بسم الله الرحمن الرحيم
«الهي انطقني بالهدي و الهمني التقوي»
حجت الاسلام قرائتی
چند وقت پيش كسي آمد يك پول سنگيني داد. گفت: سهم امام را هم به آيت الله العظمي بده. من مقلد او هستم. گفتم: من نه مجتهد و نه نماينده مجتهد هستم. شما مقلد او هستي خودت بده. گفت: ميداني مبلغ چند است؟ گفتم: باشد نميبرم.گفت: چرا؟ گفتم: 1- تو امسال اين پول را به من ميدهي، من دفتر آقا ميدهم. سال ديگر ممكن است تو ورشكست شوي. پول نداشته باشي. آنوقت دفتر آقا ميگويد: پارسال قرائتي پول آورد، امسال كجا رفت؟ 2- ممكن است من خانهام را عوض كنم و بگويند: بله پول را داديم رفت خورد. نديدي قرائتي خانهاش را عوض كرد. 3- فردا پسرت در سربازخانه يا جنست در گمرك گير ميكند، ميگويي: قرائتي! بگو ايشان آدم متديني است. من كه گاو نيستم علف بدهي و شير مرا بدوشي. من حجتالاسلام هستم. اگر فكر ميكني به من پول بدهي و من فردا از كار تو گرهاي باز ميكنم، اين كار را نمي كنم. گفت: چه حساب هايي ميكني؟! گفت: بله اين خداست كه ميگويد: از عقبهاش نمي ترسم. «وَ الشَّمْسِ وَ ضحَُئهَا» (شمس/1) آخرش ميگويد: «وَ لَا يخََافُ عُقْبَاهَا» (شمس/15) خدا كاري ميخواهد بكند، از عقبهاش نميترسد. من كه يك كاري ميكنم بايد فكر عواقبش هم باشم. تو سال ديگر دين داري يا نه؟ دين داري پولدار هستي يا نه؟ پول داشتي به من ميدهي يا نه؟ پول ميدهي بعد از من توقع نداري كه من يكجايي به تو كمك كنم. من پايم را از روي مار برنميدارم.
خيليها پيش من آمدند كه آقاي قرائتي من ميخواهم كار خيري را به دست تو بكنم. گفتم: دست شما درد نكند. ولي اگر فكر مي كني، توسط من كار خيري كني، فردا گرهاي از مشکلت باز كنم، من پياز را كيلويي يك قران نميتوانم عرضه كنم. هيچ كاري نميكنم، آن فرد رفت كه رفت... پيداست آمده بود كار خيري كند، كار شر خودش...
«والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته»
ادامه مطلب ....
http://ift.tt/1vsRImu
منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان
تبادل لينك
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر