۱۳۹۱ دی ۱, جمعه

فتنه گران و انتخابات آينده

فتنه گران و انتخابات آينده
هر چند تا انتخابات يازدهمين دوره رياست جمهوري چندين ماه فاصله داريم ولكن مباحث سياسي مربوط به انتخابات پيش رو، از مدت ها پيش شروع شده است. از جمله اين مباحث، چگونگي ورود جريان فتنه در انتخابات است. دراين خصوص ديدگاه هاي متفاوتي وجود دارد. اهم اين ديدگاه ها عبارتند از:

1- گروهي كه خود از عوامل اصلي و يا پشت صحنه فتنه هستند، بر اين باورند كه بايد در انتخاباتي شركت كرد كه كاملاً آزاد باشد. تعريفي كه اين افراد از آزاد بودن انتخابات مي كنند، بدين صورت است كه انتخابات آزاد، يعني انتخاباتي كه موسوي و كروبي هم بتوانند در آن كانديدا شوند و تمامي زندانيان سياسي نيز آزاد گردند. روشن است كه اين افراد نه تنها اعتقادي به فتنه ندارند، بلكه خود را مظلوم دانسته و در موضع طلبكار قرار مي گيرند. دليل اتخاذ چنين موضعي از سوي افرادي چون موسوي خوئيني ها روشن است. او، خود مي گويد كه ما بوديم به موسوي گفتيم چنين و چنان كن. اين ما بوديم كه هواداران را به اردوكشي خياباني فراخوان كرديم حالا چگونه از آنها برائت بجوييم؟! به نظر مي رسد تكليف اين جريان از نظر قانون و مردم روشن باشد. بايد در زمان مقتضي هر يك از اين افراد پاسخگوي خيانت ها و جنايت هايي كه مرتكب شده اند، باشند.

2- گروه دوم كساني هستند كه در زمره اصلاح طلبان بوده و لكن اينگونه مانند گروه اول شرط گذاري نمي كنند. اين گروه خود به طيف هاي گوناگوني تقسيم مي شوند و مواضع متفاوتي را اتخاذ مي كنند. بديهي است هر كس در درون اين طيف ها قصد حضور در عرصه انتخابات را داشته باشد، بايد داراي دو ويژگي باشد:

الف- سابقه حضور در فتنه را نداشته باشد. كساني كه فتنه به پا كردند و در برابر نظام اسلامي به اردوكشي خياباني پرداختند و به منافع ملي و امنيت ملي ضربه زدند، صلاحيت ورود به اين عرصه را براي هميشه از دست داده اند. توبه كردن اينها نيز مشكلي را از آنها براي اين موضوع حل نمي كند. توبه براي بازگشت به صحنه سياست لازم و ضروري است، لكن براي ورود به عرصه رقابت ها، صلاحيت هايي لازم است كه اين افراد فاقد آن بوده و با توبه كردن نمي توانند به آن صلاحيت ها برسند. افرادي چون خاتمي از اين قبيل افراد هستند. خاتمي همراه فتنه گران، مشوق و مويد آنان بود. اگر ديدگاه هاي حمايتي خاتمي از فتنه گراني چون موسوي نبود، به احتمال قوي آنان تا اين اندازه بر مواضع غلط و نادرست و فتنه گرانه خود پافشاري نمي كردند.

ب- نسبت به فتنه و فتنه گران داراي موضع شفاف و صريح باشد. كساني هستند كه داراي سابقه اصلاح طلبي مي باشند و در جريان فتنه نيز همراه فتنه گران نبودند، لكن موضع شفاف و صريحي نسبت به فتنه و فتنه گران اتخاذ نكردند. اين افراد نيز نمي توانند در صحنه انتخابات حضور يابند. فتنه يك خيانت و جنايت بود و فتنه گران در مسير براندازي نظام گام برداشتند، آيا كسي كه در زمان فتنه نسبت به فتنه گران موضع صريح و قاطع نگرفته، صلاحيت قرارگرفتن در جايگاه رياست جمهوري را دارد؟ كسي كه اكنون مي گويد اگر خاتمي بيايد! من كانديدا نخواهم شد، همين نوع نگاه او به خاتمي نشان مي دهد كه نسبت به فتنه و فتنه گران داراي چه موضعي است.

3- گروه سوم كساني هستند كه جريان فتنه و جريان اصلاح طلب را معادل هم تعريف كرده و مي گويند هر كسي با سابقه اصلاح طلبي، فاقد صلاحيت شركت در انتخابات به صورت كانديدا است. به نظر مي رسد اين نوع نگاه نيز محل سوال باشد. اصلاحات و جريان دوم خرداد، داراي فراز و فرود بوده است، بنابراين به صرف اينكه فردي درگذشته، سابقه اي در اين جبهه داشته، اين سابقه براي فاقد صلاحيت بودن او كفايت نمي كند. مهم اين است كه افراد نسبت به نظام اسلامي وفادار و نسبت به جريان هاي معاند، مخالف، برانداز و فتنه گر داراي مواضع صريح و شفاف باشند. افرادي كه شرايط سنگين اصل 115 قانون اساسي را داشته باشند و شوراي نگهبان اين شرايط را احراز كند، واجد صلاحيت خواهند بود. به هر حال مرجع نهايي احراز صلاحيت ها، شوراي نگهبان است و همه جريان هاي سياسي با هر سابقه و پيشينه اي بايد اين مرجعيت را قبول كنند.

صبح صادق





ادامه مطلب ....



http://www.nooreaseman.com/forum321/thread46870.html



منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان



تبادل لينك



به گروه اسلامی ما در گوگل بپیوندید تا همیشه با هم باشیم


http://ifttt.com/images/no_image_card.png شرمنده شهدا

هیچ نظری موجود نیست: