اساس مشکلات اقتصادی، ساختار اداری کشور است که ساخته دست اروپاییها در دوران قجر است/ تا اصلاح نشدن ادارات، وضع کشور همین آش است و همین کاسه!
آقای روحانی! اگر بازهم سرکارتان با همین ادارات قجری باشد، یقینا بعد از پایان خدمتتان سرشکسته به خانه برمیگردید، زیرا راهی را که دشمنان برایمان ساختهاند نه به مدینه نبی میرسد و نه به مدینه فاضله، این ره به ترکستان است.
متن یادداشت اختصاصی استاد حیدر رحیمپور ازغدی که در اختیار پایگاه اطلاعرسانی «سراج24» قررار گرفته است، بدین شرح است:
«من بر این باورم که پس از سال 1342که حوزه پرچم مخالفت با شاه را بر افراشت، امریکا برای حفظ ایران بعنوان جزیره امن صهیونیزم در خاورمیانه و سلطنت شاه بر این بود که بر اقتصاد ایران سر و سامانی دهد لیکن ساختار اداری چنین اجازه ای را به او نمیداد. شما میتوانید با این همه پلیدی امریکا به این ادعا شک کنید . پس از پیروزی انقلاب را چه میگویید آیا بازرگان با ان همه سوابق درخشان اگرچه نتوانست بار امانت امام را بر دوش کشد بنظر شما نمیخواست به اقتصاد ایران سروسامانی دهد پس چرا نتوانست؟ ایا بنی صدر عضو سیا که مامور بود مرجعیت شیعه و روحانیت اصیل را کنار زده و غربی حکومت کند و با تمام قوا میکوشید که به اقتصادی وابسته به غرب رونقی ببخشد ایا توانست کاری از پیش ببرد؟. از این مرحله هم بگذریم ایا انگاه که حکومت به دست خودمان افتاد و چپی ها و راستی ها با هرنام و نشانی که بر سر کار می امدند سخت میکوشیدند که بخاطر درهم کوبیدن رقیب، به اقتصاد دوران حکومتشان سر و سامانی بدهند توانستند به کام خود برسند؟ در این صورت چرا ما در کشوری قاره گونه و همیشه چهار فصل و این همه معادن متنوع که اگر 100میلیون نفر روی ان کار کنند بازهم کشور محتاج به نیروی انسانیست چرا یکی از مشکلات هر حکومتی این است که چند میلیون ادم بیکار داریم و هزاران هزار نفر از بیکاری و نداشتن منزلی به اندازه قبر جای دو نفر نمیتوانند ازدواج کنند؟ . روزنامه خراسان رضوی 22مرداد نوشته بود از آغاز سال تا به امروز طلاق 9 درصد افزایش و ازدواج 8/6%کاهش داشته و نیز زاغه نشینی بخاطر گرانی کرایه منزل هر لحظه در کناره های شهرها زیاد تر میگردد ؟ به نظر شما چرا چنین مصائب مسخره گونه ای دامنگیر تمدنی به این عظمت وکشوری به این بزرگی و پر ناز و نعمتی و مردمی این چنین فداکار ،گشته است؟. آیا حکومت اسلامی نمیتواند تمدنی ارزنده ای را بسازد یا اینکه ما اسلام اورده ایم لیکن به احکام دین ایمان نیاورده ایم ؟ انصاف این است که این امت از جان و دل به اسلام ایمان اوردند و مشتاق اجرای احکام اسلامی هم میباشند ولی انچه بر همگان پنهان است و دشمن پنهان بر ما میخندد این است که پس از پیروزی انقلاب هم گرچه حکومت از ما بوده است لیکن حاکمیت از ساختاریست که اروپا در دوران قجر در چهار چوب اداری کشور ریخته است و امریکا دوران پهلوی ها به آن پرداخته است و آنچه پزشکان فریاد برآوردند که اگر این داروها رابر ظرف مسمومی بریزید داروی شفا بخش هم ادم کش گردد و فقیهان قم فرمودند اگر پاک ترین و حلال ترین غذا ها را در ظرف نجسی بریزید ان غذای حلال و پاک هم نجس و خوردنش حرام میشود. ما ارزشی برای دانش انان قائل نشدیم و هنوز نمیفهمیم که انان چه گفتند. برهمین اساس دو سه نمونه از مثالهای اطراف خود را به تماشا مینشینیم.
1-مجید مهدی زادگان حسینی پس از پیروزی انقلاب با هوش سرشاری که داشت توانست در زمان کوتاهی دو مغازه طلا فروشی داشته باشد و منزلی هم در سجاد شهر و چون پیش من که کشاورز و دامدار بودم بر درامد بسیار خود و زحمت اندک افتخار میکرد من او و درامدش را به مسخره گرفتم و او تکانی خورد و به جهاد رفت و داوطلب خدمت تولیدی در بدترین نقاط کشور گردید و جهاد گفته بود اگر با سرمایه ای که داری در زابل سردخانه ای برای بسته بندی گوشت و ماهی تاسیس کنی به بهداشت و اقتصاد و تولید کار در منطقه خدمت بزرگی کرده ای و او چنین کرد و به یاری لیاقتش خدمات سرشاری کرد ولی چند سال بعد به تزویر ادارات و بانک ورشکست شد و دست خالی و روسیاه به مشهد برگشت، باید این پرونده پیگیری شود تا مشخص گردد که این ساختار و ظروف نجس ادارات با ساختار تمدنمان و با چنین نازنین هایی چه میکند؟.
2- ده ها مهندس ابیاری متدین و متعهد به انقلاب همین که دولت مصمم شد ابیاری کشاورزی را صنعتی سازد کمر همت را برای چنین خدمتی محکم بستند. کارهایشان به اندازهای سریع و سالم و ارزان بود که شهرتشان کشوری و اصفهان و اهوازهم از ایشان دعوت کردند و صداقتشان مشخص شد ولی بدبختی از انجا شروع شد که دریافتند ورقه های کفپوش استخرها و آبروها که مبلغ بسیاری از سوبسیت ها را میبلعد و فقط سالی 100میلیارد تومان یعنی 72میلیون دلار ان روز و بیش از 200میلیارد تومان را از کشور خارج میکند با این که بهای کارخانه فقط هفت میلیارد تومان است و چون ریئس جمهوری که نمیدانست در ساختار اداری هیچ کاره میباشد از این ماجرا با خبر گردید در لحظه مبلغ هشت ملیارد و نیم که یک میلیارد تومانی ان سرمایه در گردش مال بود به بانک مرکزی حواله داد و ریئس موسسه میگوید بروید سوله ای در شهرک صنعتی جناران بخرید تا وجه پرداخت گردد ولی انگاه که سوله را با وام های بازاری میخرند ریاست میفرماید اکنون بودجه وام های صنعتی مشهد تمام شده لیکن اخر سال استاندار میگوید ما ده ها ملیارد تومان وام های صنعتی را به خاطر نبود درخواست کنندگان به تهران برگرداندیم و اگر در ایران قدرتی باشد که این ماجرا را تعقیب و فلاکت اقتصادی صدها مهندس جوان را دریابد باور میدارد که پس از انقلاب هم گرچه حکومت از ان ما بوده است لیکن حاکمیت از دولتی است که لا به لای قوانین پنهان میباشد .
3- دکتر قدسی استاد تمام رشته شیمی در دانشگاه های امریکا و نویسنده کتاب فرهنگ شیمی برنده کتاب سال که فرزندانش از نوابغ رشته های جراحی اعصاب و قلب میباشند فرزندانش با چنین مقاماتی نماز خوان و روزه گیر میباشند لیکن نوه هایش انچنان امریکایی تربیت شده اند که تصوری از دین ندارند و برخود میلرزد و تصمیم میگیرد با درامد سرشاری که دارد برگردد به مشهد ودر منطقه محرومی بیمارستانی خیراتی بزند و فرزندانش را با دین اشنا کند و برای گرفتن مجوز چنین بیمارستانی با پول خود و در زمین خود و مدیریت فرزندانی که ایران در سمینار هایش انان را دعوت میکند چند سالی اداره پیمایی میکند و به جایی نمیرسد و نهایتا بزرگواری به ایشان میگوید اگر چنین بیمارستانی را در بالای شهر بسازی ما هم مجوز میدهیم وهم زمین مجانی ولی اگر میخواهی در محله های فقیر نشینی بسازی باید نخست 80 میلیون تومان موقوفه داشته باشی و دکتر نگاهی به مدیریت افکنده و میگوید بابا شما خیلی مستضعف نما شده اید پس ایران جای ما نیست و چون پیش من امد اهی کشید و چنین داستانی را نقل کرد :انگاه که فرزندانم در رشته های خود مشهور و مراجعاتشان بسیار بود مصمم شدیم بیمارستانی شخصی در آمریکا بسازیم وتقاضایی را نوشتم و به بهداری بردم مسئول که مرا شناخته بود چون نامه را به دستش دادم خندید و به زبان مشهدی غلیظ گفت خوب تو که نمیدانی اینجا به زبان محلی حرف میزنند چگونه توانسته ای تا امروز با چنین لفظ و قلمی در اینجا کاسبی کنی؟ گفتم علم ماست که در اینجا کاسبی میکند نه پول و پارتی و پُلتیک من که دیدم ایشان مشهدی صحبت میکنند گفتم شما هم ایرانی و مشهدی میباشید و پس از انکه دانست من استاد دانشگاه میباشم چنین گفت چگونه شما تا امروز نفهمیده اید که اینجا ایران نیست که برای تاسیساتی از هر اداره استعلامی بگیری؟ برو در نامه ای چند سطری تقاضا و همه امکانات خود را بنویس و به استانداری بده 15 روز دیگر اظهار نظر تمام ادارات را در دفترچه گونه ای به درب خانه ات میفرستم و درست 15 روز دیگر کتابچه گونه ای را برایم فرستادند که همه ادارات بر ان موافقت خود را اعلام کرده بودند و شهرداری بر خلاف اندیشه مدیران مشهد نوشته بود اگر بیمارستان را در فلان محله فقیر نشین تاسیس کنی ما زمینش را به شما مجانی میدهیم و وزارت ساختمان چنین نوشته بود : شرکتی داوطلب میباشد که بنا های مفید و مردمی را باسود 4 درصد در اسرع وقت برایشان بسازد و بانکی اعلان داشته بود ما برای چنین بناهایی از وام هابیش از 5درصد بر سال سود نمیگیریم و یازده ماه بعد یعنی یک ماه پیش از مدت قرارداد ماشین بیمارستان به سراغم امد و مرا به بیمارستانی برد که حتی اتاق عملش با تمام امکانات جراحی اماده کار بود و ما در بیمارستانی مشغول کار شدیم که مدام برایمان اسکناس درشت تولید میکند و من برای اینکه به بهایم مسلمان بمانم مصمم شدم که به شهرم برگردم ودر انجا خیریه ای بسازم و که هم از دانش فرزندانم بهره بگیرم و هم از هم جوار جدم حضرت رضا و هم دینم را به مردمم ادا کنم. آقای دکتر روحانی.
آقای روحانی شما هم به تاسیس دفترهایی به این سادگی اقدام کنید تا در استانداری ها تولید کننده مجبور نباشد به ادارات مراجعه کند و تمام امکانات و خواسته های خود را بنویسد و ان دفتر از ادارات استعلام وبه تولیدکنندگان ابلاغ کند. در این صورت حرکت تولیدی ما طبیعی و مردمی گردد ولی اگر بازهم سرکارتان با همین ادارات قجری باشد به یقین دوران پایان خدمتتان سرشکسته به خانه برگشته و تا پایان اصلاح ادارات کاسه همین کاسه و آش همین آش است زیرا راهی را که دشمنان برایمان ساخته اند نه به مدینه نبی میرسد و نه به مدینه فاضله و این ره که تو میروی به ترکستان است .»
ادامه مطلب ....
http://ift.tt/1o8zL2Q
منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان
تبادل لينك
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر