجلّ إلیهم: قروّا ملائکتی فو عزّتی و جلالی، لا نتقمن منهم و لو بعد حین. ثم کشف الله عزّوجلّ عن الائمة من ولد الحسین للملائکة، فسّرت الملائکة بذلک، فاذا احدهم قائم یصلیّ فقال الله عزّوجلّ بذلک القائم: انتقم منهم».(1)
یعنی: (گفتم: پس به چه سببی است که یک نفر از شما قائم نامیده شده؟ فرمود: وقتی که جدّ من حسین(ع) کشته شد فرشتگان به درگاه خدا نالیدند و به گریه و زاری فریاد برآوردند و عرض کردند: ای خدای ما و آقای ما! آیا دست باز داشتی از کسی که کشت برگزیده تو پسر برگزیده تو را از آفریده های تو؟ آنگاه وحی فرستاد خدای عزّؤجلّ به سوی ایشان که: آرام گیرید ای فرشتگان من! سوگند به عزّت و جلال خودم که هر آینه البته البتّه انتقام می کشم از ایشان، هر چند پس از زمانی باشد. پس پرده برداشت خدای عزّوجلّ از امام هائی که از فرزندان حسین اند برای فرشتگان تا خرم و خوشحال شدند، و قائم آل محمد را به ایشان نشان داد، در حالتی که آن حضرت به نماز ایستاده بود، و فرمود: به این قائم از ایشان انتقام خواهم کشید).
حدیث دوم
شیخ طوسی(ره) در کتاب امالی مسند از محمد بن حمران روایت کرده است که گفت:
«قال أبوعبدالله: لما کان من أمر الحسین بن علی ما کان ضجّت الملائکة إلی الله تعالی، و قالت: یا ربّ، یفعل هذا بالحسین صفیّک و ابن صفیّک و ابن نبیّک؟ قال: فاقام الله لهم ظل القائم و قال: بهذا إنتقم له من ظالمیه».(2)
یعنی: (فرمود امام صادق(ع) که: چون کار شهادت حسین بن علی(ع) به پایان رسید، آن چنانی که رسید، ملائکه به ناله و فریاد برآمدند به سوی خدای تعالی و گفتند: ای پروردگار! آیا اینطور با حسین، برگزیده تو و پسر برگزیده تو و پسر پیغمبر تو کرده می شود؟ فرمود: پس بر پاداشت خدا برای ایشان شبح قائم را و فرمود: به این قائم انتقام می کشم برای او از ستم کنان در حق او).
حدیث سوم
در کتاب کامل الزیارات مسنداً از حریز روایت کرده که گفت: عرض کردم به أبی عبدالله(ع): فدایت شوم چقدر کم است باقیماندن شما اهل بیت و چقدر مدت زندگانی شما به مردن نزدیک است. پس فرمود:
«إنّ لکلّ واحد منّا صحیفة فیها ما یحتاج إلیه أن یعمل به فی مدّته، فاذا إنقضی ما فیها بما أمر به عرف أنّ أجله قدر حضر، و أتاه النبی ینعی إلیه نفسه، و اخبره بما له عندالله، و إن الحسین قرء صحیفة التی أعطاها، و فسرّ له ما یأتی و ما یبقی و بقی فیها اشیاء لم تنقض، فخرج إلی القتال، و کانت تلک الامور التی بقیت انّ الملائکة سئلت الله فی نصرته، فاذن له، فمکثت تستعدّ للقتال، و تاهبّت لذلک حتّی قتل فنزلت، و قد انقطعت مدّته و قد قتل.
فقالت الملائکة: یا ربّ، أذنت لنا فی الانحدار و قد قبضته، فأوحی الله تبارک و تعالی الیهم: أن الزموا حتّی ترونه و قد خرج فانصروه و ابکوا علیه و علی ما فاتکم من نصرته و انّکم خصصّم بنصرته و البکاء علیه، فبکت الملائکة تقرّباً و جزعاً علی ما فاتهم من نصرته، فاذا خرج یکونون من انصاره».(3)
یعنی: (حضرت صادق(ع) فرمود که: برای هر یک از ما اهل بیت صحیفه ای است و در آن صحیفه، آنچه در مدّت زندگانی ما بر ذمّه ما است، مقرّر شده و چون آن مدت بگذرد، بر ما کشف می شود که اجل حتمی ما رسیده و وقتی که برای آن معلوم شده، فرا رسیده، در آن وقت رسول خدا حاضر می شود و خبر بسر رسیدن مدت را بفرماید و منزلت ومقامی که برای ما نزد خدای تعالی است باز گوید.
چون نوبت به حسین(ع) رسید و صحیفه او را بر وی باز نمود که حکم خدا تغییر نکند، آن حضرت برای جهاد بیرون رفت.
چون فرشتگان چنین صورت را دیدند از خدای تعالی خواستند که به یاری آن حضرت حاضر شوند. خدای تعالی خواهش آنها را پذیرفت و اجابت فرمود. پس آنها برای آمادگی و تهیّه کار و زاری قدری درنگ کردند تا اینکه آماده نبرد شدند و فرود آمدند [و] وقتی رسیدند که مدّت آن حضرت تمام شده و شهید شده بود. در آن حال فرشتگان اندوهناک و نالان شده و عرضه داشتند که: ای پروردگار! تو ما را اجازه هبوط دادی و به یاری او رخصت فرمودی، چون فردا آمدیم او را قبض فرمودی. خدای تعالی برایشان وحی فرستاد که: اکنون ملازم قبر او باشید تا وقتی که او را ببینید زمانی که به دنیا بر گردد و بیرون آید، در آن حال او را یاری کنید. اکنون بر او گریه کنید و برای اینکه درک یاری او را نکردید و حال آنکه شما مخصوص شده اید، برای یاری کردن او و گریه کردن بر او.
پس فرشتگان برای تقرّب جستن به او و جزع و اندوهناک بودن بر اینکه او را یاری نکردند گریستند. پس چون آن حضرت از قبر خود بیرون آید- یعنی هنگام رجعت آن حضرت به دنیا - از یاران او خواهند بود).
حدیث چهارم
در کتاب کامل الزیارات از محمد حمیری از پدرش از علی بن محمد از امام صادق(ع) روایت کرده که فرمود:
«اذا زرتم أبا عبدالله(ع)، فالزموا الصّمت إلا من خیر، و ان الملائکة الیّل و النهار من الحفظة تحضر الملائکه الذین بالحائر، فتصافحهم فلا یجیبونها من شدة البکاء، فینتظرونهم حتّی تزول الشمس، و حتّی ینوّر الفجر، ثم یکلّمونهم و یسئلونهم عن أشیاء من أمر الدّنیا، فامّا ما بین هذین الوقتین، فانّهم لا ینطقون و لا یفترون عن البکاء و الدعاء، و لا یشغلونهم فی هذین الوقتین عن أصحابهم، فانّما شغلهم بکم إذا نطقتم».
یعنی: (فرمود: زمانی که به زیارت حسین(ع) حاضر می شوید، ساکت باشید مگر در امری که در آن خیر باشد. زیرا که ملائکه شب و روز که حفظ کنندگانند، حاضر می شوند در نزد فرشتگان که در آرامگاه حسین معتکف می باشند و با ایشان مصافحه می کنند، و ایشان از شدّت گریستن با ملائکه حفظ، ایشان را مهلت می دهند تا وقتی که آفتاب زائل شود و صبح روشن شود. پس از آن با ایشان سخن می گویند و از ایشان از چیزهائی که از امر دنیا باشد سؤال می کنند. و امّا چرا میان این دو وقت سؤال می کنند؟ برای آن است که ایشان سخن نمی گویند و در گریستن سستی نمی کنند و از دعا باز نمی ایستند، و با این جهت ایشان را باز نمی دارند در این دو وقت از یارانشان ملائکه حائر را، زیرا که آنها دأب و خویِ شان ساکت و خاموش بودن است).
چون سخن آن حضرت به اینجا رسید، راوی عرض کرد: فدایت شوم! چه چیز سؤال می کنند؟ و سؤال کننده از ملائکه حائر است یا از حفظه؟ فرمود:
«اهل الحائر یسألون الحفظة، لانّ أهل الحائر من الملائکة لا یبرحون و لا حفظة تنزل و تصعد».
یعنی: (اهل حائر می رسند از ملائکه حفظه، و معتکفین حائر هرگز از حائر بیرون نمی روند و ملائکه حفظه به آسمان و زمین صعود و هبوط می نمایند).
راوی عرض کرد: چه نظری دارند در سؤالی که از ایشان می کنند؟ فرمود:
«انّهم یمرّون إذا عرجوا باسمعیل صاحب الهواء، فربّما واقفوا النبیّ و عنده فاطمة و الحسن و الحسین و الائمة من مضی منهم، فیسئلونهم عن اشیاء و من حضر منکم الحائر، و یقولون: بشّروهم بدعاءکم، فتقول الحفظة: کیف نبشرّهم و لا یسعمون کلامنا؟ فیقولون لهم: بارکوا علیهم و ادعوا لهم منّا، فهی البشارة منّا، و إذا انصرفوا فحفوهم با جنحتکم حتّی یحسوا مکانکم، و إنّا نستودعهم الّذی لا تُضَّیَع ودائعه، و لو یعلمون ما فی زیارته من الخیر و یعلم ذلک الناس لا اقتتلوا علی زیارته بالسّیوف، و لباعوا اموالهم فی اتیانه، و انّ فاطمه إذا نظرت إلیهم و معها ألف نبیّ و ألف صدّیق و ألف شهید، و من الکروبییّن ألف ألف یسعدونها علی البکاء، و أنّها لتشهق شهقة، فلا یبقی فی السّموات ملک الاّ بکی رحمة لصوتها، و ما تسکن حتی یاتیها النبیّ، فیقول: یا بنیّه قد أبکیت أهل السّموات، و شغلتهم عن التقدیس و التسبیح فکفی حتّی یقدسوا، فان الله بالغ امره، و انّها لتنظر إلی من حضر منکم، فتسئل الله لهم من کل خیر، فلا تزهدوا فی أتیانه، فان الخیر فی إتیانه اکثر من أن یُحْصی».(4)
یعنی: (فرشتگان حفظ، می گذرند به اسماعیل که فرشته هوا است و بسا باشد که می بینند پیغمبر را که در نزد او حاضر است فاطمه و حسن و حسین و دیگر امامهائی که از این جهان رفته اند.
پس سؤال می کنند از ایشان، از چیزها و از شما، آنهائی که در حائر حسین حاضر بوده اید. پس در جواب آنها می فرمایند: بشارت دهید زائرین قبر حسین را. فرشتگان عرض می کنند: چگونه بشارت دهیم ایشان را و حال آنکه کلام ما را نمی توانند بشنوند؟ می فرمایند: ترحیب و تبریک گوئید ایشان را و برای شفاعت ایشان ما را بخوانید که این بزرگتر بشارتی است از ما و چون مراجعت کنند، فرو گیرید ایشان را به پر و بال های خودتان تا احساس کنند مکان شما را. و ایشان را می سپاریم به آن کسی که امانت هائی که به او سپرده شود ضایع نمی شود.
و اگر می دانستند آنچه در زیارت او است از هر نیکوئی، برای رفتن به زیارت او با شمشیرها قتال می کردند و هر آینه مال های خود را می فروختند، برای به زیارت آن حضرت و حضرت فاطمه. چون بر ایشان می نگرد، در حالی که با او است هزار پیغمبر و هزار صدیق و هزار شهید و هزار هزار از ملائکه کرّوبییّن که او را مساعدت می کنند بر گریستن، در حالی که او چنان می گرید و چنان می نالد که فرشتگان آسمان بر گریه او می گریند و می نالند و آرام نمی شود تا وقتی که رسول خدا می رسد و می فرماید: ای دخترک! من! ملائکه آسمان را به نالیدن و گریستن واداشتنی و از تسبیح و تقدیس باز داشتی، ساکت باش و فرشتگان را به حال خود بگذار که خدای تعالی امر خود را جاری می کند و تقدیر او تغییر نمی کند. بالجمله فاطمه می بیند کسانی را که در نزد قبر حسین حاضرند و خیر ایشان را از خدا می خواهد. پس واجب است که از زیارت قبر حسین خودداری نکنید که خیر و برکت آن از شماره و حدّ و اندازه بیرون است).
حدیث پنجم
ابوبصیر از حضرت صادق(ع) روایت کرده است که فرمود:
«و کلّ الله بالحسین بن علی سبعین ألف ملک یصلّون علیه کلّ یوم شعثا غبراً منذ یوم قتل إلی ما شاء الله، یعنی بذلک قیام القائم».(5)
یعنی: (خدای تعالی هفتاد هزار ملک بر قبر حسین بن علی گماشته است تا بر وی درود متّصل فرستد از روز شهادت او تا وقتی که قائم آل محمد ظهور کند).
نویسنده: آیت الله سید محمد حسن میرجهانی(ره)
در احادیث وارده در گریستن و حزن و اندوه همه اهل آسمان ها و ساکنین ملأ اعلی و سایر علوّیات و اصناف ملائکه و حورالعین و غلمان و خزّان جنان و رضوان و آنچه که در بهشت است و مالک نار و آنچه که در آن است و آفتاب و ماه و ستارگان و آنچه در آسمان ها و در زیر آنها است که در اینجا به نقل بعضی از احادیث آنها اکتفا می کنم، علاوه بر آنچه قبلاً ذکر شده و پس از آن نیز ذکر می شود، ان شاءالله تعالی.
حدیث اوّل
در کتاب علل الشرایع مسند از ابن حمزه ثمالی روایت کرده که گفت:
«گفتم: یا ابی جعفر! ای پسر رسول خدا! آیا همه شما قائم به حق نیستید؟ فرمود: چرا. گفتم:
«فلِمَ سمّی القائم قائماً؟ قال: لمّا قتل الحسین جدّی ضجّت الملائکه إلی الله عزّوجلّ بالبکاء و النحیب، و قالوا: إلهنا و سیّدنا! اتغفل عمّن قتل صفوتک، و ابن صفوتک و خیرتک من خلقک؟ فاوحی الله عزّوجلّ إلیهم: قروّا ملائکتی فو عزّتی و جلالی، لا نتقمن منهم و لو بعد حین. ثم کشف الله عزّوجلّ عن الائمة من ولد الحسین للملائکة، فسّرت الملائکة بذلک، فاذا احدهم قائم یصلیّ فقال الله عزّوجلّ بذلک القائم: انتقم منهم».(1)
یعنی: (گفتم: پس به چه سببی است که یک نفر از شما قائم نامیده شده؟ فرمود: وقتی که جدّ من حسین(ع) کشته شد فرشتگان به درگاه خدا نالیدند و به گریه و زاری فریاد برآوردند و عرض کردند: ای خدای ما و آقای ما! آیا دست باز داشتی از کسی که کشت برگزیده تو پسر برگزیده تو را از آفریده های تو؟ آنگاه وحی فرستاد خدای عزّؤجلّ به سوی ایشان که: آرام گیرید ای فرشتگان من! سوگند به عزّت و جلال خودم که هر آینه البته البتّه انتقام می کشم از ایشان، هر چند پس از زمانی باشد. پس پرده برداشت خدای عزّوجلّ از امام هائی که از فرزندان حسین اند برای فرشتگان تا خرم و خوشحال شدند، و قائم آل محمد را به ایشان نشان داد، در حالتی که آن حضرت به نماز ایستاده بود، و فرمود: به این قائم از ایشان انتقام خواهم کشید).
حدیث دوم
شیخ طوسی(ره) در کتاب امالی مسند از محمد بن حمران روایت کرده است که گفت:
«قال أبوعبدالله: لما کان من أمر الحسین بن علی ما کان ضجّت الملائکة إلی الله تعالی، و قالت: یا ربّ، یفعل هذا بالحسین صفیّک و ابن صفیّک و ابن نبیّک؟ قال: فاقام الله لهم ظل القائم و قال: بهذا إنتقم له من ظالمیه».(2)
یعنی: (فرمود امام صادق(ع) که: چون کار شهادت حسین بن علی(ع) به پایان رسید، آن چنانی که رسید، ملائکه به ناله و فریاد برآمدند به سوی خدای تعالی و گفتند: ای پروردگار! آیا اینطور با حسین، برگزیده تو و پسر برگزیده تو و پسر پیغمبر تو کرده می شود؟ فرمود: پس بر پاداشت خدا برای ایشان شبح قائم را و فرمود: به این قائم انتقام می کشم برای او از ستم کنان در حق او).
حدیث سوم
در کتاب کامل الزیارات مسنداً از حریز روایت کرده که گفت: عرض کردم به أبی عبدالله(ع): فدایت شوم چقدر کم است باقیماندن شما اهل بیت و چقدر مدت زندگانی شما به مردن نزدیک است. پس فرمود:
«إنّ لکلّ واحد منّا صحیفة فیها ما یحتاج إلیه أن یعمل به فی مدّته، فاذا إنقضی ما فیها بما أمر به عرف أنّ أجله قدر حضر، و أتاه النبی ینعی إلیه نفسه، و اخبره بما له عندالله، و إن الحسین قرء صحیفة التی أعطاها، و فسرّ له ما یأتی و ما یبقی و بقی فیها اشیاء لم تنقض، فخرج إلی القتال، و کانت تلک الامور التی بقیت انّ الملائکة سئلت الله فی نصرته، فاذن له، فمکثت تستعدّ للقتال، و تاهبّت لذلک حتّی قتل فنزلت، و قد انقطعت مدّته و قد قتل.
فقالت الملائکة: یا ربّ، أذنت لنا فی الانحدار و قد قبضته، فأوحی الله تبارک و تعالی الیهم: أن الزموا حتّی ترونه و قد خرج فانصروه و ابکوا علیه و علی ما فاتکم من نصرته و انّکم خصصّم بنصرته و البکاء علیه، فبکت الملائکة تقرّباً و جزعاً علی ما فاتهم من نصرته، فاذا خرج یکونون من انصاره».(3)
یعنی: (حضرت صادق(ع) فرمود که: برای هر یک از ما اهل بیت صحیفه ای است و در آن صحیفه، آنچه در مدّت زندگانی ما بر ذمّه ما است، مقرّر شده و چون آن مدت بگذرد، بر ما کشف می شود که اجل حتمی ما رسیده و وقتی که برای آن معلوم شده، فرا رسیده، در آن وقت رسول خدا حاضر می شود و خبر بسر رسیدن مدت را بفرماید و منزلت ومقامی که برای ما نزد خدای تعالی است باز گوید.
چون نوبت به حسین(ع) رسید و صحیفه او را بر وی باز نمود که حکم خدا تغییر نکند، آن حضرت برای جهاد بیرون رفت.
چون فرشتگان چنین صورت را دیدند از خدای تعالی خواستند که به یاری آن حضرت حاضر شوند. خدای تعالی خواهش آنها را پذیرفت و اجابت فرمود. پس آنها برای آمادگی و تهیّه کار و زاری قدری درنگ کردند تا اینکه آماده نبرد شدند و فرود آمدند [و] وقتی رسیدند که مدّت آن حضرت تمام شده و شهید شده بود. در آن حال فرشتگان اندوهناک و نالان شده و عرضه داشتند که: ای پروردگار! تو ما را اجازه هبوط دادی و به یاری او رخصت فرمودی، چون فردا آمدیم او را قبض فرمودی. خدای تعالی برایشان وحی فرستاد که: اکنون ملازم قبر او باشید تا وقتی که او را ببینید زمانی که به دنیا بر گردد و بیرون آید، در آن حال او را یاری کنید. اکنون بر او گریه کنید و برای اینکه درک یاری او را نکردید و حال آنکه شما مخصوص شده اید، برای یاری کردن او و گریه کردن بر او.
پس فرشتگان برای تقرّب جستن به او و جزع و اندوهناک بودن بر اینکه او را یاری نکردند گریستند. پس چون آن حضرت از قبر خود بیرون آید- یعنی هنگام رجعت آن حضرت به دنیا - از یاران او خواهند بود).
حدیث چهارم
در کتاب کامل الزیارات از محمد حمیری از پدرش از علی بن محمد از امام صادق(ع) روایت کرده که فرمود:
«اذا زرتم أبا عبدالله(ع)، فالزموا الصّمت إلا من خیر، و ان الملائکة الیّل و النهار من الحفظة تحضر الملائکه الذین بالحائر، فتصافحهم فلا یجیبونها من شدة البکاء، فینتظرونهم حتّی تزول الشمس، و حتّی ینوّر الفجر، ثم یکلّمونهم و یسئلونهم عن أشیاء من أمر الدّنیا، فامّا ما بین هذین الوقتین، فانّهم لا ینطقون و لا یفترون عن البکاء و الدعاء، و لا یشغلونهم فی هذین الوقتین عن أصحابهم، فانّما شغلهم بکم إذا نطقتم».
یعنی: (فرمود: زمانی که به زیارت حسین(ع) حاضر می شوید، ساکت باشید مگر در امری که در آن خیر باشد. زیرا که ملائکه شب و روز که حفظ کنندگانند، حاضر می شوند در نزد فرشتگان که در آرامگاه حسین معتکف می باشند و با ایشان مصافحه می کنند، و ایشان از شدّت گریستن با ملائکه حفظ، ایشان را مهلت می دهند تا وقتی که آفتاب زائل شود و صبح روشن شود. پس از آن با ایشان سخن می گویند و از ایشان از چیزهائی که از امر دنیا باشد سؤال می کنند. و امّا چرا میان این دو وقت سؤال می کنند؟ برای آن است که ایشان سخن نمی گویند و در گریستن سستی نمی کنند و از دعا باز نمی ایستند، و با این جهت ایشان را باز نمی دارند در این دو وقت از یارانشان ملائکه حائر را، زیرا که آنها دأب و خویِ شان ساکت و خاموش بودن است).
چون سخن آن حضرت به اینجا رسید، راوی عرض کرد: فدایت شوم! چه چیز سؤال می کنند؟ و سؤال کننده از ملائکه حائر است یا از حفظه؟ فرمود:
«اهل الحائر یسألون الحفظة، لانّ أهل الحائر من الملائکة لا یبرحون و لا حفظة تنزل و تصعد».
یعنی: (اهل حائر می رسند از ملائکه حفظه، و معتکفین حائر هرگز از حائر بیرون نمی روند و ملائکه حفظه به آسمان و زمین صعود و هبوط می نمایند).
راوی عرض کرد: چه نظری دارند در سؤالی که از ایشان می کنند؟ فرمود:
«انّهم یمرّون إذا عرجوا باسمعیل صاحب الهواء، فربّما واقفوا النبیّ و عنده فاطمة و الحسن و الحسین و الائمة من مضی منهم، فیسئلونهم عن اشیاء و من حضر منکم الحائر، و یقولون: بشّروهم بدعاءکم، فتقول الحفظة: کیف نبشرّهم و لا یسعمون کلامنا؟ فیقولون لهم: بارکوا علیهم و ادعوا لهم منّا، فهی البشارة منّا، و إذا انصرفوا فحفوهم با جنحتکم حتّی یحسوا مکانکم، و إنّا نستودعهم الّذی لا تُضَّیَع ودائعه، و لو یعلمون ما فی زیارته من الخیر و یعلم ذلک الناس لا اقتتلوا علی زیارته بالسّیوف، و لباعوا اموالهم فی اتیانه، و انّ فاطمه إذا نظرت إلیهم و معها ألف نبیّ و ألف صدّیق و ألف شهید، و من الکروبییّن ألف ألف یسعدونها علی البکاء، و أنّها لتشهق شهقة، فلا یبقی فی السّموات ملک الاّ بکی رحمة لصوتها، و ما تسکن حتی یاتیها النبیّ، فیقول: یا بنیّه قد أبکیت أهل السّموات، و شغلتهم عن التقدیس و التسبیح فکفی حتّی یقدسوا، فان الله بالغ امره، و انّها لتنظر إلی من حضر منکم، فتسئل الله لهم من کل خیر، فلا تزهدوا فی أتیانه، فان الخیر فی إتیانه اکثر من أن یُحْصی».(4)
یعنی: (فرشتگان حفظ، می گذرند به اسماعیل که فرشته هوا است و بسا باشد که می بینند پیغمبر را که در نزد او حاضر است فاطمه و حسن و حسین و دیگر امامهائی که از این جهان رفته اند.
پس سؤال می کنند از ایشان، از چیزها و از شما، آنهائی که در حائر حسین حاضر بوده اید. پس در جواب آنها می فرمایند: بشارت دهید زائرین قبر حسین را. فرشتگان عرض می کنند: چگونه بشارت دهیم ایشان را و حال آنکه کلام ما را نمی توانند بشنوند؟ می فرمایند: ترحیب و تبریک گوئید ایشان را و برای شفاعت ایشان ما را بخوانید که این بزرگتر بشارتی است از ما و چون مراجعت کنند، فرو گیرید ایشان را به پر و بال های خودتان تا احساس کنند مکان شما را. و ایشان را می سپاریم به آن کسی که امانت هائی که به او سپرده شود ضایع نمی شود.
و اگر می دانستند آنچه در زیارت او است از هر نیکوئی، برای رفتن به زیارت او با شمشیرها قتال می کردند و هر آینه مال های خود را می فروختند، برای به زیارت آن حضرت و حضرت فاطمه. چون بر ایشان می نگرد، در حالی که با او است هزار پیغمبر و هزار صدیق و هزار شهید و هزار هزار از ملائکه کرّوبییّن که او را مساعدت می کنند بر گریستن، در حالی که او چنان می گرید و چنان می نالد که فرشتگان آسمان بر گریه او می گریند و می نالند و آرام نمی شود تا وقتی که رسول خدا می رسد و می فرماید: ای دخترک! من! ملائکه آسمان را به نالیدن و گریستن واداشتنی و از تسبیح و تقدیس باز داشتی، ساکت باش و فرشتگان را به حال خود بگذار که خدای تعالی امر خود را جاری می کند و تقدیر او تغییر نمی کند. بالجمله فاطمه می بیند کسانی را که در نزد قبر حسین حاضرند و خیر ایشان را از خدا می خواهد. پس واجب است که از زیارت قبر حسین خودداری نکنید که خیر و برکت آن از شماره و حدّ و اندازه بیرون است).
حدیث پنجم
ابوبصیر از حضرت صادق(ع) روایت کرده است که فرمود:
«و کلّ الله بالحسین بن علی سبعین ألف ملک یصلّون علیه کلّ یوم شعثا غبراً منذ یوم قتل إلی ما شاء الله، یعنی بذلک قیام القائم».(5)
یعنی: (خدای تعالی هفتاد هزار ملک بر قبر حسین بن علی گماشته است تا بر وی درود متّصل فرستد از روز شهادت او تا وقتی که قائم آل محمد ظهور کند).
ادامه مطلب ....
http://www.nooreaseman.com/forum11/thread59802.html
منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان
تبادل لينك
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر