۱۳۹۳ شهریور ۳, دوشنبه

ضايعم کردي، خدا ضايعت کند




بسم الله الرحمن الرحيم

«الهي انطقني بالهدي و الهمني التقوي»

حجت الاسلام قرائتی

نمونه‌هايي را در قرآن براي استخفاف مي‌گويد. پيغمبر ما مشغول نماز جمعه بود، خطبه مي‌خواند، کارواني با طبل و دهل آمدند جنس بفروشند. مثل شنبه بازار و جمعه بازار. اينها که پاي سخنراني بودند، همه بلند شدند سراغ خريد رفتند و فقط دوازده نفر نشستند. قرآن مي‌گويد: خيلي آدم‌هاي عقب مانده‌اي هستيد. طبل را ديديد، يک تخم مرغ و گوجه را ديديد، نماز را رها کرديد و براي خريد رفتيد؟ «وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَيْها» (جمعه/۱۱) تجارت را که ديدند سوي آن مي‌دوند. «وَ تَرَكُوكَ قائِماً» رهبر را تنها گذاشتند. نمي‌گويد: «ترک الصلاة» مي‌گويد: «ترکوک» پيغمبر را رها کردند. پيداست رها کردن پيغمبر، بدتر ازرها کردن نماز است. اينها در نماز جمعه و پاي خطبه‌ها نشسته بودند که بلند شدند و رفتند. قرآن نمي‌گويد: اينها بد آدم‌هايي هستند چون خطبه را رها کردند. بد آدم‌هايي هستند چون نماز را رها کردند. مي‌گويد: بد آدم‌هايي هستند چون رهبر را تنها گذاشتند. «تّرّکوک» پيداست رها کردن رهبر بدتر از رها کردن نماز است.

يکوقت امام فرمود: حفظ نظام از نماز واجب‌تر است. من وقتي اين را شنيدم يک مقدار جا خوردم که حفظ نظام از نماز هم واجب‌تر است. بعد ديدم بله! در مواردي از قرآن و روايات داريم اگر کسي نمازش را بخواند اما ولايت اميرالمؤمنين را قبول نداشته باشد، حکومتش حکومت طاغوت باشد، نمازش، نماز هست اما قبول نيست.

استخفاف، بي‌توجهي به نماز مي‌کند. شما صبح که مي‌خواهي بچه‌ات را بيدار کني، مي‌گويي: بلند شو نمازت قضا شد، يا مي‌گويي: بلند شو مدرسه‌ات دير شد؟!! دلت کجا مي‌تپد؟

من يکوقت در ماشين مي‌رفتم، پشت ماشين رديف دوم بودم. همينطور سرم پايين بود، يک مرتبه راننده گفت: واي... پريدم بالا و گفتم: چه شد؟ گفت: فلان تيم باخت! گفتم: تو خانه مي‌خوابي نمازت قضا مي‌شود، اينطور مي‌پري و بگويي: واي آفتاب زد؟ اينها استخفاف نماز است. آدم ورزش را ترجيح بدهد، مهماني را ترجيح بدهد، فيلم‌ها را ترجيح بدهد. به بهانه ارباب رجوع نماز را عقب بياندازد. اينها استخفاف نماز است.

عروس‌ها، بعضي‌هايشان در آغاز زندگي ممکن است ترک نماز کنند. مي‌گويد: آخر دست‌هايم را اينطور کردم، زلفم را چنين کردم، آرايشم چنين است، من خواسته باشم وضو بگيرم، عروسي‌ام به هم مي‌خورد. خان زاده‌هاي قديم موقع راه رفتن دستشان را اينطور مي‌کردند و راه مي‌رفتند. يکي از آنها در چاه افتاد. طناب انداختند گفتند: بگير و بالا بيا. گفت: اگر دستم را بگيرم، خان بودن من به هم مي‌خورد. گفتند: پس همانجا بمان! عروس است، آرايش کرده، مي‌گويد: يک شب که صد شب نمي‌شود، حالا يک شب نماز نخوانم. اينها همه استخفاف است.

تند خواندن نماز سبک شمردن است. نماز را بايد عادي بخواني. حديث داريم نماز به بعضي‌ها مي‌گويد: «ضيعتني‏ ضيعك الله‏» (کافي/ج۳/ص۲۶۸) ضايعم کردي، خدا ضايعت کند. از وزارت راه بگويم، بسياري از پروازها در وقتي است که قبل از اذان سوار مي‌کنند، آفتاب هم که بزند به مقصد رسيديم. يعني نماز صبح قرباني مي‌شود. تقريباً اکثر پروازهاي ما چند دقيقه‌اي تأخير دارد ولي حاضر نيستند براي نماز، بخشنامه هم شده است. مقام معظم رهبري بارها فرموده که پروازها را طوري برنامه‌ريزي کنيد که نماز مردم قرباني نشود. هم آقا دستور داده، هم دولت دستور داده، اما باز قانون کافي نيست. مجري مي‌خواهد، سوز مي‌خواهد. در بسياري از پروازها نماز قرباني مي‌شود.


«والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته»





ادامه مطلب ....



http://ift.tt/1vFu7eK



منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان



تبادل لينك



به گروه اسلامی ما در گوگل بپیوندید تا همیشه با هم باشیم


هیچ نظری موجود نیست: