اظهارات حاشیه ساز خانواده هاشمی؛
چرا عفت مرعشی با قضا درافتاد؟
گردو خاک رفتن به اوین هنوز نخوابیده بود که مادر مهدی هاشمی در نقش وکیل مدافع ظاهر شد و نامه ای سرگشاده برای سخنگوی قوه قضاییه نوشت.
چرا عفت مرعشی با قضا درافتاد؟
گردو خاک رفتن به اوین هنوز نخوابیده بود که مادر مهدی هاشمی در نقش وکیل مدافع ظاهر شد و نامه ای سرگشاده برای سخنگوی قوه قضاییه نوشت.
اما همسر هاشمی رفسنجانی چه چیزی نوشته بود که اژه ای را به واکنش واداشت. عفت مرعشی با این مقدمه شروع کرده بود: "جناب محسنی اژهای گویا عذاب وجدان به خاطر ستمی که بر مهدی رفته شما را راحت نمیگذارد که با جواب سوالهای معلومالحال خودتان را تسکین میفرمایید. گوشهای سؤالات فراوان از جریان به اصطلاح دادگاه مهدی را برایتان میفرستم اگر جواب دادید، سؤالات مهمتر را میفرستم شاید شفای دردتان باشد."
در این نامه، همسر آیت الله، فرزند خود را بی گناه می داند و کلیه دستگاه های اطلاعاتی و قضایی را محکوم می کند به چیدن دامی برای مهدی هاشمی تا او را به سمت آن بکشانند و گرفتارش کنند. تهیه و تنظیم نامه نشان می دهد ادبیات به کار گرفته شده همانند دفاعیه در دادگاه است که توسط وکیل محکوم در آخرین جلسات خوانده می شود.
فائزه هاشمی در مصاحبه با سایت حامی فتنه به نقل از مادر گفته بود که "انقلاب از اوین آغاز شده و و زندان ها و فشارها و کسانی که در زندانها بودند عامل مهمی در شکل گیری انقلاب داشت و حالا به همین شکل بنابراین تاریخ نشان داده که قطعا هیچ حکومتی با زندان کردن افراد پابرجا نمانده است و تمام این کارها نتیجه عکس درپی خواهد داشت."
اینکه خانواده هاشمی، مهدی را همپای مبارزان انقلابی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران بدانند که در زندان های ستم شاهی به سر می بردند، خود جفای بزرگ به مبارزین راستین انقلاب است. رجایی ها و بهشتی ها و مطهری ها ... کجا، مهدی هاشمی کجا. الا اینکه غارت بیت المال را همپای انقلاب در نظر بگیرند!
برای یک مادر رنج کشیدن فرزند بسیار سخت است. عفت مرعشی را نمی توان از این نوع رفتارهای مادرانه مستثنی کرد. اما زمانی می رسد که جرم فرزند برای همگان محرز است و ادله آن را ثابت می کند، در این زمان خانم مرعشی می توانست به جای هوچی گری بر علیه قوه قضاییه و ارکان نظام، از طرف فرزند از پیشگاه مردم عذرخواهی کند و از دستگاه قضا می خواست تا تخفیفی در حکم فرزندش بدهد. از سوی دیگر، خانواده هاشمی رفسنجانی که همه اعضاء خود را وارد کارزار سیاسی و اقتصادی کرده اند، خانواده معمولی از این لحاظ نیستند و به انقلاب و کشور مدیون هستند و هر خطای از سوی ایشان، به مراتب تاثیرگذارتر از دیگران است. چه بزرگان در این انقلاب بوده اند که حفظ و بقای نظام و انقلاب را حتی بر جان فرزندانشان اولویت بخشیده اند و در درگاه الهی و نزد مردم، متهم به حمایت از آقازادگان خطاکار نشده اند و حس مادری یا پدری را در سرنوشت انقلاب دخیل نساخته اند.
آیت الله هاشمی رفسنجانی خود نیک می داند که هر رفتار و کنشی از وی و خانواده اش زیر ذره بین است. اظهارات و نامه هایی که از سوی این خانواده در رسانه ها منتشر می شود، خالی از توهین و کنایه و تخریب نیست. چه شده است که خانواده یکی از یاران انقلاب اسلامی، تیشه در دست گرفته اند و ریشه های آن را می زنند؟ چرا عفت مرعشی، همسر آیت الله، خطاهای فرزندش را فراموش می کند و زمانی که در مقام دفاع برمی آید، خون های ریخته شده بر پای نظامی را که شوهرش زمانی رئیس جمهور و حالا رئیس مصلحتش است را وقعی نمی نهد و از انقلاب دیگر می گوید که قرار است از اوین و مهدی هاشمی! شروع شود.
همسر آیت الله را می توان از خبرساز ترین و سیاسی ترین همسران روسای جمهور ایران نامید. شخصیتی جسور و بی پروا که این جسارت را علاوه بر بزرگ شدن در خاندان مرعشی ها، به خاطر هاشمی رفسنجانی به دست آورده است. اولین تصویر از وی در کنار هاشمی رفسنجانی در زمان ریاست مجلس در سال 1360 در دیدار با کیم ایل سونگ، رهبر کره شمالی به ثبت رسیده است.
مرعشی پس از اظهارات جنجالی در فتنه سال 88 و سخنان تحریک آمیز برای آشوب های ضد نظام، تا سال 1393 حواشی کمتری داشت ولی دادگاه مهدی هاشمی و حکم محکومیت او در سال جاری سبب شد تا بار دیگر از سایه خارج شود و با اظهارات تندش، نگاه ها را به سوی خود جلب کند. عفت مرعشی، ماحصل زندگی خود را در زندان می بیند اما مهدی هاشمی در چنین خانواده ای رشد پیدا کرده است که دامان خود را از اتهاماتی چون رشوه، اختلاس و فساد اداری و اقتصادی و امنیتی مبرا می داند. دختر این خانواده نیز به دلایل امنیتی چند صباحی در زندان بود که به گفته خودش، مسئولان زندان را از اقداماتش در زندان خسته کرده بود. اما عفت مرعشی در طول این مدت همواره سعی کرده در کنار آنها باشد و حتی به همراه آنها چندین بار به دادگاه رفته است. به نظر می رسد این خانواده نمی تواند بدون حاشیه در عرصه جامعه حضور پیدا کند.
مهدی هاشمی که خود را قربانی می داند و از حضور خود در جبهه و خدمت به نظام می گوید، پدر در فیلم وداع آرزوی آزادی و بازگشت برای خدمت می کند، مادر همه را ناله و نفرین می کند، خواهران از فرق تا سر ارکان کشور را به خاطر مهدی، متهم می کنند و کسی را از توهین بی نصیب نمی گذارند، برادران که هر چند سعی در محافظه کاری دارند اما در نهایت آنچه را نباید، می گویند و رسانه های حامی که با گزارش ها و مصاحبه های جهت دار، سعی در مظلوم نمایی از این خانواده و بی گناه جلوه دادن متهمان این خانواده دارند.
به هر حال، مهدی هاشمی در سایه چنین حاشیه امنی، توانست برای خود حق امتیاز فرزند هاشمی بودن را قائل شود و ملک ایران را ملک هاشمی ها بداند و هر آنچه را خارج از قواعد انجام می داد را امری عادی تلقی کند. همین مسائل کار دستش داد و زمانی رسید که دیر متوجه شد. در همه جرایم، نگاه برخی به ریشه های جرم است. احساس امنیت، اعتماد به نفس کاذب و احساس داشتن حامی قوی، دست مجرم را در ارتکاب خطا و جرم بازتر می کند و او را جری تر می سازد و در صورت ایجاد مانع بر سر راه وی، ممکن است اقدامات خطرناک تری را که هزینه های بسیاری برای جامعه داشته باشد مرتکب شود. مهدی هاشمی نیز بر این مدار حرکت کرد که نهایت و مقصدش با سال ها مماشات، به زندان اوین ختم شد.
ادامه مطلب ....
http://ift.tt/1VIxC1p
منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان
تبادل لينك
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر