بسم الله الرحمن الرحيم
«الهي انطقني بالهدي و الهمني التقوي»
حجت الاسلام قرائتی
اسراف در مساجد، در هيأتها، به اسم دين... بهداشت آب، در آب آشاميدني نبايد غسل كرد. آب خوردن آدابي دارد. 1- آب يخ نخوريد. 2- آب را هم بمكيد. چون معده داغ است، يك باره آب يخ روي معده نريزيد. سه بار بخوريد. يك مقدار تأمل كنيد. ظرف آب را كاغذ بگذاريد. از حاج احمد آقا نقل شد كه امام آب خورد، مقداري از آب ماند. يك دستمال كاغذي رويش گذاشت، حاج احمد آقا پرسيد: چه ميكنيد؟ فرمود: عصر هم تشنه شوم، باقياش را ميخورم. من نميخواهم آب را دور بريزم. امام ما اين است. دستمال بيني با دستمال اشكش جداست. اينها تربيت دارد.
من يكوقت بيمارستان رفتم. پزشكها دور مرا گرفتند و از امام تعريف كردند. گفتم: شما براي اينكه رهبر انقلاب است، بنيانگزار جمهوري اسلامي است. گفتند: ما روي رشته خودمان امام را دوست داريم. دستمال اشكش با دستمال ديگر فرق دارد.
از مردم طرح بخواهيم، چه كنيم مصرف آب كم شود؟ بيابانهايي كه آب كم است، درختهايي در آن حاصل ميآيد. من چيزي در ذهنم است. نگويم... چرا بگوييم كه بعد عذرخواهي كنم. شنيدهام كه درخت پسته خيلي نياز به آب ندارد. درخت بادام هم همينطور است. شايد سالي دوبار آب بخواهد. ما بيابانهاي خشك چيزهايي كه هر روز آب ميخواهد ميشود از آن طرفش استفاده كرد. ما از اين باغچه چه استفادهاي كنيم؟ فكر ماندگار كنيم. ريحان و نعنا هردو سبزي است، ولي نعنا ماندگار است. ريحان را بايد تازه خورد. ليموي ترش و شيرين هردو ليمو هستند، ولي ليموي ترش ماندگار است. ليموشيرين بعد از ده دقيقه تلخ ميشود. چه كنيم ماندگار باشد؟ چه كنيم ارزان باشد؟
يكي از آشنايان ما مدير تنيس است. [درست مي گويم. تنيس...] من يكوقت مي خواستم روي تخته سياه باطوم بنويسم. باطو را نوشتم. آخر گفتم: «م» يا «ن»؟ باطوم است يا باطون است؟ زمان شاه بود پاي تخته سياه گير كردم. گفتم: اين آخرش «م» است يا «ن». گفت: حاج آقا بايد چند تا را بخوري تا بفهمي! (خنده حضار)
حالا ما همه چيزي را بلد نيستيم. يكي از آشنايان ما مدير تنيس شده بود. گفتم: چرا مدير تنيس شدي؟ گفت: مگر عيب دارد؟ گفتم: مدير واليبال ميشدي. گفت: چه فرقي دارد؟ گفتم: زمين واليبال كوچك است. ده نفر مشغول هستند. تنيس زمينش بزرگ است، دو نفر مشغول هستند. تو كه قرار است مدير شوي، مدير جاي مفيدتري شوي. بنشينيم فكر كنيم چه كنيم مفيد باشيم. حتي در ستايش خدا ميلياردي فكر كنيم. شما حق نداريد در نماز بگوييد: «سمع الله لحمدي». يعني خدا ستايش مرا ميشنود. «حمدي» حق نداري بگويي ستايش من. بايد بگويي: «سمع الله لمن حمده» . يعني تمام ميلياردها انسان و جن و فرشته. «حمدي»، «حمده» يعني با يك جابجايي فرد ميلياردي ميشود.
«والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته»
ادامه مطلب ....
http://ift.tt/1vsRHPB
منبع:انجمن هاي سياسي مذهبي فرهنگي نورآسمان
تبادل لينك
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر