بسم الله الرحمن الرحيم
«الهي انطقني بالهدي و الهمني التقوي»
حجت الاسلام قرائتی
حجت الاسلام قرائتی
يك آيه در قرآن داريم ميگويد: حق آب است و باطل كف روي آب است. سوره رعد آيه 17 است. ميخواهيم ببينيم چرا حق به آب و باطل به كف تشبيه شده است؟ حق مثل آب، باطل مثل كف روي آب. «أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماء» (رعد/17) خدا نازل كرد، «من السماء» يعني چه؟ «ماء» يعني چه؟ «فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها» سيل جاري ميشود، هر ذرهاي، هر جويي، هر رودخانهاي به مقدارش آب را جذب ميكند. جوي كوچك آب كم، جوي بزرگ آب زياد.
«فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَداً» سيل كه ميآيد حمل ميكند، «زَبد» به معني كف است. «رابِياً» كف بالا ميآيد. يك مثل ديگر هم ميزند. آيه بسيار طولاني است.
يك عالمي بود، من در جواني ايشان را در اهواز ديده بودم. از علماي درجه يك ايران بود. آيت الله بهبهاني بود. من در آستانه صد سالگي ايشان را در جوانيام ديدم. كتابي نوشته كه مرحوم آقاي دواني اين كتاب را نوشته، اين كتاب دست من رسيد. بحث قشنگي در آن بود. شيره بحث را نوشتم براي شما ميگويم. سؤال اين است: چرا خدا حق را به آب و باطل را به كف تشبيه كرده است؟
ما اگر در مثلها دقت كنيم، خيلي چيز گير ما ميآيد. 1- كف بالا نشين و پر سر و صدا است ولي از درون خالي است. اما آب خاموش و مفيد است. خيلي چيزها سر و صدا دارد، مثل پول خرد. پول خرد سر و صدا دارد اما خيلي ارزش ندارد. اسكناس و چك ارزشش زياد است اما سر و صدا ندارد. مشكلي كه آب زياد دارد، سر و صدا نميكند. اما مشكي كه آب كم دارد، سر و صدا دارد. ميگويد: كف سر و صدا دارد، باطل سر و صدا دارد، از درون خالي است.
بني اميه گفت: كاري ميكنم كه اسلام دفن شود. بني اميه محو شدند، ولي «اشهد ان محمداً رسول الله»
قبر رضا شاه محو شد، قبر امام حسين ماندگار شد. حق ماندگار است. نگاه نكنيد عجب، چه شد! مواظب باشيد در زندگيتان دنبال كف و سر و صدا و موج نرويد. كف بالا نشين است. سر و صدا دارد اما پوك است. آب خاموش و مفيد است.
2- كف روي آب را ميپوشاند. خيلي وقتها باطل جلوي حق را ميگيرد. كف روي آب را ميپوشاند. حق مثل آب است همه را سيراب ميكند ولي كف هيچي... فلزات هم اينطور است. يعني طلا و نقره را هم اگر آب كنند، كف دارد. باز از كف طلا و نقره هيچ زينتي درست نميشود اما از خودش زينت درست ميشود. باطل از آبروي حق صفا ميگيرد. كف روي آب است. ولي آب روي پاي خودش است. حق روي پاي خودش است ولي باطل در سايه حق خودش را جلوه ميكند. طلا روي پاي خودش است ولي طلاي بدلي رنگ طلا را ميگيرد. حق روي پاي خودش است، باطل سوار بر حق ميشود.
كف در اثر آلوده شدن آب پيدا ميشود. باطل هم در اثر خرافات و هوسها و توهمات پيدا ميشود. آب كه كف ندارد، وقتي با يك چيزي تركيب شد، كف ميشود. حق هم همينطور است. وقتي از چيزهاي باطل شد، يك چيزهاي خرافاتي، توهماتي، دين حق است، اما وقتي به يك چيزهايي بند كردند، بايد سعي كنيم چيزي به اسلام اضافه نشود. اگر اضافه شود بدعت ميگويند. كف در اثر آلوده شدن آب پيدا ميشود و باطل هم در اثر خرافات و هوسها و توهماتي كه به دين اضافه ميشود، پيدا ميشود.
باران از آسمان است، حق هم از طرف خداست. بهرهها به مقدار ظرفيتها است. لوله تنگ آب كمتر، لوله بزرگ آب بيشتري ميگيرد. يعني حق هم كه ايجاد ميشود هركس به مقدار ظرفيتش، مثل معده كوچك، معده بزرگ. لوله كوچك، لوله بزرگ. يعني وقتي هم يک چيزي حق است، همه مردم از حق يکسان استفاده نميکنند. ممکن است يک خانم فقط يک نوع غذا بپزد، يک خانم ديگر با دو کيلو گوشت، بيست رقم غذا ميپزد. اين ظرفيت هاي فرق ميکند. آدم هست وقتي غذا خورد ميگويد: الحمدلله! به اندازه خودش دعا ميکند. سير شدي، الحمدلله! يکوقت سير شدي ميگويي: خدايا براي همه گرسنههايي که سير شدند، الحمدلله!يعني الحمدلله براي شکم خودش نيست، براي شکم هاي ديگر هم هست. بالاخره هر گرسنهاي که سير شده، الحمدلله! آب ميخورد، اگر براي خودش ميگويد: الحمدلله! اين به مقدار ظرف شخصي است.
«والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته»
ادامه مطلب ....
http://ift.tt/1w3I8Xu
منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان
تبادل لينك
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر