۱۳۹۳ مهر ۱۵, سه‌شنبه

انسان فقیر ، خدای غنّی


انسان فقیر ، خدای غنّی





توجه به دو نکته، همه‌ي مشکلات را حل خواهد کرد: فقر عالم هستی و مالکیت خداوند به تنهایی





توجه به دو نکته، همه‌ي مشکلات را حل خواهد کرد: فقر عالم هستی و مالکیت خداوند به تنهایی:

« وَ لِلَهِ الْعِزَّهُ وَ لِرَسوُلِهِ وَ لِلْمُومنین»؛[1]

و عزّت از آن خدا و رسولش و مؤمنین است .

کسی که این نکته را می‌داند، دیگر هیچ گاه در خانه‌ي کسی را نمی زند و اظهار نیاز نمی‌کند. هرچه می‌خواهد از خدا می‌خواهد؛ چرا که خیر دنیا و آخرت به دست خداست.

وقتی انسان خود را نیازمند خدا دید، تنها به خدا توکّل می‌کند. تنها نزد او اظهار نیاز می‌کند و تنها از او کمک می‌خواهد. به دنبال رضای اوست و تنها از او می‌ترسد.

حضرت امام خمینی (ره)ˆ مگر چقدر مال و قدرت داشت؟ مگر چقدر دیگران را کرنش می‌کرد؟ او تنها بندگی خدا می‌کرد. خداوندِ «مقلب القلوب» نیز دل‌ها را رو به او می‌گرداند. ما این کار را نکرده‌ایم؛ باور هم نداریم. در دعاها خوانده‌ایم، امّا در واقع انگار نخوانده‌ایم. باور نداریم که همه‌ي کارها به دست خداست. مرحوم سید علی آقای قاضی(ره) می‌فرمایند: « این فقر ذاتی و عجز و بیچارگی ریشه طمع را در نهاد انسان سوزانیده و او را پاک و پاکیزه می‌گرداند... و علّت این‌که این طریقه را احراق نامند، برای آن است که یک باره خرمن هستی‌ها و نیتّ‌ها و غصّه‌ها و مشکلات را می‌سوزاند و از ریشه و بن قطع می‌کند واثری از آن در وجود انسان سالک الی الله باقی نمی‌گذارد.» [2] حتی فرد، خوشی دنیا را هم در درگاه او می‌داند. حداقل به اندازه‌ای که روی رفقا، گروه‌ها و جناح‌های مختلف سرمایه‌گذاری می‌کنیم برای خدا هم سرمایه‌گذاری کنیم.

به یاد دارم، زمانی که صدامu فرودگاه مهرآباد را بمباران کرد و جنگ آغاز شد، آقای بنی صدر- که رییس جمهور بود- سخنرانی کرد. به آرای مردم بسیار تکیه کرده بود. مدام شعار می‌داد که من نه میلیون رأی دارم. خیلی از افراد این آرا را داشتند، اما هیچ کاری نکردند .

فردی که در برابر خدا اظهار ذلّت می‌کند، تمام قامت در برابر استكبار جهانی می‌ایستد، اما کسی که عرضه‌ي سجده در برابر خدا را ندارد، اسرار نظام اسلامی را می‌فروشد تا نزد امریکا و دشمن عزیز باشد.

بنی صدر سخنرانی کرد و از موضع شکست سخن گفت و مردم را ترساند. بعد از آن حضرت امام خمینیˆ نیز سخنرانی کردند، عین عبارت‌شان است که: « دزدی آمده، یک سنگی پرتاب کرده و فرار کرده». ما که این حرف را شنیدیم، بمباران صدام برایمان هیچی به حساب نیامد. امام بسیار آرام و متین سخن می‌گفت. اقیانوسِ آرامش بود.

اگر شما حضرت امامˆ را ندیده‌اید، ما دیده‌ایم. آن بیان وزبان و دل و نوا که امام داشت جز به وسیله ارتباط با خداوند، برای کسی حاصل نمی‌شود. رمز خودیابی همین است که انسان بفهمد، هیچ نیست. هرچه هست از آنِ خداست و دیگر به علم، تقوا، قدرت، جوانی و زیبایی خود ننازد. بداند که این‌ها برای او نیست. دیروز این ها را نداشته، امروز امانت نزد اوست، فردا هم از او خواهند گرفت.



----------------------------------------------------------------

[1]. بقره، آیه 107.

[2]. عطش، ص 148.





استاد مرتضی آقا تهرانی





ادامه مطلب ....



http://ift.tt/1vKgfj7



منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان



تبادل لينك



به گروه اسلامی ما در گوگل بپیوندید تا همیشه با هم باشیم


هیچ نظری موجود نیست: